متن سخنرانی استاد عبداللهی – شب دوم محرم ۱۳۹۷

«باسمه تعالی»
سخنرانی استاد حسین عبداللهی؛ محرم سال ۱۳۹۷
شب دوم: شرم و حیا

 

  • برخی صفات اخلاقی، دو روی مثبت و منفی دارند؛ از یک زاویه صفتی است بسیار مفید و رشد دهنده، و از یک نگاه دیگر باعث عقب گرد باعث افت و باعث سقوط می شود. شرم و حیا از جمله این ویژگی ها است.
  • شرم و حیای مذموم، آن خجالتی است که باعث می شود انسان موقعیت های بسیار مهمی را در زندگی از دست بدهد و انسان را از زندگی عقب می اندازد. ریشه این شرم در حقارت و خود کم بینی است.
  • رفتار و گفتار والیدن در کودکی، نقش بسیاری در شکل گیری حس حقارت در بزرگسالی و در نتیجه ایجاد حیای مذموم دارد.
    از جمله عوامل شکل گیری حیای مذموم که در قرآن نیز مورد نهی است، تمسخر می باشد. اشخاصی که در زمان کودکی، نوجوانی یا جوانی یک بار مورد تمسخر قرارگرفته باشند، حس انفعال و شرمساری گاه تا آخر عمر با آنها خواهد بود.
  • علی(ع) شخصیتی است که «لَا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لَائِمٍ» سرزنش هیچ سرزنش گری علی (ع) را از کار اساسی و زندگی خودش بازنداشت. هیچ وقت کسی نتوانست ترمز علی (ع) را بکشد با آن انگ و تمسخر و چیزهایی که به او چسباندند.
  • حیای مثبت ریشه در علم، قدرت و ایمان دارد. بعضی از کارها و سخنان را انسان باید بگوید: «من از انجام آن خجالت می کشم و یا شرم دارم». حیاء مثبت یعنی ارزش برای خانواده خودم قائل هستم. من هر فیلمی را، هر کانالی را، هر شبکه ای را، هر سایتی را در خانه ام نمی آورم، اصلا خجالت می کشم بیاورم.
  • تنها موجود جانداری که حیا را می فهمد انسان است. و یکی از مواردی که اتفاقا استکبار قلبش را نشانه گرفته است همین مسئله حیا است. حیائی که با فطرت آدم متولد می شود.
  • شرم و حیا باعث طهارت جامعه است. شرم و حیا و دل دادن به این تعلیمات، ضامن اجرای قوانین هم است.
  • جابه جایی تعریف معروف و منکر، عامل رسوخ بی حیایی در جوامع می شود.

 

IMG_0599-copy

عن علی علیه السلام: «أحسن الحیاء إستحیاؤک من نفسک». [۱]
ان شاءالله آن به آن که در دستگاه اباعبدالله (ع) نفس می کشیم به مرام و منش و مکتب این بزرگوار هم نزدیکتر بشویم و ان شاءلله جامه عمل بپوشانیم، صلواتی ختم بفرمایید.

برخی صفات اخلاقی، دو روی مثبت و منفی دارند.
برخی از صفاتی که در ما انسان ها هست، دو جنبه دارد، دارای دو رو برای یک سکه است. از یک زاویه وقتی انسان ملاحظه می کند، صفتی است بسیار بسیار مفید، رشد دهنده، باعث صعود و به یک نگاه دیگر وقتی انسان آن را ملاحظه می کند باعث عقب گرد باعث افت و باعث سقوط می شود پاره ای از صفات به این شکل هستند.
یکی از این صفاتی که من انتخاب کردم و قصد دارم امشب مقداری در مورد آن صحبت کنم صفتی است به نام حیا و شرم. این خصوصیت یکی از آن صفاتی است که عرض کردم.

