متن سخنرانی استاد علی مخدوم در شب سوم محرم (صدق حسینی۲) + صوت

فضایل حسینی
مجلس سوم: صدق حسینی (۲)

 

خلاصه سخنرانی:

  • صحبت درباره صدق بود و گفته شد که یکی از علائم اهل تقوی، صدق در گفتار است. از جمله ساحت های صدق در زندگی، صداقت در خانواده می باشد که الگویی از آن را در زندگانی حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امیرالمومنین (علیه السلام) می توان دید. در ساحت خانواده، باید صادقانه رفتار کرد و نیز همان گونه که در قرآن فرموده است (تغفروا) خداوند از ما انتظار دارد در خانواده غفار باشیم.
  • درباره صداقت در ساحت جامعه نیز باید از فرافکنی بپرهیزیم. هر یک از ما نقطه ی شروع ترویج صداقت در جامعه را از خودمان بدانیم و از خودمان انتظار زیستی صادقانه داشته باشیم.
  • صداقت در جامعه گاه در لفظ است و گاه در رفتار؛ گاه مستقیم است و گاه غیر مستقیم. غشّ در معامله، از مصادیق دروغ در رفتار، در روایات به شدت مورد نهی قرار گرفته است و اگر قرار است مسلمانی ما رونوشتی از اسلام اصیل باشد، باید از این بی صداقتی ها خالی شود .
  • ما در روایات از تظاهر به دروغ، حتی در برابر حیوانات نیز نهی شده ایم. پس به طریق اولی به فرزندانمان، اطرافیان و حتی غریبه ها نباید دروغ بگوییم؛ چراکه دروغ در حقیقت کاستن از شخصیت خودم است نه ضربه زدن به طرف مقابل.
  • صداقت پایه و اساس دوستی و صمیمیت می باشد. دروغ هم طراز با بت پرستی در قرآن مورد نهی قرار گرفته است و خداوند انسان کذاب را مورد لعن قرار داده است؛ یعنی درهای رحمت خدا بر کذابین بسته است. عذاب شخص دروغگو، سیخ های آتشینی است که در قیامت در بخش های مختلف بدن او فرو میکنند و این یعنی دروغ در همین دنیا با روح انسان چنین می کند.
  • تظاهر از مشکلاتی در جامعه ما است، که زمینه ساز دروغ می شود؛ چراکه انسان برای تظاهر، تا اندازه ی محدودی میتواند به حقایق زندگی خود تمسک کند و از آنجا به بعد را مجبور است با دروغ پیش ببرد. حدبالای تظاهر و دورویی در اسلام، نفاق نام گرفته است که از بدترین گناهان است و خداوند منافق را با طعن سخنی، بشارت عذاب الیم داده است.
  • تظاهر از زندگی کردن معمول سخت تر نیز هست و بر اساس روایات، حاصلش نیز افتادن از نگاه مردم است؛ یعنی قرار نیست انسان با ریا و دورویی به جایی برسنمونه ای از پایدار ماندن صدق و خلوص در عمل، همین پرچم های عزای امام حسین (علیه السلام) است. دلیل پایدار ماندن یاد امام حسین (علیه السلام) در دلها این است که عملش خالصانه و صادقانه بود و پای صداقتش جانش را فدا کرد.

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی مخدوم

متن کامل سخنرانی:

شب گذشته فرازی از روایتی را خدمت شما قرائت کردم که در آن روایت، حضرت امیر (علیه السلام) از اولین نشانه هایی که برای مومن ذکر کرده بودند این بود که انسان مومن راستی در بیان دارد و امانت دار است (الصدق فی الحدیث و اداء الامانه) ۱ عرض کردم که تکرار همین لفظ در روایات بسیار متعددی ذکر شده است، خیلی زیاد ذکر شده است. قریب به صد روایت، عین این جمله است: راستگو باشید، امانت دار باشید. ظاهرش ظاهر ساده ای است؛ ظاهرش ایمانی ترسیم می کند برای انسان که خیلی پیچیده نیست؛ اما از آن ساده هایی است که به اصطلاح سهل و ممتنع است؛ در عمل اصلا ساده نیست.

