متن سخنرانی استاد مخدوم- روز دهم محرم (مجلس ویژه خواهران)

«باسمه تعالی»

سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی مخدوم؛ محرم سال ۱۳۹۵

موضوع: اصلاح فردی و اصلاح اجتماعی

روز عاشورا (مجلس ویژه خواهران)

  • در آیات کریمه قرآن، آیات فراوانی داریم، قریب به سیصد آیه، درباره نقش زن، حضور زن و فعالیت زنان.
  • در کربلا شما هیچ کدام از صحابه را نمی بینید که به اصطلاح، ساز مخالف بزند. قطعه قطعه این سیستم، عین یک سیستم کامل، با هم هماهنگ هستند
  • اگر می خواهیم جامعه صالحی داشته باشیم، باید از فقرات آن شورع کنیم و از فقرات آن جامعه، یکی از مهمترین فقرات، نظام خانواده است و خانواده بدون زن، معنا ندارد.
  • ذکر کرده اند در کربلا قریب به چهل زن اثر مثبت داشته اند، چه در جبهه امام حسین(ع) چه در جبهه مقابل. هیچ زنی در کربلا با دشمنان اباعبدالله(ع) همکاری نداشت.
  • قوام حرکت عاشورا، با قله هایی مثل حضرت زینب(س) است، مثل حضرت رباب(س) است.
  • اگر بتواند زن از شرایط خودش استفاده کند، در همان موقعیت خودش کارآمد است. لازم نیست زن، مرد بشود تا کاری بتواند انجام دهد.
  • یافته های امروزین روانشناختی نشانگر این است که بسیاری از جنبه های استعداد و هوش افراد برگرفته از مادر است یا به لحاظ وراثتی و یا تربیتی.
  • حضرت زینب یک عظمت است. عظمتی است که به حقیقت اگر در کربلا نبود، معلوم نبود ما امروز دقیقاً برای چه چیزی عزاداری می کردیم.

 

اولا ضمن تسلیت این روز بسیار حزن انگیز، این نکته را فکر می کنم ابتدای سخن باید عرض کنم که هیئت از سال گذشته این توفیق را پیدا کرد که به ضرورتی که احساس شد، حداقل یک برنامه اختصاصا برای خانم ها در نظر گرفته شود. اگر می شد و زمینه بود و فضای استقرار اجازه می داد، چه بسا حتی می خواستیم بعضی شب های هیئت را بخشی که ما آقایان می نشینیم با بخشی که خانم ها می نشستند ،جابه جا می شد تا همه امکانات این فضا در اختیار همه شرکت کنندگان بزرگوار به نحو مطلوب قرار بگیرد؛ اما متاسفانه امکانات ما بسیار محدود است. اما این توفیق را از سال گذشته پیدا کردیم که یک برنامه اختصاصی برای خانم ها برگزار شود، امیدواریم خداوند به همه ما این توفیق را کرامت کند که بتوانیم در انجام وظایف دینیمان به نحو مطلوب موفق باشیم.

من پیش از شروع عرایضم وظیفه خودم می دانم که نسبت به خواهران ارجمندی که زحمات فوق العاده ای را در شب های برگزاری هیئت متقبل شدند، تشکر کنم، به خصوص خواهران محترمی که گرداندن مهدکودک را برعهده داشته اند. واقعیت این است که در این سه سالی که مهدکودک برقرار شده است، فضایی برای کودکان فراهم کردن، شکوه و اعتبارش برای کل هیئت بوده اما زحمتش به دوش تعداد خاصی از خواهران و مربیان این مهدکودک بوده است که چیزی نمی توان گفت جز اینکه بگوییم صمیمانه متشکریم و از این کار باعظمت و با افتخار، تقدیر می کنیم و امیدواریم اجر فراوانی که قطعا در پی چنین کارهایی هست، مضاعف شود.