شرم و حیای مذموم
بعضی وقت ها به خصوص در زندگی جوانان و نوجوانان، انسان وقتی نگاه می کند می بیند که موقعیت های بسیار بسیار مهمی را در زندگی از دست می دهند، به خاطر همین خجالت کشیدن، به خاطر همین کم رویی و شرم بی جا. این شرم چیز خوبی نیست؛ شرمی که انسان را از زندگی عقب بیاندازد؛ شرمی که ریشه آن در حقارت و خود کم بینی باشد. چرا یک جوان نباید بتواند راحت با روحانی محل خود صحبت کند، یک جوانی که نتواند درست حرفش را به دوستش بزند، به معلمش بگوید، ارتباط صحیحی نتواند با جامعه و پیرامون خودش برقرار کند. احساس شرمساری و خجالت در این جوان، در این نوجوان، در این دختر، در این پسر چیز خوبی نمی تواند باشد.
بدترین جمله ای که شاید درک جوانان یا نوجوانان به [قبح] آن نرسیده است همین است که تا [به آنها کاری محول می کنید] می گویند روی [انجام آن را ندارم] من خجالت می کشم، دور من را خط بکش، من نمی توانم. چرا؟ اگر مورد بدی پیشنهاد می شد یک حرفی، اما گفتن یک مطلب خوب، دادن یک پیشنهاد درست، ارائه یک فکر و اندیشه، گرفتن یک مسئولیت، چرا می گوید خجالت می کشم؟

استخفاف، ریشه حیای مذموم
می دانید ریشه این قضیه از کجاست. این یعنی من به خودم اطمینان ندارم. من از پس این کار بر نمی آیم. به این کار اصطلاحا می گویند استخفاف؛ یعنی خود کوچک کردن؛ یعنی حسابی روی خود باز نکردن. این خیلی بد است. بدترین توسری ها را جوان و نوجوانی می خورد، خانواده و اجتماعی می خورد که خودش را چیزی حساب نمی کند. این صفت خجالت و شرم و حیا که ما می گوییم شرم مذموم، یک ترمز دستی است.

تأثیر والدین بر شکل گیری حیای مذموم کودکان
حالا خدا نکند که پدر و مادر هم در این [میان ] با رفتار و گفتار خودشان این حس را در فرزندان خود القا کنند که رویمان نمی شود، خجالت می کشیم. این چیز خوبی نمی تواند باشد.
باید مثل مادر انیشتین بود. در احوال انیشتین نقل می کنند (حالا یا افسانه است یا واقعیت دارد ولی مطلب شنیدنی است واقعا سخن درستی است) می گویند وقتی که گویا انیشتین در مقطع ابتدایی تحصیل می کرده از مدرسه اخراجش می کنند. مادرش را دعوت می کنند و به او آرام می گویند که این بچه سطح آگاهی و هوشش این قدر نیست که در این مدرسه تحصیل کند این هم پرونده اش از این جا او را ببرید. [و این به معنی اخراج او بود] وقتی پرونده را به این خانم می دهند. پسرش سوال می پرسد که چرا از این مدرسه باید برویم؟ جواب هوشمندانه ای این زن می دهد که اتفاقا می گویند بعدها انیشتین هم گفته است به هرجا رسیدم از این جمله مادرم بود. مادرم به من گفت که مدیر گفته است که بچه تو استعداد بالایی دارد و باید به صورت خصوصی تعلیم ببیند. همین باعث می شود که استعدادش شکوفا شود. وخودش را توسری خور و خود کم بین حساب نکند و بعد [آینده او را] می بینید.
من خیلی تعجب می کنم از پدرها و مادرهایی که راست راست به فرزندانشان می گویند تو کودنی تو نمی فهمی، این بدترین جمله است. ممکن است یک جوانی یا نوجوانی در یک زمینه سطح هوشی پایینی داشته باشد، اما در زمینه دیگر دارای هوش بالایی باشد. شخصی ممکن است استعدادی در زمینه ریاضی نداشته باشد؛ اما در علوم انسانی و حفظی خیلی هم قوی و با استعداد باشد. شاید در این علوم قوی نباشد ولی در کارهای فنی قوی باشد. خب چرا انسان کسی را بی دلیل از هستی ساقط بکند.