خاطرتان باشد دیشب مصادیقی از این صدق را عرض کردم. عرض کردم صدق نسبت به خدا باید باشد، آدم به خدا که نمی تواند دروغ بگوید! اما گاهی این خطا و خبط برای انسان پیش می آید. انسان نسبت به پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه (علیهم السلام) نمی تواند دروغ بگوید؛ اما گاهی این اشتباه را می کند. آنجایی که ما خودمان را به این آستان نزدیک می کنیم اما نسبت فراوانی نداریم؛ ما خودمان را به رفتار آنها چندان نزدیک نکرده ایم.

[روایاتی که ازاولین علامت های اهل تقوی به (صدق الحدیث و اداء الامانه) اشاره می کند] ظاهرش ظاهر ساده ای است؛ ظاهرش ایمانی ترسیم می کند برای انسان که خیلی پیچیده نیست؛ اما از آن ساده هایی است که به اصطلاح سهل و ممتنع است؛ در عمل اصلا ساده نیست.

* در خانواده باید صادقانه رفتار کرد و از رفتارهای غیرصادقانه دیگران نیز چشم پوشید
قسم سومش را مقداری بیشتر درموردش صحبت کردیم که اگر خاطرتان باشد عرض کردم صدق در محیط خانواده است. آقایان به خانمها، خانم ها به آقایان، پدر و مادر به فرزندان. اگر باب دروغ باز شود، جمع کردنی نیست؛ نمی شود جمعش کرد. و از مصادیق صدق عملی خدمتتان عرض کردم که اگر می خواهیم یک خانواده ای که کاملا صادق است ببینیم، امیرالمومنین (علیه السلام) و همسرشان [حضرت زهرا (سلام الله علیها)] را ملاحظه کنید، با صداقت با صفا با صمیمیت یک دوره ای را زندگی می کنند، در پایان عمر شریفش حضرت زهرا (سلام الله علیها) هنوز نسبت به این صداقت و صفا و صدق و صمیمیت نسبت به امیرالمومنین (علیه السلام) سوال میکنند و درخواست میکنند که حلالم کن.
و باز عرض شد آیه ای ۲ که می تواند رهنمون بسیار مناسبی برای زندگی ما باشد که فرمود نسبت به همسرانتان عفو کنید. عرض کردم عفو یعنی اینکه از انسان از اشتباه ناراحت شده است اما میبخشد (وتصفحوا) یعنی اینکه بگذرید، گذشت داشته باشد، و نه، فراتر از آن (و تغفروا) و باز عرض کردم که غفران یعنی اینکه ما در زو قیامت، آرزوی غفران خدا را داریم. کار خاصی که نداریم آبرویی داشته باشیم در این درگاه. آرزوی غفران خدا یعنی اینکه آرزومندیم خدای متعال به فضلش با ما به گونه ای رفتار کند که از گناهان ما چشم پوشی کند و بلکه با خوبی با ما رفتار کند یعنی کانه نه تنها بدی نداشته ایم حتی به جای آن خوبی دیده است.
نیکی پیر مغان بین که چو ما بد مستان   /   هرچه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
غفران یعنی این. خدا از ما انتظار دارد در ساحت خانواده غفار باشیم؛ یعنی (وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراما) ۳ اگر بر اشتباهی گذر می کنند، گذرانشان، عبورشان، عبور با کرامتی است، آقا هستند، کرامت دارند. قرار نیست اگر شما اشتباهی دیدید، به خصوص در ساحت خانواده، جایی به شما بی احترامی ای شد، کمبودی بود، کاستی ای بود، این مردانگی نیست که آدم تازه خودش را نشان بدهد و بخواهد به نحوی رفتار کند که بله من هم صدایم بلندتر است!