  • نقش زن، در آیات قرآن

در آیات کریمه قرآن، آیات فراوانی داریم، قریب به سیصد آیه، درباره نقش زن، حضور زن و فعالیت زنان. اینکه چقدر آن آیات به تفسیر صحیح کشیده شدند، اینکه چقدر توانسته ایم آن دریافت ها را به خوبی پیاده سازی کنیم، اینکه چقدر  توانسته ایم از ظرفیت توانمند نیمی از جامعه اسلامی استفاده کنیم، یک حرف دیگر است.

  • استحکام یک سیستم به استحکام اجزای آن وابسته است.

من تابع موضوعاتی که شب های قبل در هیئت عرض کردم، می خواهم در همان محور نکاتی را محضرتان عرضه بدارم. آن محور این بود که امام حسین(ع) از اهداف قیامشان را اقامه اصلاح در امت جدشان دانسته اند؛ اینکه بپاخاستند، قیام کردند تا در امت جدشان در دینداری این امت نقش آفرین باشند. این واقعا امر خاصی است و توجه خاصی می پذیرد.گرچه این نکته را چندبار در شب های گذشته گفته ام اما لازم می دانم یادآوری کنم که جامعه صالح، جامعه ای که به طرف اصلاح پیش می رود و برای اصلاح سرمایه گذاری می کند، باید اعضای آن جامعه، خودشان برخوردار از صلاح و اصلاح باشند. یک سیستم را در نظر بگیرید، اگر در آن سیستم قطعات سیستم با هم پیوستگی نداشته باشند، نظام هماهنگ نداشته باشند، امکان اینکه کل سیستم محکم و درست کار کند و وظیفه خود را به خوبی انجام دهد، احتمالا کم می شود. یعنی وقتی قطعات یک سیستم درست کار نکنند، شما می توانید پیش بینی کنید این سیستم به زمین زده خواهد شد. یک ساختمان را در نظر بگیرید، اگر این ساختمان خودش قطعاتش محکم چیده نشده باشند، اجزاء این ساختمان، وظیفه خود را در ساختمان به درستی انجام ندهند، شما بیایید ظاهر این ساختمان را بیارایید و هزینه کنید، پیشرفت فوق العاده ای اتفاق نمی افتد. نمی توانید بگویید این ساختمان اگر کلیتش را ما بیاراییم، استحکام درونی هم درست می کند، نه، استحکام درونی از قطعات این ساختمان آرام آرام شکل می گیرد. جامعه را وقتی می توان به طرف صلاح پیش برد و به آن کمک کرد و به هدایتش امیدوار بود که این جامعه دارای اعضایی باشد که خود آن اعضا در مسیرشان رشد کرده باشند.

  • کربلا نمونه یک سیستم منظم و هدفمند

نمونه بارز این امر کربلا است. در کربلا شما هیچ کدام از صحابه را نمی بینید که به اصطلاح، ساز مخالف بزند. قطعه قطعه این سیستم، عین یک سیستم کامل، با هم هماهنگ هستند و همه همدیگر را به خوبی می فهمند. اگر شب عاشورا امام امر می کنند از تاریکی استفاده کنید و کسانی که می خواهند بروند بروند، این مفهومش این است که اگر در این سیستم هنوز کسانی باقی مانده اند که خودشان را در حدی نمی دانند که با این سیستم و ساختمان همراه شوند، بهتر آن است جدا شوند تا کل این مجموعه بتواند وظیفه خود را به خوبی انجام دهد.

از این سو امام ابتدا آنهایی را که بیرونی هستند را اجازه خروج می دهد و شب عاشورا عده ای جدا می شنوند، اما روز عاشورا پیوسته فریاد می زنند «هل من ناصر ینصرنی»، چرا؟ به خاطر اینکه اگر هنوز هستند کسانی که می توانند با این سیستم همراه باشند، فرصت باقی است، خودشان را به پیکره این ساختمان برسانند و سهمی در این سازه داشته باشند.

  • نظام خانواده، از مهمترین اجزای اجتماع است.

