گفتگو صمیمی دزمهراب با حاج مهدی تدینی(بخش اول)

  • از حدود ۹ سالگی مداحی را شروع کردم
  • تقویت “نظام شیعی” وظیفه ی همه ی هیئات
  • درس عاشورا، طغیان علیه طاغوت است

به گزارش دزمهراب حاج مهدی تدینی مداح جوان و با صفایی است که سالهاست در عرصه مداحی مشغول فعالیت می باشد و در بین اکثر جوان های هیئتی دزفول شناخته شده است.
به مناسبت ایام فاطمیه ایشان را دعوت کردیم و گفتگوی نسبتا مفصلی با وی انجام دادیم که در ادامه می خوانید…
در حاشیه گفتگو با حاج مهدی، او خودش را بیشتر برای ما معرفی کرد و گفت که مداحی را از ۹-۱۰ سالگی شروع کرده است. خودش شروع مداحیشان را اینگونه تعریف می کند:
«۹ساله یا ده ساله بودم. بعد از رحلت امام ره بود و اشعار ایشان ورد زبان مردم بود. من هم شعر «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم…» را حفظ کرده بودم. آهنگی روی این شعر گذاشم و با خودم آن را زمزمه میکردم. دیدم خیلی به درد عزاداری سنتی دزفول می خورد. پسر همسایه ما (اقا سعید بدیعی) که چند سالی از من بزرگتر بود، در حسینیه شهدای کربلا-همانجایی که تقدیر دوباره مرا به آنجا پیوند زد، و البته الان مسجد شده- مداحی می کرد. یکبار به او گفتم که من میخواهم این شعر را بخوانم و مداحی کنم. او هم پذیرفت. آن موقع بیشتر در حسینیه عزاداری سنتی «چلاب» انجام می شد. من هم رفتم و این شعر را در حلقه عزاداران اجرا کردم و حسابی تشویق شدم. آنجا بود که ارباب نظر لطف کرد و وارد نوکری ارباب شدم…. یکی از اقوام که مداحی مرا دید، بنده را خدمت حاج رجب لطفی خلف از مادحین بزرگ دزفول برد و از او خواست تا به من چند نوحه بدهد و به من در مداحی کمک کند او هم بزرگوارانه پذیرفت و کمک کرد.
چند سالی توفیق مداحی حاصل شد و تا آنجا که خاطرم هست، تا اواخر راهنمایی هم مداحی را ادامه دادم. ولی بعد از آن، برای مدتی از عالم مداحی دور شدم تا اینکه ارباب دوباره دست این حقیر را گرفت و در سال سوم دبیرستان مجدداً به مداحی و ذاکری اباعبدالله الحسین ع مفتخر شدم که تا کنون هم ادامه دارد.»
حاج مهدی، داستان بازگشت مجدد خود به کسوت ذاکری اهل بیت را اینچنین تعریف می کرد: «در شرایطی که داشتم از عالم مداحی به طور کامل فاصله می گرفتم، «مسجد محمدی دزفول» از حقیر برای مداحی دعوت کرد. اینجا بود که ارباب مجدداً دست مرا گرفت و به لطف خدا از آن تاریخ تا کنون خاک کف پای سینه زنان و عزاداران اهل بیت ع سرمه چشمان این حقیر است و توفیق نوکریشان را دارم».

در ادامه گفتگو دزمهراب با حاج مهدی تدینی را می خوانید

 