تمسخر، عامل تشدید کم رویی
چند عامل این وسط برای تشدید کم رویی، خجالت وضعف وجود دارد، اینکه آدم خودش را هیچ حساب نکند. و می دانید کسانی که در کودکی و نوجوانی این توسری خوردند تا زمان میانسالی و حتی بعد از آن چنین حالتی در وجودشان باقی می ماند. یکی از آن عواملی که بسیار بسیار موثر است و در قرآن هم به شدت خداوند تحضیر کرده است و جامعه را بر حضر داشته است، تمسخر می باشد.
یکی از عوامل شکست روحی مسخره کردن است. ما متوجه نیستیم که چه مقدار این مسخره کردن مضر است و چه مقدار بعضی از روح ها را تخریب می کند به صورتی که به خاطر همین مسخره شدن [هیچ گاه به زندگی باز نخواهند گشت] و دیگر هیچ موقع شکوفا نشدند. طبق نظر روانشناسان اشخاصی که در زمان کودکی، نوجوانی یا جوانی یک بار مورد تمسخر قرارگرفته باشند، حس انفعال و شرمساری گاه تا آخر عمر با آنها خواهد بود. خیلی از این افراد دیگر نتوانسته اند قد علم کنند، دیگر نتوانسته اند مثل بچه ای که به او بها و ارزش داده اند رفتار کنند، مانند بچه ای که اگر خطا کرده است به او گفته اند که مشکلی نیست تو می توانی، دوباره شروع کن. دیگر[شخص مورد تمسخر] مثل این بچه ها نمی شود. دیگر شکسته است، می ترسد. مثل کسی که در آب غرق شده یک بار، دیگر از آب می ترسد. مثل کسی که یک غذا را خورده، بهش ننشسته، حالش بد شده، استفراغ کرده، دیگر نمی خورد آن غذا را، دیگر خاطره بد دارد. بعضی از روحیه ها این طور می شود؛ یعنی از بین رفته اند، دیگر نمی تواند در اجتماع سر بلند کند.
هیچ کس را مسخره نکنید. تمسخر از نظر اجتماعی یک جنایت است، بعضی وقت ها یک خانواده را عقب می برد، بعضی وقت ها یک آدم را تا آخر عمرش ذلیل می کند، هیچ می کند، پوچ می کند.

قرآن کریم مسخره کنندگان را جاهل می داند
ببینید بعضی ها رنگ پوستی را ممکن است مسخره کنند. چقدر بد است. بعضی ها ممکن است پوشش یک قوم را مسخره کنند. چقدر بد است. گویش را ممکن است مسخره کنند؛ گویشی که در قرآن یکی از آیات معرفی شده است در سوره روم آیه ۲۲: «وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْعالِمین‏» ما این اختلاف گویش را آیه و نشانه بر وجود خودمان قرار دادیم آن هم برای عالِمین نه عالَمین. آدم های باسواد می فهمند که این اختلاف ها خندیدنی نیست، بلکه راهنمایی برای رسیدن به خدا است. آن هایی که مسخره می کنند، جهل دارند، عالم نیستند.
یک جای دیگر خیلی هم تصریح شده اتفاقا به این مطلب که مسخره کننده ها جاهل اند، واقعا هم جهل دارند. چه ضربه ای می زنند، چه مشکلاتی را که پدید نمی آورند. موسی کلیم الله (ع) به بنی اسرائیل فرمود که باید گاوی را ذبح کنید. آن کسی را که کشته شده بود از طایفه بنی اسرائیل باید دم این گاو یا بخشی از بدن این گاو را به این مقتول بزنید و بعد زنده می شود و بعد می گوید قاتل من کیست، این نص صریح قرآن است که حضرت به قومش فرمود «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً قالُوا» وقتی چنین گفت بنی اسرائیل گفتند: «أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً» [۲] مسخره کرده ای ما را جناب موسی؟ یعنی چه گاو را بکشیم گاو را بزنیم به مرده، مرده زنده بشود بگوید چه کسی من را کشته است؟ «أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً» ما را مسخره می کنی؟ ما را دست انداخته ای؟ موسی یک جواب می دهد: مسخره نمی کنم، «أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلین‏» پناه بر خدا از اینکه من آدم جاهلی باشم. یعنی آدم های مسخره کننده چه هستند؟ جاهل هستند. جهل دارند چون نمی فهمند چه ضربه هایی دارند می زنند. این خودش خیلی مهم است.
خب پس یک حیا و یک شرم داریم، شرمی است که شرم از روی ضعف است، از روی احساس انفعال درونی است، این چیز خوبی نیست.