و عرض کردم همین می شود درس عملی برای فرزندان ما. چرا؟ چگونه؟ این چه ارتباطی دارد؟ ارتباط این آنجاست که اگر ما احساس کردیم باید صادقانه رفتار کنیم، خلاف این را هم دیدیم، قرار نیست برآشوبیم! برآشفتن، هنر نیست. صادقانه رفتار کنیم، تازه اگر در مقابلش کاستی ای دیدیم باید مرور با کرامت باشد به فرموده ی این آیه کریمه ای که عرض کردم.

اگر ما احساس کردیم باید صادقانه رفتار کنیم، خلاف این را هم دیدیم، قرار نیست برآشوبیم! برآشفتن هنر نیست. صادقانه رفتار کنیم، تازه اگر در مقابلش کاستی ای دیدیم باید مرور با کرامت باشد به فرموده ی این آیه کریمه ای که عرض کردم.

* در ترویج صداقت ، فرافکنی نکنیم
اما عرض امشبم. امشب میخواهم صداقت را در جامعه و بین مردم بگویم. باز عرض شب های گذشته ام را محضرتان یادآوری می کنم که ما داریم فضایل دینی را در ساحت حسین بن علی (علیه السلام) یادآوری می کنیم که نماد این دین است اولا.
و ثانیا مرور این فضایل برای خود ما مفید است و آن هم باید در عمل به ظهور برسد وگرنه اگر [فقط در گفتن خلاصه شود] این ضبط صوت هم می تواند این حرف ها را به جای من بگوید. آنجایی درست است، آن جایی به قاعده است که من این حرف ها را اولا برای خودم بگویم و لذا خواهشم از جمع بزرگواران حاضر این است که ما به خطای رایج معمولمان در جامعه گرفتار نشویم؛ فرافکنی نکنیم. امور اخلاقی اولا برای خود ما مهم است، قبل از اینکه انسان بخواهد دیگری را توصیه بکند باید این را برای خودش جاری کند. و [درباره]صداقت در جامعه هر کداممان بگوید از من شروع می شود؛ نقطه ی اول آن کجاست؟ من هستم. حالا کس دیگر درست رفتار نمیکند، باشد، به خودش مربوط است. من، دوستان من، خانواده من، گروه من، حزب من، اطرافیان من. اینها اول باید این آلودگی ها را کنار بگذارند و چه آلودگی ای بدتر از دروغ که بر اساس این روایت، [فضیلت مقابل آن] نشانه ی ایمان است.

* رواج دروغ های مستقیم و غیر مستقیم کلامی، آفت اصالت اخلاقی و اسلامی جامعه است
صداقت با مردم، گاهی اوقات با لفظ است. انسان در بیان ظاهریش دروغ نگوید. من فکر می کنم این را نمی خواهد انقدر زیاد بهش بپردازیم. متاسفانه باید بپذیریم، یک بیماری فراگیری که به لحاظ اخلاقی دامنگیر جامعه ما است و باید بپذیریم این جامعه ما را از یک جامعه ی اصیل اسلامی و انسانی فاصله می دهد، از یک جامعه اصیل اخلاقی فاصله می دهد، رواج دروغ های مستقیم و غیر مستقیم است.
من فکر میکنم این بیشتر یک لطیفه است؛ اما از لطیفه هایی است که به شدت تکان دهنده است: میگویند به شیطان گفتند از کدام جماعت خیلی خوشت می آید. گفت فلانی ها (اسم نمی برم؛ یک گروه از افراد در جامعه که اهل تجارت خاصی بودند) به او گفتند چرا؟ گفت من به دروغشان راضی بودم، قسم دروغ می خورند! برای دروغشان قسم یاد میکنند! برای دروغ خودمان دروغهای دیگر می سازیم. ناچاریم، گرفتاریم. بدتر از این: به دروغ خوشحالیم!

