📝 نــشــریه علمی_تربیتی #معراج_مناره_ها
🔼 فایل pdf و قابل چاپ،
(مناسب جهت تابلوی اعلانات)
✍️ آنچه در این شماره می خوانید….
۱- نوبت عمل مسئولین/
مصطفی محجوب
۲- دو لکه نجاست بر دامان ما/
وحید یامین پور
۳- چرا باید به آینده امیدوار بود؟
۴-خیال های خام/
سیمین پورمحمود
۵-نگین سبز دزفول/
معصومه تصدیقی
۶-ده مورد از بی فکریهای اغتشاشگران!
۷- دگر تا قله راهی نیست مردم/
زهرا آراستهنیا
۸- سیری در روند شکل گیری ذهن «اینستا زده» ی پشت بدنه آشوب ها…
——————————————–
نوبت عمل مسئولین
▪ مصطفی محجوب
مطالبهای که مصادره شد
چندی است که مردم عزیز ایران تحت شدیدترین و بی سابقه ترین فشارهای معیشتی قرار گرفتهاند و نوسان قیمت، امنیت اقتصادی و روانی جامعه ایرانی را نشانه گرفته است؛ نوسان قیمت ارز و طلا و کالاهای اساسی و حمل و نقل و … به حدی است که مورد اعتراض به حق بازاریان و سایر اقشار قرار گرفت اما متاسفانه با ورود تروریست های مسلح آموزش دیده از طرف سرویس های بیگانه و فریب برخی جوانان و نوجوانان ، ادامه این اعتراض ها به سمت ایجاد صحنه هایی رفت که نه تنها فرصت مطالبه گری را از مردم گرفت بلکه با وارد کردن میلیاردها تومان خسارت مالی و قربانی کردن جان تعداد زیادی از عزیزان این ملت دل هر ایرانی را به درد آورد.
مردم اما در یوم الله ۲۲ دی به خیابان ها آمدند و بار دیگر نشان دادند هرگز نخواهند گذاشت ، دشمنان قسم خورده این کشور به اهداف شوم خود برسند.
نوبت عمل مسئولین
اینک نوبت عمل مسئولین است و بیش از همیشه بر آنان واجب است که برای اصلاح وضع معیشتی مردم به میدان بیایند. امروز سیاست های کلان اقتصادی باید به گونه ای تدوین شود که کمترین فشار به مردم به ویژه در دهک های پایین وارد شود.
همچنین در رده های مسئولین استانی و منطقه ای، پیگیری مطالبات به حقی مثل اشتغال جوانان، تسریع در پرداخت وام های ازدواج و فرزند آوری ، تسریع در روند ساخت مسکن های ملی و نظارت بر روند درست توزیع خدمات و کالاهای اساسی آن هم با قیمت مصوب و پاسخگویی به مطالبات به حقی مثل رسیدگی به پرونده های مالی که سرمایه مردم را تهدید و تضعیف کرده است از کمترین و عملی ترین کارهایی است که در مقام تقدیر از مردم فهیم کشور ، استان و شهرستان میتوان انجام داد.
مسئول محترم ، شما به واسطه حضور این مردم است که بر صندلی و جایگاه مسئولیت تکیه داده اید؛ بزرگ مرد این انقلاب فرمود: مردم ولی نعمت این انقلاب هستند، پس روا نیست که بیش از این مطالبات به حق آنها نادیده گرفته شود.
سازوکاری برای اعتراض
نکته بعدی و شاید بسیار مهم، ایجاد قانون منسجم برای بیان اعتراضات به حق از سوی مردم است، بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی مردم حق دارند اعتراضات خود را نسبت به عملکرد مسئولین و نهادهای حاکمیتی بیان کنند اما متاسفانه تا کنون سازوکاری قانونی برای این مهم تدوین نشده است و به همین دلیل هر گاه اعتراض به حقی بوده با ورود عناصر خرابکار در نطفه خفه شده است.
دو لکهی نجاست بر دامان ما
▪ وحید یامین پور
مردم اعتراض دارند اما نمیتوانند در میدان اعتراض، حسابشان را از تعدادی مزدوران نفوذی اسرائیلی جدا کنند، تا مطالبهی حقشان شنيده شود.
همانطور که جمهوری اسلامی نمیتواند بهسادگی حسابش را از تعدادی مدیران فاسد مفسد جدا کند تا صدای حقش شنیده شود. جدا کردن هر دو لکهی نجاست از لباس مردم و نظام، سخت است و شاید این خاصیت دنیا باشد تا بصیرت و صبر ما آزموده شود.