اولیای الهی، گرفتار شرم و حیای مذموم نمی شوند.
ما در احوالات امیرالمؤمنین (ع) داریم اتفاقا یکی از خصوصیاتی که خیلی در باب امیرالمؤمنین (ع) در دعای ندبه وهم در ادعیه دیگرداریم، در زیارتنامه ها هم آمده است، حضرت زهرا (س) هم به همین خصوصیت امیرالمؤمنین (ع) را در آن بحبوحه حوادثی که بعد از رحلت پیامبر اتفاق افتاد، را متصف می کند، این است که علی شخصیتی است که «لَا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لَائِمٍ» سرزنش هیچ سرزنش گری علی (ع) را از کار اساسی و زندگی خودش بازنداشت. هیچ وقت کسی نتوانست ترمز علی (ع) را بکشد به خاطر آن انگ و تمسخر و چیزهایی که به او چسباندند، این کار را نکرد. امیرالمؤمنین (ع) چنین روحیه، چنین شخصیت قوی و سترگی داشت. خود کم بین نبود امیرالمؤمنین (ع). این یک نکته بسیار مهم.

شرم و حیای مثبت
اما در کنار این حیاء منفی که عرض کردم ریشه اش در آن انفعال درونی است، ما یک حیاء مثبت هم داریم، حیاء خوب، حیاء رشد دهنده که جامعه نیاز به این حیاء دارد. خیلی مهم است این جا به خصوص جوانان عزیز گوش کنند.

حیای مثبت ریشه در علم، قدرت و ایمان دارد.
پیغمبر خدا می فرماید حیا بر دو قسم است: «حَیَاءُ عَقْلٍ وَ حَیَاءُ حُمْق» [۳] یک حیا، حیاء عقل است، ریشه اش در عقل است «فَحَیَاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْم‏» ریشه این حیا علم و آگاهی است، و یک حیا هم حیاء الحمق است «وَ حَیَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْل»‏ ریشه چنین حیاء و شرمساری ای نادانی است، خود کم بینی است، در نظر نگرفتن توان خود است. این حیاء، حیاء بدی است؛ اما حیاء عقل هم داریم.
بعضی از کارها و سخنان را انسان باید بگوید: «من از انجام آن خجالت می کشم و یا شرم دارم». خیلی خیلی ابلهانه است معذرت می خواهم هر حرفی بر زبان انسان بیاید. چقدر این جمله شیرین است، امام صادق (ع) انتخاب کرده از کلمات پیامبر (ص) فرموده است: «الْحَیَاءُ عَلَى وَجْهَیْن‏» حیاء دو قسم است. یک قسم «فَمِنْهُ الضَّعْف‏» همین حیایی است که آدم هی بگوید بابا من می ترسم. چرا می ترسی؟ مگر دیگران رسیدند، چه بودند رسیدند؟ قسم دیگر «وَ مِنْهُ قُوَّهٌ وَ إِسْلَامٌ وَ إِیمَان‏» [۴] بعضی از حیاها نشأت گرفته از ایمان و ریشه اش در ایمان است، ریشه اش در زبونی و خاری نیست، ریشه اش در علم است؛ چون می فهمد این کار انجام نمی دهد؛ چون علم و ایمان دارد این حرف را نمی زند. این وجود زبون نیست، این وجود مقتدر است. این وجود با شعور است، فهمیده است. نه خودکم بین هم نیست خیلی هم می فهمد، خیلی هم برای خودش عزت نفس قائل است و برای شرافت و عزت نفس است که حرف نمی زند، انجام نمی دهد. خیلی مهم است، خیلی خیلی مهم است.