* غشّ در معامله، از مصادیق دروغ عملی
بیش از آنکه دروغ گفتن لفظی و کلامی امشب محور عرضم باشد، میخواهم دروغ های غیر مستقیم را محضرتان یادآوری کنم. ما یک قاعده ای داریم در مباحث احکام شرعی به آن می گویند “غش در معامله”. اصطلاح عوامانه اش می شود اینکه شما به نوعی به طرف مقابلتان دروغ بگویید؛ معامله گر کلاه بر سر کسی بگذارد.
داستانی نقل کنم ببینید چقدر مساله دردناک می شود. پیامبر از جایی رد می شدند، کسی میوه می فروخت. ظاهرا سیب می فروخته است. حضرت همین طور که عبور می کردند نگاهی انداختند بعد برگشتند آمدند که از نزدیکتر آن ظرف سیبش را نگاه کنند. دیدند این سیب ها آنهایی که رو قرار دارد، نم هایی از رطوبت رویش هست. حضرت احساس کردند آب روی اینها پاشیده شده است که به نوعی لایه رویی این سیب ها با طراوت بهتر، درخشندگی بهتر به نظر برسد. ( من اصلا نمی خواهم بگویم در جامعه ما به چه نحو است!) حضرت کنار فروشنده ایستادند و فرمودند برای چه روی این میوه آب پاشیده ای؟ عرض کرد یا رسول الله من نپاشیدم، باران بارید خیلی آرام قطراتی روی سیب های من جاری شد، حالابراق شده به همین خاطر است. حضرت فرمود خوب، بهمشان میزدی! تو که دیدی باران بارید. خوشحال بودی از اینکه کسی بیاید فکر کند این سیب ها تمامش به همین شکل درخشنده است؟! و بعد فرمود: من غشّنا فلیس منا ۴. کسی که به این شکل بازی می کند با مردم، از ما نیست. از ما نیست!

* صداقت، برکت ساز و دروغ، برکت سوز زندگی انسان
روایت داریم دروغ، برکت را از مال انسان بر میدارد، برکت را از عمر انسان بر میدارد. بعد می آییم جور دیگری نگاه میکنیم و می گوییم نمی دانم چرا دیگران راحت زندگی میکنند من راحت زندگی نمی کنم؟ چرا من دائما گره هایی در زندگیم پیش می آید؟ به این چقدر فکر کرده ایم که گاهی اوقات رفتار خود ما شاید باعث خیلی از این گره ها شده باشد.
باور کنید که برخی رفتارهای اینچنینی ممکن است در جامعه جا افتاده باشد، ممکن است الان که من این را عرض می کنم خدمتتان، برخی از دوستان بزرگوارم در این مجلس بیایند فلانی تو از کره ی دیگری آمده ای؟!نمی دانی چه خبر است؟! نمی دانی چجوری است [شرایط]؟! چرا، من هم می فهمم، من هم از همین مغازه ها خرید می کنم؛ ولی دارم عرض میکنم آنچه داریم ادعا میکنیم –که مسلمانی است- باید با اسناد ما یعنی قرآن و روایات و سند ائمه و آن سنتی که مستند به سنت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است، باید بخواند. اگر به اینها مستند نباشد، رونوشتی که من از مسلمانی دارم با سند اصلی نزد اولیایم نخواند، این چه مسلمانی ای است؟
واقعا درست گفت حافظ که اگر مسلمانی همین است که ماها داریم “آه اگر از پی امروز بود فردایی“.

آنچه داریم ادعا میکنیم –که مسلمانی است- باید با اسناد ما یعنی قرآن و روایات و سند ائمه و آن سنتی که مستند به سنت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است، باید بخواند. اگر به اینها مستند نباشد، رونوشتی که من از مسلمانی دارم با سند اصلی نزد اولیایم نخواند، این چه مسلمانی ای است؟