با عرض سلام و تشکر از بابت وقتی که در اختیار ما قرار دادید، به عنوان شروع گفتگو بفرمایید نوع نگاهتان به بحث هیئت چگونه است؟
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین ابتدا تشکر می کنم از بچه های عزیز سایت دزمهراب که این فرصت را در اختیار بنده و هیئت روضه الزهرا(س) قرار دادند تا انشاءالله بتوانیم گفتگویی انجام دهیم که مخاطبانتان و نیز عزیزان هیئتی از آن استفاده کنند.
من معتقدم شیعه بر اساس دارایی های خودش و با ذکاوت فرهنگی که دارد که بدون تردید این ذکاوت از اهل بیت(ع) به علمای شیعه رسیده است، یک نهاد هایی را در طول این ۱۴۰۰ سال تاسیس کرده است. حضرت امام خمینی(ره) وقتی انقلاب می کنند بر اساس آن دید ولایی ونیز فهم شیعی خودشان می آیند و یک سری نهادها مثلا نهاد کمیته امداد برای رسیدگی به فقرای جامعه شیعه را تشکیل می دهند، این برای این است که امام براساس آن فهم و ذکاوتی که دارند و نیز براساس آن معارف یک نهاد هایی را شکل می دهند.
حال به نظر من نهاد هیئت هم براساس یک فهم عمیق فرهنگی دینی از معارف شکل گرفته است، ما در معارف داریم که می گوید «هل الدّین الّا الحبّ و البغض» آیا دین چیزی غیر از حب و بغض است و دیگر معارفی که داریم؛ محور داشته های شیعه بحث ولایت است و اینها وقتی می خواهد ظهور و بروز کند یک نهادی به اسم هیئت بر اساس همین دارائی های معارفی تشکیل می دهد. معتقدم شیعه هئیت می زند برای سه تا هدف حفظ تشیع، تقویت تشیع و رشد تشیع بنابراین هیئت نهادی است در خدمت این موارد. طبیعتاً ما تقریرمان از انقلاب اسلامی این است که آن خطی که از غدیر به سمت ظهور می آید، تبلورش در زمان و عصر ما نظام اسلامی و جمهوری اسلامی میشود.

 

نگاه شما به یک هیئت تراز انقلابی چیست؟ چه ویژگی هایی بایستی داشته باشد و مهمترین وظیفه یک هئیت انقلابی چیست؟
اگر ما نگاهمان به خط شیعی و خط فکری غدیر به انقلاب رسیده طبیعتاً من تقریری از هیئت بجز هیئت انقلابی ندارم؛ یعنی معتقدم همان طوری که حضرت آقا فرمودند ما هیئت سکولار نداریم و حرکت امام حسین(ع) برای دین و سیاست بود و اتفاقی بود که اگر نمی افتاد کل دین محو میشد لذا حرکت اباعبدالله یک حرکت انقلابی بود، پس هیئت یعنی هیئت انقلابی.
ما از هیئت دو تا کارکرد فردی و اجتماعی انتظار داریم؛ در کارکرد فردی بحث تقواست یعنی تقویت تقوای مخاطب هیئت ویک هیئتی که قرآن می فرماید «وَمَنْ یُعَظِّمَ شعائِرَ اللّه فَإنَّها مِن تَقْوی القلوب» تعظیم شعائر نشانه ی تقوای قلب است در معارف دینی این ارتباط ها یک ارتباط طرفینی است یعنی فرد هنگامی به شعائر اسلامی اجر می نهد که پشتوانه ی تقوایی دارد و برعکس تعظیم شعائر باعث تقویت بعد تقوایی نیز میشود یعنی یک رابطه ی رفت و برگشتی با یکدیگر دارند.همچنین در بحث اجتماعی قرآن می فرماید «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» این اصبروا بعد فردی است ولی صابروا و رابطو بحث اجتماعی است کارکرد هیئت بحث اجتماعی است؛ از نظر من هیئت از اینجاست که پشتوانه تئوریک می گیرد لذا بنا به امر قرآن که میفرماید باهم جمع بشید و نیز انتظار جمعی فرج، یکی از بهترین بسترهای این همبستگی و جمع شدن قلوب حول محوری ترین معارف که ولایت و هیئت است پس هیئت حول محور ولایت تشکیل میشود.
این بعد اجتماعی که عرض کردم یعنی تقویت روحیه انقلابی در مخاطب خودش و افزایش بصیربت دینی ولایی و سیاسی با آن تعریفی که عرض کردم یکی از وظایف و ویژگی های هیئت انقلابی میشود، نکته ی دیگری که باید بسیار پررنگ روی آن مانور داده بشود بحث تقویت نظام شیعی است که تقریباً از نظر همه ی مراجع تضعیف نظام حرام شرعی میباشد، تقویت حفظ و بالندگی این نظام وظیفه ی هیئات است؛ یک هیئت انقلابی در این زمینه نیز باید بتواند کمک بکند.