جایگاه حیای مثبت در روابط خانوادگی
حیاء مثبت یعنی ارزش برای خانواده خودم قائل هستم. من هر فیلمی را، هر کانالی را، هر شبکه ای را، هر سایتی را در خانه ام نمی آورم، اصلا خجالت می کشم بیاورم، شرم می کنم چنین صحنه هایی را در خانه ام نگاه کنم؛ مثل بعضی ها نیستم که هزاران سایت و فیلم کج و معوج را خانوادگی تماشا می کنند.
اتفاقا این حیاوشرم باید باشد، نبود چنین حیائی با عرض معذرت بی عقلی هست.
یک دوست دارم چند وقت پیش به بنده گفت یکی از همکاران ما که اتفاقا در مقطع دکترا هم تحصیل کرده است و مدرک دکترایش را هم گرفته است از خانمش جدا شده است وقتی پیگیر دلیل جداییشان شدم که چرا جدا شدید زندگی شما که بد نبود؛ خوب بود. مشکل شما چه بود؟ گفت: خانم من یک درخواست عجیب از من کرد؛ گفت: زمانی که در خانه هستی من شما را می بینم ولی برای زمانی که در محل کار خود هستی باید شما دوربین نصب کنید تا من در آنجا نیز شما را ببینم. گفتم: خب چرا چنین در خواستی از شما داشته است؟ گفت: که خانم بنده گفته است که ما با هم دیگر همه فیلم وصحنه ای می بینیم. آن فیلم هایی که از ترکیه و فلان کشور پخش می شود و گرا می دهد به آقایون شما هم می بینید. اگر [شما منحرف شدید] من خبر دارم؟ خیلی از این [ویژگی هایی که خانم ها در این فیلم ها دارند] من ندارم؛ اگر [به محلی به غیر از محل کار رفتی من متوجه می شوم]؟ اگر با فرد دیگری بودی من خبر دارم؟
برای همین آدم باید خجالت بکشد هر صحنه ای را ببیند. باید انسان خجالت بکشد هر چیزی را درون خانه خود بیاورد.

حیا، ویژگی فطری انسان
برادران و خواهران بنده به لفظ جلاله قسم می خورم این بی حیایی ها این شکستن حرمت، همه اش وارداتی است و تولید داخل نیست. ما نه در فرهنگ ایرانیمان و نه در فرهنگ اسلامی خوداین مورد رانداریم؛ ما اهل این موارد نبودیم و نیستیم؛ اینها وارداتی هستند. ما را گول زدند و به ما چنین مسئله ای را قالب کردند.
یکی از دانشمندان غربی به نام مارک حرف خیلی خوبی دارد. سخنی دارد شبیه به یک روایت اسلامی. می گوید: «تنها موجود جانداری که حیا را می فهمد انسان است». و یکی از مواردی که اتفاقا استکبار قلبش را نشانه گرفته است همین مسئله حیاء است. حیائی که با فطرت آدم متولد می شود. اصلا آدم خجالت در ذاتش است. بنده این سخن مارک را دیدم، دیدم دقیقا چهارده قرن قبل امام صادق (ع) به مفضل همین را می گوید: «انْظُرْ یَا مُفَضَّلُ إِلَى مَا خُصَّ بِهِ الْإِنْسَانُ دُونَ جَمِیعِ الْحَیَوَان»‏ به یکی از خصوصیات انسان خوب نگاه کن. چه خصوصیتی است؟ عجیب است بنده دوست دارم این جوانان این حرف را از امام صادق (ع) را در گوش خود ببرند. «مِنْ هَذَا الْخَلْقِ الْجَلِیلِ قَدْرُهُ» این اخلاق بسیار بزرگ «الْعَظِیمِ غَنَاؤُه» پتانسیل بالایی در این خصوصیت فطری آدم ها است «أَعْنِی الْحَیَاء» [۵] حیا خصوصیتی است که پتانسیل بسیار بالایی در طهارت جامعه در طهارت فرد دارد.
[انسان] تنها موجودی است که خجالت می کشد؛ اما چرا می خواهند این خجالت را از وجود آدها ببرند؟ چرا بعضی ها می خواهند این شرم مثبت را از زندگی ها پاک کنند؟