هر دو مظلوماند: مردم و جمهوری اسلامی؛ و جمهوری اسلامی خود مردم است.
و آمریکا منشاء هر دو نجاست است: هم مزدوران نفوذیاش هم مسئولان فاسد. به هر دو وعده اقامت و حمایت میدهد. مثل همانها که با کیفها و چمدانهای پر سر از آمریکا و کانادا درآوردند. مثل سلبریتیهای خراب، مثل جیشالظلم و پژاک و منافقین…
ما برای انقلابی ماندن حجتهایی داریم که همواره در طهارت باقی ماندند. حجتهایی از جنس حاج قاسم سلیمانی، سید ابراهیم رئیسی، غلامعلی رشید و…
چرا باید به آینده امیدوار بود؟
اقتصاد ایران با مشکلاتی نظیر تورم مزمن و رشد اندک مواجه است. یک واکاوی بیطرفانه تاریخی و اقتصادی، ریشههای اصلی این مشکلات را آشکار میسازد. اقتصاد ما در دههی اخیر هدف طراحیشدهترین و پیچیدهترین رژیم تحریمی تاریخ بشریت، موسوم به فشار حداکثر از سوی ایالات متحده آمریکا بوده است. هدف این جنگ ترکیبی، فروپاشی اقتصاد و تجزیه اجتماعی ایران بود.
در مقابل، ایران در کوران فشارها و تحریمها، مجبور به فعالسازی ظرفیتهایی شد که در شرایط رفاه نفتی هرگز به سراغ آنها نمیرفت. اهمیت اقتصاد درونزا در این است که رشد و توسعه از دل ظرفیتهای داخلی، دانش بومی و زنجیرههای ارزش ملی میجوشد. وقتی کشوری تحت تحریم قطعات حساس صنعتی قرار میگیرد و به جای تسلیم شدن، خط تولید آن قطعه را در داخل راهاندازی میکند، به یک قدرت ساختاری دست یافته است که بسیار ارزشمندتر از واردات آن قطعه با دلار نفتی است. تابآوری حیرتانگیز اقتصاد ایران در برابر فشارهایی که میتوانست هر کشور توسعهیافتهای را دچار فروپاشی کند، محصول همین چرخش به سمت درونزایی است. سختیهای امروز اقتصاد ایران، هزینه استقلال و گذار از خامی به پختگی است؛
نباید تحلیل از وضعیت اقتصادی ایران تنها در حصار تنگ چالشهای معیشتی روزمره محبوس بماند. ایران در دل همین فشارهای بیسابقه، در حال تجربه نوعی پوستاندازی تاریخی است و آنچه رهبر انقلاب از آن به عنوان پیشرفت یاد میکنند، ناظر به زیرساختهای حیاتی و ظرفیتهای نهفتهای است که آینده کشور را تضمین میکند. گزارهی کلیدی در این نگاه، تمایز میان رشد بادکنکی و رشد ریشهدار است. آمارهای معتبر بینالمللی گواهی میدهند که سرعت رشد علمی ایران در سالهای اخیر، چندین برابر میانگین جهانی بوده است. انباشت دانش فنی، سرمایهای زوالناپذیر است که به محض گشایشهای اقتصادی و رفع موانع ارزی، به عنوان پیشران جهش صنعتی عمل خواهد کرد و ایران را از یک صادرکننده مواد خام، به صادرکننده خدمات فنی-مهندسی و محصولات با ارزش افزوده بالا تبدیل میکند.
فراتر از پیشرفتهای تکنولوژیک، موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ایران، ظرفیت دیگری است که هیچ تحریمی قادر به حذف آن نیست. ایران در کانون کریدورهای حیاتی جهان قرار گرفته است و اکنون با تغییر رویکرد سیاست خارجی به سمت چندجانبهگرایی و نگاه به جنوب جهانی، در حال احیای این نقش تاریخی است. عضویت رسمی در پیمانهای بزرگ و نوظهور نظیر سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس نشاندهنده درک صحیح تهران از نظم نوین جهانی است.