* نهی پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از تظاهر به دروغ حتی در برابر حیوانات
صدق گاهی در رفتار و در عمل [است]. دیشب یک نمونه ی عملیش را محضرتان عرض کردم. حیفم می آید دوباره نگویم. نبی مکرم اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از مسیری عبور میکردند. دیدند کسی از صحابه، حیوانش دارد از گرسنگی بی تابی می کند. او لباس عربیش را مقداری بالا زده بود به هوای اینکه حیوان گمان کنه برایش غذا می آورند مقداری بی تابی خود را کم کند. حضرت جلو آمد به شانه او زد و فرمود: به حیوان هم دروغ نگو! نستجیر بالله. فرزندان ما امانت های خدا در دستان ما هستند، میتوانیم به آنها دروغ بگوییم؟! اطرافیان ما، دوستان ما، بندگان خدا هستند، هر کس می خواهند باشند، با من آشنا باشد یا نباشد، دروغ کاستن از شخصیت خود من است، نه ضربه زدن به طرف مقابل.
نبی مکرم اسلام در روایتی می فرمایند انبیا یکی از وظایفی که بر آنها محول شده این است که همواره سفارش می کنند مردم را به صدق، به راستگویی. یعنی یکی از دستورات مشترک بین انبیا است.

* صدق، منشأ صفا و صمیمیت
وقتی می گوییم صدق، وقتی می گوییم صداقت، ما در زبان فارسی معمولا صفا و صمیمیت را هم کنارش می آوریم؛ یعنی بر راستی بنیان نهاده می شوند. و به زیبایی اگر عرب زبانان به دوست صمیمی می گویند “صدّیق” یا “صدیق” این نکته را دربر دارد که دوستی پایه اش بر راستی است.

آیات کریمه ی قرآن را اگر در این زمینه ملاحظه کنید، خیلی جالب است. من دامنه ی بحث را نمی خواهم خیلی گسترده کنم چون درباره (اداء الامانه) هم نکاتی دارم و بعضی از مصادیق دروغ در جامعه هم هنوز باقی مانده است که عرض کنم. فقط به همین مقدار کفایت می کنم که عرض کنم در قرآن کریم، دروغ بعد از بت پرستی یاد می شود؛ به آدمها می گویند شرک نداشته باشید، بت ها را نپرستید، دروغ هم نگویید.

* لعن خداوند بر دروغگویان
لعنت که می دانید چیست؟ ما ممکن است گاهی به غلط در الفاظمان استفاده کنیم [اما در حقیقت] لعنت یعنی برای کسی که لعنتش می کنید، دعا می کنید که خداوند هیچ زمینه ای در قیامت برای بخشش او فراهم نکند. یکی از جاهایی که (در سوره ی مبارکه آل عمران آیه ۶۱) قرآن تعبیر لعنت الله را دارد، ذکر می کند (لعنه الله علی الکاذبین) خداوند نبخشد دروغگویان را. خداوند می گوید، ها!
امام موسی بن جعفر (علیه السلام) یک روایتی دارند در مورد عذاب دروغ می گویند روز قیامت دروغگو را می آورند با سیخ های آتشین به شکمش فرو می کنند و از کمرش بیرون می آورند، از پشتش فرو می کنند از سینه اش بیرون می کشند. از پهلوهایش فرو میکنند از پهلوی دیگر بیرون می کشند. چرا؟ می دانید که ما معتقدیم این عذاب، تبلور و تجسم عمل ما است یعنی دروغ با روح ما چنین کاری می کند. حالا در قیامت، دروغگویان این را درک خواهند کرد اما الان دارد با ما چنین می کند.