می خواهم عرض کنم اگر می خواهیم جامعه صالحی داشته باشیم، باید از فقرات آن شورع کنیم و از فقرات آن جامعه، یکی از مهمترین فقرات، نظام خانواده است. در دین ما خانواده و جایگاه آن، فوق العاده ارزشمند و مهم مطرح می شود. در کربلا که یک آینه جامع از دینداری اسلامی است، خانواده جایگاه ویژه ای دارد، گرچه گاهی اوقات ما توجه به آن نمی کنیم. و خانواده بدون زن، معنا ندارد.

  • نقش زنان در کربلا

یکی از صاحب نظران معاصر، تحقیقی را انجام داده بودند در حوزه فعالیت زنان در کربلا. خیلی جالب است، شاید بعضی از خواهران فاضل مجلس هم کمتر این را مورد توجه قرار داده باشید، ذکر کرده اند در کربلا قریب به چهل زن اثر مثبت داشته اند، چه در جبهه امام حسین(ع) چه در جبهه مقابل. می دانید بعضی از زنان لشکر دشمن یا در عاشورا یا پس از آن، نقش مثبت و به نفع جبهه نور (امام حسین علیه السلام) داشتند. در مجموع قریب به چهل زن را در دو جبهه یادکرده اند که نقش مثبت داشته اند. زهیر به عنوان یک استوانه واقعی بین صحابه امام حسین(ع) در روز عاشورا، به برکت همراهی و مقاوت خانمش، [آن رشادت ها و جانبازی ها را به نمایش گذاشت] نه فراتر ازآن، این زن بود که آن شعله ها را در دل او افروخت که تو باید در کنار حسین بن علی(ع) حضور پیدا کنی، مگر می شود نباشی؟! این زن اولا تهدید کرد و بعد پایمردی کرد و ایستاد و بعد باعث حضور زهیر در کربلا بود.

  • هیچ زنی در کربلا با دشمنان اباعبدالله(ع) همکاری نداشت.

اینها گوشه هایی از این موضوع است. عرض من حالا چیز دیگری است. قریب به چهل زن در کربلا نقش مثبت داشتند منتها جالب است بدانید که این محقق نوشته بود که در منابع ما شاهد معینی نداریم که حتی یک زن در جبهه یزید، فعالیت همکارانه با آنها علیه امام حسین(ع) داشته باشد. حتی خانواده یزید در شام به جانب داری از اهل بیت برآمدند. شاهدی جایی جایی نداریم که یک زن در دفاع از جبهه ظلمت در واقعه کربلا حضور یافته باشد. لزوما این برتری همه بانوان را نمی رساند، قدرت فهم زمانه را در زنان آن دوره نشان می دهد.

انسجام  واقعه کربلا را به واقع و به درستی از اباعبدالله(ع) می دانیم، جامعه به امامش زنده است، جامعه بدون امام مثل بدن بدون سر است، چیزی از حیاتش باقی نمی ماند الا ظاهری از یک جسم، که شاید بماند؛ اما در همان عاشورا و کربلا شما بروید ملاحظه بفرمایید قوام این حرکت با قله هایی مثل حضرت زینب(س) است، مثل حضرت رباب(س) است. و این خیلی قابل توجه است که این وادی را ما بشناسیم و قدر بدانیم و به اندازه وسعمان خودمان را به این وادی نزدیک کنیم. امام حسین(ع) بیان خیلی قابل توجهی دارند. در این بیان درباره صحابه خود می فرمایند من نسبت به صحابه خودم و سزاوارتر از ایشان سراغ ندارم، در پی همین جمله است که می فرماید از خانواده خودم نیز همراه تر سراغ ندارم.[۱] یعنی اگر خانواده نتواند پشتوانه محکم، ایستا، جدی، واقعی برای مرد باشد، معلوم نیست به کجا می رسد.

مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله علیه  درباره تفسیر خود که به تعبیر شهید مطهری برجسته ترین تفسیر شیعه است، فرموده بودند من فعالیت تفسیری خود را مدیون دو زن هستم: همسرم و مادرم. امام راحل عظیم الشان جمله ای دارند (کاش قدر این جمله را بهتر می دانستیم و بهتر می فهمیدیم و بهتر در جامعه پیاده سازی می کردیم) که «از دامن زن مرد به معراج می رود».[۲] یعنی اگر شرایط در خانواده فراهم نشود هیچ پیامد مثبت فوق العاده ای ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم.

علل و زمینه های مختلفی برای حضور خانواده ها در کربلا ذکر شده است، خیلی عوامل مختلف گفته اند که چرا امام خانواده خود را و احیانا بعضی از صحابه خانواده هایشان همراهشان بودند. خیلی نکته ها گفته اند اما به گمان شما به نظر شما مربوط به این نیست که می خواهد نشان بدهد همه این خانواده با هم در یک مصاف و یک جبهه همگام هستند، همراه هستند. و لذا امام می فرماید بهتر از خانواده خودم سراغ ندارم.

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

این یک واقعیت است، شعار نیست. مبتنی بر شعور خاصی است، مبتنی بر واقعیت خاصی است. اما متاسفانه باید این را یادآور شد که ما مثل خیلی از ظرفیت های دیگرمان از ظرفیت های خانواده به خوبی استفاده نمی کنیم.

اسم ظرفیت آمد اجازه دهید یک نمونه عرض کنم. باز یکی از محققان این حوزه ذکر کرده بود ببینید ادبیات حضرت زینب که در شام به کار می برند، خطاب به یزید می فرمایند که آیا درست است شما برای خانواده خودت حریم درست کرده ای ولی برای ما خیر؟[۳] از یک نگاه صرفاً به بحث محرم و حضور نامحرم و مسایل این چنینی به عنوان ساده ترین وجه تبیینی، ساده ترین وجه تفسیری می توانیم برسیم. به نظر من این گام اول است، در واقع سطحی ترین لایه است. لایه های عمیق تر این مسئله به تعبیر این محقق این است که شما ببینید ۱۴۰۰ سال پیش، حرفی که امروز در جوامع مدرن زده می شود که باید برای اقشار مختلف جامعه از جمله زنان سرمایه گذاری کرد، ظرفیت سازی کرد، حضرت زینب ۱۴۰۰ سال پیش توجه به این دارد و کل جمع را به این توجه می دهد که ظرفیت برای حضور زنان اگر قرار داده اید، باید عادلانه باشد و باید در اختیار زنان اهل بیت هم قرار بگیرد.

  • رباب، الگوی شخصیت زن مسلمان در کربلا

عرض کردم حضرت رباب و می خواهم از این محور خانواده استفاده ای دیگری را داشته باشم. الگوی حضور این بانو در کربلا  الگوی خاصی است. اولاً هم امام مهرورزی به رباب را پنهان نمی کند و هم رباب این مهر را پنهان نمی کند. همسر همدیگر هستند. شما جملاتی را که امام خطاب به رباب در کربلا می گوید را ملاحظه بفرمایید. اصلا بروید ملاحظه کنید کیفیت زندگی او را بعد امام حسین. رباب بعد از امام حسین یک سال زنده بودند! ابن اثیر ذکر کرده که پس از امام حسین(ع) رباب یک سال زنده بود در این یک سال تلاش می کرد در سایه نباشد! تاریخ نگاران دیگر هم این مطلب را گفته اند. چون امام حسین روز عاشورا زیر آفتاب سوزان به شهادت رسیدند. ابن اثیر ذکر می کند ای بسا علت مرگ او این بود که یکسره در معرض آفتاب بود.[۴] ما در اسطوره ای ترین داستانهای عاشقانه در کتاب ها هم نمی یابیم این روال و رفتار را به این کیفیت. رباب ظاهرا تا شام نبوده اما ظاهرا تا کوفه بوده و در کوفه داستانی دارد با سر امام حسین(ع). حتما می دانید او هم، سر همسرش را به آغوش گرفت. حتما می دانید در جمع، سر همسرش را به آغوش گرفت و با آن سر ذکر می گفت. و همان ذکر به ظاهر عاطفی رباب، مجلس ابن زیاد را به هم ریخت.