شرم و حیا، عامل طهارت اجتماع و پایبندی به قوانین اجتماعی است.
شرم و حیا مطمئنا باعث طهارت جامعه است. یکی از دانشمندان معاصر خیلی حرف زیبایی می گفت: عجیب که شرم و حیا و دل دادن به این تعلیمات، ضامن اجرای قوانین هم است. صد دوربین هم بگذاری بالای سر آدم بی شرم آدم بی حیا یک لحظه که از او غافل شوی آن کار بد را انجام می دهد. یک انسان با شرم و حیا اگر صد دوربین باشد یا نباشد؛ یک چشم دوربین، دقیق و تیز بین را بالای سر خودش می بیند: خدا. «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى» [۶] آیا انسان نمی بیند که خدا او را نگاه می کند. حرف، حرف دقیقی است. ضامن اجرا شرافت و کرامت ها در جامعه همین حیا است.
یک چوپان را گفتند: یکی از این گوسفندان را به ما بفروش ما گرسنه ایم در این بیابان گیر افتاده ایم. گفت: من چوپان هستم صاحب گله در روستا است. مال من نیستند. نگاه کنید که این شرم و حیا چه می کند. گفتند: چه بهتر پول گوسفند را خودت بردار و به صاحب گوسفندان بگو که گوسفند را گرگ خورده است. گفت: فأین الله؟ پس خدا کجاست؟ همین یک جمله؛ خدا کجاست؟ شرم! تقوا را بعضی ها به شرم معنا می کنند.

جابه جایی تعریف معروف و منکر، عامل رسوخ بی حیایی در جوامع
حیا یکی از آن مسائلی است که متاسفانه جوامع ما یواش یواش به شیوه های مختلف آسیب به آن می زنند. واقعا این مسئله بسیار مهمی است که خدا نکند به جامعه ای بعضی از مسائل را قالب کنند؛ ما می گوییم آدم باید خجالت بکشد چیزی را نبیند ولی تا زمانی است که بگویید بد است؛ اما اگر به یک جامعه ای قالب کردند که این ها خوب است، آن وقت چه می شود کرد؟ می شود واقعا با این مطلب کنار آمد؟
پیامبر خدا به سلمان گفت: سلمان سه مرحله جامعه من طی خواهد کرد. یکی از یکی بدتر؛ مرحله اول زمانی خواهد آمد «إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُکُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُکُمْ» فسق می آید سراغ زنان و جوانان و در صورتی که امر به معروف و نهی از منکری نیست. یک فردی گفت: یا رسول الله چنین حالتی می شود؟ پیامبر فرمود: بله بدتر از این هم می آید؛ مرحله دوم وقتی که «إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْکَرِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوف»‏ جوامعی خواهند آمد که راست راست، زنده زنده دستور به بدی می دهند و نهی از خوبی می کنند. باز تعجب کردند، سلمان تعجب کرد یا رسول الله (ص) همچین حالتی می شود. پیامبر (ص) فرمود: بله چنین حالتی می شود. چون بدتر از آن را هم دارند و اتفاقاَ زیربنای این دو مورد بالایی همین یک مورد آخر است. [۷]
یک زمانی خواهد آمد که مردم معروف ها را بد می بینند یعنی اینکه می گویند چه اشکالی دارد، و بدها را خوب، و کارهای زشت را می گویند نه چه اشکالی دارد، شست و شوی مغزی [می شوند] این خیلی بد است دیگر.
اگر کسی می گوید «[بی حیایی] تجدد و پیشرفت است و یا حجاب و عفاف کهنه گرایی است و یا عدم اختلاط زن و مرد نباید باشد این حرف ها را دور بریزید، این ها مال چهارده قرن قبل است، این ها زمان خورده و روزگار عوض شده است». ما دیگر نمی توانیم چنین فردی را امر به معروف و نهی از منکر کنیم، دیگر طوری شده که ذهن شست و شو شده است، باید تعویض کرد و دیگر برای این شخص آب در هاون کوبیدن است [امر به معروف و نهی از منکر] . چنین افرادی که بدی منکرات را باور ندارند، خیلی سخت است که متوجه شوند بلوغ زودرس بد است؟ این کسانی که ادعا می کنند این مطلب اشکالی ندارند، خیلی سخت است که متوجه شوند غریزه جنسی را نباید تحریک کرد؟ ا آیا متوجه شدن این موضوع ها خیلی سخت است؟ خیلی سخت است متوجه شویم اگر حیا از بین برود، باعث ایجاد افت تحصیلی، انزوا، گوشه گیری و سرخوردگی برای جوانان می شود؟ واقعا درک این مسایل سخت است؟
به دور از جمع چرا بعضی ها در قالب روشنفکری و تجدد از بی شرمی، از بی حیایی، دفاع می کنند [با گفتن] زمانه عوض شده است، شما کهنه گرایید، شما خودتان را بروز کنید. به خدا این درست نیست.