ایران امروز، اگرچه با چالشهایی متعدد به دلیل تحریمهای ظالمانهی آمریکا و برخی سوءمدیریتهای داخلی مواجه است، اما کشوری ایستا یا رو به زوال نیست. ایران در حال عبور از یک گردنهی سخت تاریخی و گذار از اقتصاد نفتی رانتی به یک اقتصاد درونزا و دانشبنیان است. چالشهای فعلی با توجه به زیرساختهای عظیم ایجاد شده در حوزههای انرژی، ترانزیت، و نیروی انسانی متخصص، کاملاً قابل جبران است. این فنر فشرده، با تداوم دیپلماسی فعال منطقهای، اجرای دقیق سیاستهای کلی دریامحور و اصلاحات ساختاری داخلی، پتانسیل آزاد شدن و ایجاد رشدهای اقتصادی بالا را دارد. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز است، صبر استراتژیک، اجماع ملّی و باور به این واقعیت است که راه نجات اقتصاد ایران، نه در انتظار معجزهی وین یا نیویورک، بلکه در دستان توانمند کارآفرینان، دانشمندان و مدیران داخلی و در پهنهی ایرانزمین نهفته است. پیشرفت ایران، یک واقعیت در حال تکوین است که غبار تحریم و تورم، تنها چهرهی آن را موقتاً پوشانده است، اما توان توقف آن را نخواهد داشت.
منبع: کانال خیابان انقلاب
خیـــــالهای خـــــام!
▪ سیمین پورمحمود
ما؟! ما دنبال دعا بوديم. دنبال راهی بودیم که حقِ “اَنذِر عَشیرَتَکَ الاَقرَبین” را ادا کنیم. مهرههای تسبیح که تَقتَق روی هم میافتادند، صلواتها را فوت میکردیم سمت خیالهای خام. خیالهای کج و کوتاه. سمت خیال آنهایی که فکر میکنند کسی از بیرون باید بیاید که دلسوزی سرش بشود. که قیمتها بکشند پایین؛ که حسابهای بانکی با هزار ریختوپاش هم ته نکشند. آنهایی که خیال میکنند آخوندها خراب کردهاند و همه عیبها از عمامهبهسرها آب میخورد. آنهایی که ندیدهنشناخته پهلویپهلوی میگویند. بعضی از آدمهای دور و بَرِمان. همانها که حتی یکبار هم نرفتهاند کتابی از روزگار نحس پهلوی اول و دوم را جمله به جمله بخوانند. آنهایی که نمیدانند خشکی و قحطی این سالهای سیستان از آنجا پا گرفت که رضاشاه سرچشمههای هیرمند را دو دستی به افغانستان بخشید؛ که نمیدانند اسدالله عَلَم توی کتاب خاطراتش آورده سال ۵۵ هیچکدام از روستاهای ایران برق نداشتند و پایتخت هر روز ٨ ساعت خاموشی مطلق داشته است؛ که نمیدانند علیاشرف درویشیان میگفت از سرِ مجبوری، از سرِ نبودِ آزادی مطبوعات، داستان مینوشتم تا مردم بفهمند روزگار قبل انقلاب چطور بوده و چطور گذشته. آنهایی که آنقدر انصاف ندارند که لااقل پابهپای شبکههای آنطرفی، اخبار و تحلیلهای خودمان را هم بشنوند.
ما؟! ما خبر نداشتیم پای حرملهها به شهر باز شده و کمان کشیدهاند سمت سقاخانه. خبر نداشتیم هیزمهایی را که توی کوچههای مدینه روی هم چیدند، بغل کردهاند و دورتادور ضریح چیدهاند. خبر نداشتیم سگ زرد حتی برای سنگ مرمر رشید هم نقشه دارد. جمله “لایَوم کَیومِکَ یا اباعبدالله” نمیگذارد حرف دلم را صاف بنویسم. یکی از روزهای سال ۶١ هجری باید عاشورا میشد تا مردمِ گیج، سیلی بخورند و بیدار شوند، هرچند که هزارهزار سال گریه آن داغ را سبک نکند. خدا برای بیدار کردن بندههای حواسپرت و نمکنشناس پای خوبها را وسط میکشد. خود خوبها دست بالا میبرند و حاضری میزنند. مثل حضرت محمدابنموسیالکاظم که ضریحش زغال شد. مثل غلامعلی و عباس رشید که سنگ مزارشان سوخت تا حواسپرتها بفهمند پهلوی و ترامپ و بقیه نجسها ادامه آلزیاد و آلمروان هستند. دزفول سنگينترین بها را داد تا آنهایی که خیالشان کج است اما بلدند روبهروی حرم دست بگذارند روی سینه و دولا شوند، از صف پهلویدوستها بیرون بیایند.