  • زن در همان نقش های زنانه خود، کارآمد است.

اگر بتواند زن از شرایط خودش استفاده کند، در همان موقعیت خودش کارآمد است. لازم نیست زن، مرد بشود تا کاری بتواند انجام دهد. متاسفانه فکر می کنیم کارآمدی به این است که نقش را تغییر دهیم. خیر تغییر نقش که کارآمدی به وجود نمی آورد. حالا جای این سخن زیاد است، خیلی می شود در این باب سخن گفت.

  • اهمیت تحکیم خانواده

کانون خانواده جایگاه بسیار مهمی است. بخش بزرگی از تغییرات در جامعه، در کانوان خانواده شکل می گیرد، رشد پیدا می کند و پرورانده می شود. به معنای حقیقی کلمه به تعبیر امام راحل عظیم الشان مرد از دامن زن می تواند این افق اوج را و این افق پرواز را آغاز کند. «از دامن زن مرد به معراج می رود» به چه شکل؟ وقتی بنیان های خانواده تحکیم پیدا کرد وقتی خانوداه به تعبیر قرآنی، محل آرامش و آسایش همه بود، قطعا یکی از آن جنبه ها فراهم می شود.

عوامل تحکیم خانواده در روایات ما فراوان ذکر شده اند. از جمله ذکر کرده اند ظرفیت های محبت باید افزون شود. نقش ها باید به درستی شناخته شود. قواعد این نقش ها به درستی شناخته شود. وفا موضوعی که دیشب در مورد آن صحبت کردم باید به پررنگی و استحکام شناخته شود. اخلاق جامع دینی به عنوان محوری ترین ضرورت ما، باید در خانوداه شکل بگیرد.

  • اهمیت نقش مادر در پرورش فرزندان

ذکر همین حضرت رباب را داشتم. می دانید حضرت رباب دو فرزند دارد. هر دو را هم می شناسید. در ذکر مصیبت ها شنیده اید. یکی از آنها حضرت سکینه می باشد و دیگری عبدالله رضیع همان که به نام علی اصغر شناخته می شود. از این دو فرزند، آن شیرخوار که در کربلا به شهادت رسید و اما از حضرت سکینه به عنوان یک بانوی با احترام با جلال و جبروت در تاریخ اسلام یاد می شود. این فقط نقش پدر نیست.

یافته های امروزین روانشناختی نشانگر این است که بسیاری از جنبه های استعداد و هوش افراد برگرفته از شرایط مادر هست، یا به لحاظ وراثتی یعنی یا فرزند هوش را از مادر به ارث می برد و یا به لحاظ تربیتی. و ما اگر به این ظرفیت ها اندکی بی مهری نماییم اندکی بی توجهی کنیم اولاً وظیفه خودمان را انجام نداده ایم، یعنی باید پاسخگو باشیم نسبت به این وظیفه و ثانیاً و مهمتر از آن، نمی توانیم انتظار جامعه ای داشته باشیم که سرپا است، الگو است، نمونه است، پیشرو است.