 

دشمنان برای مقابله با هیئت که پتانسیل های عظیمی برای جریان سازی در کشور دارد دسیسه ها و هجمه های زیادی دارد به نظر شما مهمترین برنامه دشمنان برای مقابله با هیئت های انقلابی چیست؟
برای این سوال شما دو نکته به ذهنم میرسد یکی احساس می کنم دشمن یک سرمایه گذاری کرده که هیئت ها از درس عاشورا تهی شوند درس عاشورا طغیان علیه طاغوت، عدم سکوت در مقابل ظلم و حفظ معارف اصلی دین است و حفظ آن خط اصلی اسلام ناب است؛ این ها سعی می کنند با رواج دادن هیئت هایی مثلا کم رنگ کردن بحث منبر یا پررنگ تر شدن شور آخر مجلس و امثال اینها درس عاشورا را از هیئت بگیرند. دوم می خواهند هیئتی به امر به معروف و نهی از منکر که اساس حرکت ابا عبدالله همین بود به این بی تفاوت و صرفا آن بخش احساس روحی باشد، هرچند آن هم مقدس و خیلی خوب است که کسی در هیئت احساس روحی اش جواب داده بشود آن فوق العاده و من از ارزشش کم نمی کنم ولی هیئت بستر برای معرفت است یعنی اگر معرفت افزایی اتفاق نیافتد هیئت یکی از کار کرد اصل اش را ازدست می دهد.

 

هیئت – مسجد – نماز، نسبت این ها را به هم چه می دونید منظور این است که بچه های هیئتی عرفاً مسجدی نیستند و گاهاً ممکن است نماز خوان هم نباشند و یا بچه های مسجدی غالباً بچه هیئتی نیستند، تناسب این سه را با هم چگونه تعریف می کنید و اساسا نقش هیئت ها در تربیت جوانان انقلابی و مومن چیست؟
ابتدا باید بگویم که یک هیئت اگر هیئت تراز انقلابی و از معرفت ناب شیعی برگرفته شده باشد واقعاً هیئتی است که بچه ها را از نظر ایمانی و تقوایی رشد بدهد، لذا به نظر من اینگونه نیست که بعضی بچه هیئتی ها اهل نماز نباشند یا اگر هم باشد باید گفت که اولا اگر کسی اهل نماز نیست و هیئت می آید باید پایش را هم بوسید چرا چون جذبه اباعبدالله او را نگه داشته است و این یک سرمایه فوق العاده است و از اینجاست که هیئت باید کارش را انجام دهد و کاری کند که نماز خوان باشد. اما اگر بخواهم به این سوال شما جواب دهم هیئت مسجد نماز ارکان یک زندگی شیعی میشود و بعد اجتماعی و بعد فردی دین در این سه عنصری که شما اشاره کردید جمع میشود؛ دین ما نماز را که فردی ترین رابطه ی نجوای با خداست را اجتماعی تعریف می کند براین اساس رفقای ما در هیئت روضه الزهرا آمدند مسجد تاسیس کردند و قبلا هم گفتیم ما هیئت نزدیم که هیئت بزنیم ما هیئت را بستر تربیت تعریف کردیم و معتقدیم برای کار تربیتی فقط هم نباید به هیئت اکتفا کرد مسجد تاسیس کردن و تقویت جلسات قرائت قرآن یک از زمینه های فوق العاده و بسیار ماثر برای افق آن کار تربیتی مد نظر هیئت است.