ما؟! ما حالا حالاها باید قلبمان تیر بکشد و گریه کنیم برای حرم سبزقبایی که دودهٔ آتش سیاهش کرده است و ضریح ندارد.
نگین سبز دزفول
▪ معصومه تصدیقی
قرین عشق و محبت! نگین سبز دیارم
هنوز مثل همیشه هوای کوی تو دارم
به آستان سلامت که ظلم شد به مقامش
همیشه صحن و سرایت سکینه بود و قرارم
امید حضرت کاظم! به کنج خلوت زندان
عزیز سبزقبایش! جدا ز مهر تو، تارم
رسید دست سیاهی، به رنگ و روی ضریحت
رواست در غم سنگین، چو ابر تیره ببارم
اگر چه دشمن قرآن، دلم کشیده به آتش
برای راه حقیقت، قسم که جان بسپارم
جداست از صف ایران، صفوف باطل دیوان
نه دوست دانمشان من، نه هموطن بشمارم
23/10/1404
ده مورد از بی فکریهای اغتشاشگران!
رهبر معظم انقلاب در تحلیل شکل حضور اغتشاشگران فرمودند: (ترامپ) میگوید من طرفدار ملت ایرانم یک مشت آدم بیتجربه و بیتوجه و فکرنکرده هم باور میکنند و قبول میکنند و طبق میل او عمل میکنند.
این بیفکری و بیتوجهی را در چند بخش میتوان توضیح داد:
۱- فکر نمیکنند که آمریکا قاتل مردم ایران است نه طرفدار آنها.
۲- فکر نمیکنند مشکلات اقتصادی با اغتشاش حل نمیشود بلکه بیشتر میشوند.
۳- فکر نمیکنند رسانههای بیگانه که به حرف آنها اعتماد میکنند دوست سگ هار صهیونیستی شدهاند.
۴- فکر نمیکنند کسی که بلندگوی فراخوان شده شخصی ضعیف و بیدست و پا است که بازیچه آمریکا و صهیونیسم شده است.
۵- فکر نمیکنند که آنچه تخریب کردند از پول بیتالمال و در واقع از جیب خودشان هدر دادند.
۶- به صحنه میدان خوب توجه نمیکنند و حضور تروریستهای حرفهای و کشتهسازیها را نمیبینند.
۷- فکر نمیکنند راهحل مشکلات اقتصادی با اقتصاد مقاومتی است نه با وابستگی به دلار.
۸- چشمانداز درستی ندارند چون به سرنوشت لیبی و سوریه فعلی فکر نمیکنند.
۹- به آینده ناامید شدهاند چون به نقاط قوت کشور در تواناییهای تولید، پیشرفتهای علمی و قدرت نظامی فکر نمیکنند.
۱۰- از قدرت جوان ایرانی غافل شدهاند چون به امکان نقشآفرینی خودشان در پیشرفت کشور فکر نمیکنند.
خلاصه اینکه آنها به سختیها و رنجهایی که همیشه خدا بشر را با آنها آزمایش کرده است فکر نمیکنند و راهحل را در اغتشاش میبینند.
وضعیت فعلی نتیجه عمل نکردن به برنامه اقتصاد مقاومتی و وابسته ماندن به دلار است.
برنامههای ناقص اقتصادی فرصت را برای ویژهخواران فراهم کرده و تبعیض را بیشتر کرده است. اعتراض و نقد وضعیت موجود حق مردم است اما اولا نباید چاره کار را در پناه بردن به بیگانه دانست و ثانیاً اعتراض نباید به اغتشاش و توهین بکشد.
تغییر نظام در جهت آمریکا و صهیونیسم چارهکار نیست و از این بدتر همراهی با پهلوی مفلوک و دشمنپرست، سادهلوحی بلکه حماقت است.
دگر تا قله راهی نیست مردم
▪ زهرا آراستهنیا
هجوم مغتشش، نقشی بر آب است
خیال دشمنان ما سراب است
دل پرخون به حقانیت ما
دلیل روشنی چون آفتاب است
خدای یوسف در چاه حالا
خدای عزت این انقلاب است
عزیز عالمی خواهد شد ایران
که اینک پرچمش در پیچ و تاب است
دگر تا قله راهی نیست مردم
به پاخیزید ماندن ناصواب است
دلآرامیم، موسایی ست با ما
و سهم آل فرعون اضطراب است
اگر نمرود آتش کرد برپا
به ما نعمت برای او عذاب است
بمیر از ترس، صهیون، وقت رزمِ
سپاه عاشقان بوتراب است