  • اهمیت درک و همدلی در روابط بین فردی

از اخلاق گفتم و از اینکه باید در خانواده ظرفیت های خاصی را فراهم کرد. از جمله آن ظرفیت ها درک همدیگر است. پدر باید مادر و فرزندان را درک کند . مادر باید پدر و فرزندان را درک کند. باید الگو ارائه دهیم تا فرزندانمان بتوانند امکان و توان درک دیگران را به خوبی داشته باشند. بفهمند دیگران را و مشکلات آنها را و نسبت به آنها بتوانند به درستی تصمیم بگیرند. این درک کردن به تعبیر امروزی ها همدلی یعنی شناختی که می تواند در زاویه نگاه طرف مقابل به لحاظ عاطفی وجود داشته باشد، این درک خیلی راهگشاست. به تعبیر آن نویسنده اگر خواستید به راه رفتن کسی ایراد بگیرید اول با کفش هایش چند قدم گام بردارید. این گویای این مسله مهم است که تا ما نتوانیم درک درستی از شرایط طرف مقابل -این طرف مقابل می خواهد فرزندمان باشد می خواهد همسرمان یا همسایه یا دوستمان باشد- تا نتوانیم درک درستی از این داشته باشیم سایر اموری که داریم می گوییم و داریم ارائه می کنیم و بر آنها تصمیم می گیریم و رفتار می کنیم احیاناً و احتمالاً حرف های درست و کامل و قابل اعتمادی نیست. اگر من نتوانم شنونده ام را در جایی که سخنرانی میکنم یا تدریس انجام می دهم، درک کنم، یا افرادی که با آنها مراوده دارم، همکارانم، خانواده ام، فرزندم، همسرم و … را نتوانم درک کنم، نمی توانم کار مثبتی انجام دهم یا توصیه و پیشنهادی داشته باشم. خواهران بزرگوار، در هر نقشی که باشید، در نقش همسر، در نقش خواهر، در نقش فرزند، درک کردن طرف مقابل به تعبیر طلبگی، تنها قسط من الثمن نیست بلکه بدون آن، [وظایف آن نقش] تحقق پیدا نمی کند. بدون شناخت و درک طرف مقابل، نمی توانید کار مثبت و موثری انجام دهید.  این را توسعه دهید.

  • در خانواده، زیبایی ها را ببینیم.

و اگر درست درک کردیم و اگر همت خود را روی درست درک کردن گذاشتیم، یک مقدار از نگاه های منفی ما، مقداری از نگاه های غیر صحیح ما، مقداری از نگاه هایی که چندان مومنانه نیست، حذف می شود. من در شب های گذشته یادآور شده ام پیامبر بزرگوار اسلام(ص) فرمود مومن مثل زنبور است بر خوبی می نشیند. تلاش کنید نگاهتان را نسبت به اطرافیان به خصوص در حوزه خانواده، به زیبایی ها و خوبی ها ممحض کنید. باور کنید این را که نگاه کردن و دقت کردن در یک نقطه سیاه می تواند کل یک صفحه را به نظر ما سیاه جلوه دهد و اولاً فرصت کمک کردن به طرف مقابل را از ما می گیرد ثانیاً با تیره و تار دیدن باور کنید اولاً خودمان آسیب می بینیم و بعد سایرین آسیب می بینند.

مثل حضرت زینب باشید بیشتر از اینکه این همه از این خاندان کشته شد؟! آن هم با چه وضعی کشته شد. من جسارت نمی کنم اما در اوج عظمت این بانو، نویسنده ظریفی گفته بود امام حسین(ع) با عظمتش با شکوهش برای کل بشریت معلم است، امام حسین (ع) برادرش را که از دست داد فرمود: «الان انکسر ظهری و قلت حیلتی»[۵] کمرم شکست. این ابرمرد تاریخ، با اینکه ستون اصلی خیمه گاهش از بین رفت و به شهادت رسید، این را بیان می کند. بانوی با کرامت کربلا، این برادر که هیچ، برادران دیگرش، فرزندانش، بچه های برادر، هجده نفر از بنی هاشم و تمام یاران امام همه رفتند، بعد در مجلس دشمن از او پرسیده شد دیدید خدا چه بلایی به سرتان آورد؟ حضرت زینب(س) ایستاده گفت: «ما رایت الا جمیلا».[۶]

  • زینب پیام آور کربلا

حضرت زینب یک عظمت است. عظمتی است که به حقیقت اگر در کربلا نبود، (و قطعاً خدای متعال چنین چینشی را برای این اهداف تنظیم کرده و هماهنگ کرده) معلوم نبود ما امروز دقیقاً برای چه چیزی عزاداری می کردیم یا اصلا چنین مجالسی داشتیم یا نداشتیم. تلاش کردند کسی باقی نماند، تا حرفی زده شود ولی محاسباتشان غلط بود. می دانید چرا؟ چون محاسبات امویان، بر اساس نگاه اموی، نگاه جاهلی به زن بود و اصلاً عددی به حساب نمی آوردند. نمی دانستند دختر علی(ع) فرق دارد.