تصریح دانشمندان غربی بر اهمیت حیا
بعضی از این متفکران بی غرض و بی شیله پیله غربی اساس مطلب را گفته اند. دانشمند عجیبی دارند غربی ها که آدم بی دینی است به نام فروید که اصلا اعتقادی به خدا و مذهب ندارد حتی شاگردان او مثل یونگ هم به او اعتراض کرده اند که چرا تو دین را با این همه عظمت و کارکرد منکر هستی؟ چرا انکار می کنی؟ (خیلی جوانان دقت کنند گول مارک ها را نخورند، گول اسم ها را نخورند، این حق من است، حقوق است، نمی دانم حقوق بشر… این حرف ها چیست! چرا بعضی ها واقعیت ها را وارونه می کنند و اسمی دیگر برایش می گذارند) دقت کنید فروید چه می گوید: اگر تمدن و قانون برای آرامش و آسایش است که هست واقعا، آدمی باید بفهمد از نظر فنی و علمی، (فروید می گوید به دین کاری ندارم) از نظر فنی و علمی باید مردم بفهمند برای رسیدن به این هدف یعنی آرامش، باید جلوی تحریک غرایز و شهوت ها را در جامعه گرفت. نباید کاری کرد که جوانان تحریک بشوند. عبارات را تک تک دقت کنید خواهران و برادران جست و جوی آرامش، امنیت، بدون صرف نظر کردن از آزادی جنسی [ممکن نیست]. این آزادی جنسی را که بعضی ها می خواهند یک توقع خود پسندانه است؛ خود پسندانه است کسی بگوید من تو را دوست دارم بدون صرف نظر کردن از این توقع، انسان امکان ندارد به آرامش و امنیت اجتماعی برسد این سخن فروید است. بعضی ها به راحتی بی حیایی را ترویج می کنند.
زیباتر از سخن فروید را دکتر کارل می گوید (این سخنان عجیب هستند) میل به اینکه انسان هر طوری دوست دارد در جامعه باشد، این میوه تلخ کشورهای دموکراتیک و آزادی خواهی است که آزادی در آنها بی تناسب رشد پیدا کرده است و سرطانی شده است: هر لباسی هر مدی، هر نوع ارتباطی، هر حقی (الان حق هم جنس گرایی را هم تحت حقوق بردند و می گویند حقوق بشر است؛ الان در خیلی از جاها آدم نمی تواند بگوید حق نیست به او می خندند و خیلی ها هم این را باور کرده اند).
این سخن دکتر کارل است: دانشمندانی که در اروپا و آمریکا این نهال زشت را کشت کردند و بنام منطق، عقل، علم، اصول زندگی و سنت های پدران ما را به مسخره گرفتند، هر نوع الزامی را نامعقول می دانند. آخر چرا؟ می گویید آقا باید این را رعایت کرد، می گوید «”باید” به من نگو این ضد حقوق است»! چرا آخر؟ این بی منطقی است. دنیا که جنگل نیست که “باید” در آن نباشد؛ آن شیر و پلنگ است که “باید” در کارشان نیست، به هر کسی می پرند، هر چیزی را پاره می کنند و می خورند. خیلی دکتر کارل قشنگ حرف می زند می گوید این نهال را کاشتند به نام منطق اما اصول زندگی و سنت های نیاکان ما را به مسخره گرفتند و هر نوع الزامی را بی عقلی اسمش را گذاشتند، به جنگ مقرراتی رفتند که هزاران سال تجربه بشری و اخلاق مذهبی آن را تایید می کرد ریختند و همه را پاره کردند، به اسم دمکراسی، به اسم آزادی.