 

به هیئت روضه الزهرا(س) هم اشاره کردید بپردازیم به این هیئت از تاریخچه تاسیس و رسالت این هیئت کمی برایمان توضیح بدهید و کلا هدف از تشکیل هیئت روضه الزهرا(س) چه بوده است؟
ما توفیقی هیئتی بنام حسینیه شهدای کربلا را داشتیم که اینها دوستانی هیئتی بوده و بنده نیز بعد از پایان تحصیلاتم در دانشگاه صنعتی اصفهان و بعدش حضور در حوزه علمیه قم، در دهه اول محرم پنج روز از آن را به اصفهان و پنج روز هم دزفول می آمدم و در این پنج روز حضور در دزفول در هیئت حسینیه شهدای کربلا به عزاداری می پرداختیم. بعد شنیدیم عده ایی از دوستان هیئتی در همین محله هیئت بنام روضه الزهرا(س) دارند و این ایده به ذهن دوستان رسید که ما که دو هیئت در یک محله هستیم و هدفمان نیز گسترش و بستر سازی برای کار فرهنگی است چرا این دو پتانسیل را یکی نکنیم، اگر اشتباه نکنم سال ۹۰ این تلفیق مبارک اتفاق افتاد و اسم هیئت شد هیئت روضه الزهرا و مکان هیئت حسینیه و بعد از آن مسجد شهدا کربلا که واقعا برکت آنرا هم دیدم. هدف و رسالت هیئت روضه الزهرا نیز همان رسالتی هیئتی که صحبت کردیم شد یعنی تربیت نیرو برای نظام مقدس اسلامی و در یک کلام تربیت شیعه ی انقلابی.

 

رابطه سه عنصر روحانیت مداح و مردم در هیئت شما چگونه است و بحث اهمیت منبر و سخنرانی را در هیئت چقدر جدی می دانید؟
اساسا کار تربیتی یک کار مستمر باید باشد، اگر میخواهد یک اتفاق ویژه رخ دهد باید یک جامعه ی هدف تعیین کرد و مدتها روی آن کار شود که جواب گیرد. بحث تربیتی نیز اینگونه نیست که یک اتفاق کوتاه مدت بیافتد و رها شود در این بستر لازم است که ثباتی در هیئت باشد؛ آن ثبات اگر ثبات سخنران و مداح باشد یعنی هر دو مشخص و ثابت باشند که خیلی خوب است و بدین معنا که هیئت هم مداح محور و هم سخنران محور باشد. ولی اگر نشود هرکدام از آنها که اتفاق نظر برای آن باشد یعنی سخنران ثابت یا مداح ثابت باشد باز خیلی اتفاق خوبیست؛ ما هم در هیئت روضه الزهرا(س) برای همین این هیئت را مدل مداح محوری انتخاب کردیم و بروی آن دوستانمان در حال کار هستند و اساس کار های تربیتی اینگونه شکل می گیرد.
ولی درمورد بحث سخنران اساسا هیئت دو بال دارد : ۱- شور -۲- شعور ؛ یعنی کارکرد هیئت تامین شور وشعور مخاطبش است و باید این دو بال باهم باشد اگر هر کدام نباشد حقیقتا مخاطب هیئت ضربه میخورد. در بحث شعور آن معرفت افزایی یک زمینه ی موثر و فوق العاده قویش سخنران است که ما به یک بحث کلیدی نگاه کرده و انتظار یک کلاس درس کامل داریم، البته از مداحی هم انتظار کلاس درس کامل در جهت بصیرت افزایی داریم و مداحی را فقط تامین کننده ی شور جلسه نمیدانیم. لذا ارتباط مداح سخنران و مردم این است که مداحی و سخنرانی این دو بال شور و شعور اند.
این کمتر گفته شده که رفقای هیئت ما برای انتخاب سخنران تیم دارند که برای انتخاب موضوعات و نحوه استفاده از عناصر فرهنگی مختلف تحقیق میکنند. از حاج آقای پناهیان، خسرو پناه، مخدوم، انجوی نژاد مشورت گرفته واستفاده می کنند یا حتی در بحثای بصیرت افزایی در مداحی بنده نیز از اقای سلحشور، آ سید مهدی میرداماد و عزیزان دیگه استفاده میکنیم و مشورت می گیریم.
پایان بخش اول



ارسال دیدگاه