«ای جوهر مردی زنانه

مردی ز تو یافت پشتوانه …

افراشته باد قامت غم

 تا قامت زینب است پرچم»[۷]

امام سجّاد(ع) بیمار بود، توان سخن گفتن هم چندان نداشت. امام سجّاد(ع) در تمام این مسیر کسالت به ایشان فشار می آورد. غل و زنجیری که بر این پیکر مقدس بود امان این بیمار کربلا را بریده بود. حضرت زینب نه تنها رهبری این جامعه را به عهده داشت، نه تنها پرچمدار حقیقی بود، بلکه ایشان امام را هم حفاظت می کرد.

  • نقش حکیمه خاتون در تحکیم اعتقادات شیعه

اجازه دهید نکته ای دیگر از زنان بگویم و بعد عرضم را تمام کنم. کربلا را که می دانیم با زینب زنده شد. جایی دیگر در باورهای ما هست که ما مدیون بانویی هستیم. معتبرترین روایاتی که ما داریم برای اینکه امام زمان ما به دنیا آمده، می دانید چه کسی نقل کرده است؟ جناب حکیمه خاتون. به روحشان صلوات ختم کنید. شهادت این زن در تاریخ شیعه، درخشان است و شهادت او بود که اولین جرقه های حضور امام زمان را در جامعه شیعی برافروخت. ان شاء الله خداوند به همه ما این توفیق را کرامت کند که بتوانیم شایستگی این را پیدا کنیم که به اهل بیت به همه اهل بیت به زنان و مردان اهل بیت تمسک کنیم، درس بیاموزیم، یاد بگیریم و بر آن مسیر خودمان را رشد دهیم. خداوند را می خوانیم در این روز با عظمت که عاقبت امر همه را ختم به خیر گرداند.

 

فایل صوتی:

 لینک دانلود

 


 

[۱] فإنی لا أعلم أصحابا أوفى ولا خیرا من أصحابی ، ولا أهل بیت أبر ولا أوصل من أهل بیتی ، فجزاکم الله جمیعا عنی خیرا. (الکامل فی التأریخ، ج۴، ص ۵۷ و تأریخ الطبری ، ج۳ ، ص ۳۱۵)

[۲] سخنرانی ۲۷ اردیبهشت ۱۳۵۸، قم، مناسبت: ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن.

[۳] اَ مِنَ الْعَدْلِ یَابْنَ الطُّلَقاءِ! تَخْدِیرُکَ حَرایِرَکَ وَ اِمایَکَ، وَ سَوْقُکَ بَناتِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم سَبایا، قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ، وَ اَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ، تَحْدُو بِهِنَّ الاْعداءُ مِنْ بَلد اِلى بَلد، یَسْتَشْرِفُهُنَّ اَهْلُ الْمَناهِلِ وَ الْمَناقِلِ، وَ یَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَرِیبُ وَ الْبَعِیدُ، وَ الدَّنِیُّ وَ الشَّرِیفُ، لَیْسَ مَعَهُنَّ مِنْ رِجالِهِنَّ وَلِیُّ، وَ لا مِنْ حُماتِهِنَّ حَمِیٌّ … (مقتل الحسین مقرّم، ص ۳۵۷ – ۳۵۹؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۳۲ ـ ۱۳۵ و  احتجاج، ج ۲، ص ۱۲۲ ـ ۱۳۰ (با مقدارى تفاوت)

[۴] تذکره الخواص، ص۲۶۵ ـ الکامل، ج۴، ص۸۸.

[۵] مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴ ص ۱۱۷ ؛ بحارالانوار، ج ۴۵ ص ۴۰.

[۶] بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۱۶.

[۷] علی موسوی گرمارودی.

پاسخ دهید