* عادت به تظاهر، زمینه ساز دروغ و نفاق
یکی از مشکلاتی که در جامعه ی ما زمینه ی دروغ را فراوان فراهم می کند، تظاهر است. همیشه به دنبال این هستیم که ببینیم چگونه می شود خودنمایی کرد. جلب توجه کرد. تظاهر تظاهر تظاهر. بعد دیگر از راستش نتیجه نمیگیریم، بالاخره من تا حدی می توانم خودم را نشان بدهم [با روراستی] استعداد، توان، مال و قدرتم و هر چیز دیگر یک حدی دارد، از آن به بعدش را ناچارم با دروغ پیش ببرم و “شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد” حقیقت در زندگیش نبود، همه اش بازی کرد، یک فیلم بود. تا کی؟ چرا خودمان نباشیم؟ باور کنید اینکه آدم نقش دیگران را بازی کند و نقاب و صورتک به چهرره بزند خیلی سخت تر از زندگی است!
آدم با تظاهر دورو می شود. دورویی را در دین ما وقتی در یک حد مشهودی می رسد، به آن نفاق می گویند و نفاق از بدترین گناهانی است که می تواند برای انسان پیش بیاید. فرمود: (وبشر المنافقین بعذاب الیم). خیلی طعن آیه سخت و تند است که اگه می خواهند، بشارتشان بده به عذاب الیم!
نفاق از بدترین گناهان است، اگر نگوییم بدترین گناه. موجباتش می شود دروغ. همین که آدم افتاد به دروغ گفتن، مجبور است آن خانه ی توخالی و پوشالی ای را که ساخته، آن نقابی را که ساخته، هی بیشتر تزیینش کند هی بیشتر نشانش بدهد و [حاصل این تظاهر] همین می شود.

تظاهر انسان را از چشم مردم می اندازد. آدم قرار نیست با ریا و تظاهر به جایی برسد

یک روایتی از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل می شود که حضرت فرمود تظاهر نکنید؛ به اصطلاح امروزی ها خودتان باشید. بعد یک عاقبتی را پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) برایش ذکر می کنند که خیلی قابل تامل است. می فرمایند تظاهر نکنید چون تظاهر شما را از چشم مردم می اندازد. آدم ها گاهی احساس می کنند هر چه می کنند نتیجه نمی گیرند. این همه خوبی کردیم چرا این طوری شد، چرا جایگاه ما حفظ نشد چرا فلان؟! قرار نیست با ریا و تظاهر آدم به جایی برسد.

یادآوری می کنم نکته ای را که دو شب قبل محضر عزیزان بزرگوار عرضه داشتم، معاویه به امام حسین(علیه السلام) نوشت که با یزید بیعت کن. یک سری محاسنی درباره یزید نوشت. امام اولین چیزی را که [در جواب] فرمودند، این بود که چرا دروغ می گویی؟! اگر هم می گویی بیعت کن، چرا دروغ می گویی؟! و باز ملاحظه کنید این حرکت پاک صادقانه مخلصانه را که قرن هاست باقی می ماند. می گویند اگر در کاری اخلاص و صداقت بود، زنده می ماند. نمونه می خواهید؟ همین پرچم ها [ی عزاداری برای امام حسین ع] این اگر در دل های شما باقی مانده و اگر شما اینجا نشسته اید، برای چیست؟ برای احترام آقا. اصلا من که قطعا قیمت شخصی اصلا ندارم، عرایضم هم همین طور. ای بسا نحوه ی بیان من هم بخشی از بزرگوارانی که حضور دارید، ایراد به آن داشته باشید. بیان انسان عادی ضعبف معمولی نادان، همیشه مشکل می تواند داشته باشد؛ اما می نشینید. برای چه کسی؟ برای اینکه اگر در من هم تردید داشته باشید، در این بیرق و پرچم تردید ندارید. [بیرق و پرچم در عزای کسی که] پای صداقتش جانش را گذاشت.

 

فایل صوتی سخنرانی:

سخنرانی (حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی مخدوم)
12.6 MiB
173 Downloads
اطلاعات بیشتر

——————————————

منابع:

۱. الخصال، ج‏۲، ص: ۴۸۳؛ کان امیر المونین ع یقول: ان لاهل التقوی علامات یعرفون بها صدق الحدیث و اداء الامانه … .
۲. وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم‏. تغابن:۱۴
۳. فرقان:۷۲
۴. میزان الحکمه، ج۷، ص ۲۲۲، با اندکی اختلاف.

پاسخ دهید