من آمار جدید ندارم اما به شما بگویم آمار چند سال پیش است، هرسال پنجاه هزار سقط جنین در انگلیس و لندن صورت می گیرد. آمار سابق را دارم از هر بیست بچه یکی از آنها نامشروع است. این خروجی و میوه تلخ و نکبت بار این آزادی ها و ولنگاری ها است که بعضی ها دارند به انتهای کوچه بن بست آن که پیشانی غرب را شکسته است می روند و می گویند خودمان هم باید تجربه بکنیم!
خانمی معروف به نام کارن آرمسترانگ جدیدا کتابی دقیق به نام «پیامبر اسلام» نوشته است. کتابش را من توصیه می کنم جوانان مطالعه کنند. این کتاب چند سال پیش پرفروش ترین کتاب سال آمریکا شد. آنجا حرف خوبی می زند، می گوید ای غربیان به خودتان بیایید، این قدر بی جهت مسلمانان را متعصب ننامید. یک خانم مسلمان وقتی در دهان بی حجابی، در دهان فرهنگ ما غربی ها می زند، به سرعت نگویید جاهل و متعصب هستند. من یک خط عین عبارت را برای شما بخوانم:
«اگر زن مسلمان امروز، بعضی از ارزش هایی که به عنوان حقوق و آزادی به او پیشنهاد می شود، رد می کند، نه به خاطر تعصب جاهلانه زن مسلمان است، بلکه به خاطر این است که غرب را در روابط زن و مرد، به گمراهی و بی هویتی فهمیده است».
می گوید غرب بی هویت شده است. چرا ما دنبال این فرهنگ برویم. این ها کتاب هایی هستند که در آمریکا، انگلستان و در آلمان نوشته شده اند، در مهد تمدن های این چنینی و بی حجابی ها نوشته شده است. ولی متاسفانه گویا اعتقاد آنها بیشتر از برخی افرادی است که در فرهنگ ما زندگی می کنند.
کربلا درس نامه حیا است. کربلا مدرسه عفت است. چه کارهایی که با حیا انجام ندادند. قمر منیر بنی هاشم دستان خود را به خاطر شرم و حیا داد. زیر بنای اخلاق، مسئولیت پذیری، شرم است.

 

صوت سخنرانی:

حجة الاسلام و المسلمین عبداللهی - سخنرانی
20.3 MiB
55 Downloads
اطلاعات بیشتر

 
۱. غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۰۰.
۲. بقره:۶۷.
۳. الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص۱۰۶.
۴. قرب الإسناد (ط – الحدیثه)، النص، ص۴۶؛ الخصال، ج‏۱، ص: ۵۵.
۵. توحید المفضل، ص۷۹.
۶. علق:۱۴.
۷. در متن روایت به نام سلمان تصریح نشده است. مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ ص کَیْفَ بِکُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُکُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُکُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَقِیلَ لَهُ وَ یَکُونُ ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْکَرِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ یَکُونُ ذَلِکَ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا رَأَیْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْکَراً وَ الْمُنْکَرَ مَعْرُوفاً. (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۵، ص۵۹)

 

 

 

 

پاسخ دهید