متن سخنرانی استاد مخدوم – شب نهم محرم ۱۳۹۷

«باسمه تعالی»
سخنرانی استاد علی مخدوم؛ محرم سال ۱۳۹۷
مجلس چهارم؛ شب تاسوعا: مراتب و مصادیق ظلم به دیگران

• آیه کریمه قرآن است که ای مردم، ظلمی که شما درحق دیگران مرتکب می شوید، در واقع ظلمی است که به خود روا می دارید.
• ظلم نسبت به این که آن مظلوم چه کسی باشد، دارای مراتبی است: مرتبه اول ظلم به آدم هایی است که توانا هستند این ظلم بد است؛ اما مرتبه این ظلم یک مرتبه پایینی است.
• مرتبه بعدی آن جایی است که ما به آدم هایی ظلم کنیم ظلم زبانی، ظلم مالی، ظلم آبرویی، که توانا نیست. یعنی به هر سببی من توان بیشتری از او دارم.؛ مثلا در مسند معلمی هستم یا پدر و مادر. امیرالمومنین (ع) می فرماید: دست خود را بر سر کسی که قادر نیست دست تو را کنار بزند، بلند بکن.
• مرتبه سوم آن مرتبه ای است که ما ظلم می کنیم به کسی که نسبت به ما تسلیم است. فرزندان ما نوعا نسبت به ما تسلیم هستند، همین طور کارمند شما، یا کارگری که به خانه آورده اید. امیرالمومنین (ع) می فرماید ظلم کردن در حق کسی که تسلیم شما است از بزرگ ترین جرم ها است.
• اگر هنگام نماز کارمند اداره کار فرد را رها کند، یعنی امر دائر باشد بین این که کار او را انجام دهد یا برود نماز، اکثر مراجع ما به این سوال چنین جواب داده اند که کار فرد را انجام دادن اولویت دارد.
• قسم دیگر ظلم، ظلمی است که انسان به اشخاص محترم روا می دهد. و بدترین مرتبه ظلم گفته اند ظلم به کسی است که حقیقتا یاوری ندارد.
• در روایات بسیار متعددی مردم بترسید از دعای مظلوم حتی اگر کافر یا فاجر باشد.
• جامعه ما، جامعه ای است که اگر همه با هم همت کنیم، همه با هم هر کداممان از خودمان شروع کنیم و جلوی ظلممان را بگیریم، خیلی گلستان می شود.

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم

ظلم در حق دیگران، ظلم به خودمان است.
«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلى‏ أَنْفُسِکُمْ» [۱] آیه کریمه قرآن است که ای مردم، ظلمی که شما درحق دیگران مرتکب می شوید، در واقع ظلمی است که به خود روا می دارید؛ و من امشب در صدد بیان این آیه به تنهایی نیستم و اگر می بود، جای خیلی صحبت داشت. آیه کریمه می فرماید: انما. انما یعنی دقیقا همین طور است و غیر از این هم نیست، ظلمی که می کنید به خودتان روا می دارید. بعد تعبیر هم ایها الناس است. همه مردم، همه مردم بدانید.
در این شب ها، در ذیل وصیت امام مظلوم ما حضرت ابا عبدالله (ع) که وصیت ایشان این بود به فرزندشان [نکاتی درباره ظلم عرض می شد]. جالب است امام سجّاد (ع) وقتی این روایت را بیان می فرمایند، می فرمایند که: این وصیت پدرم به من و پدرش به او؛ یعنی امیر المومنین هم چنین وصیتی داشتند. وصیت این است که «أَیْ بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ جَلَّ وَ عَز» [۲] مواظب باش، مواظب باش نسبت به ظلم، به کسی که در مقابل تو جز خدا را ندارد، یاوری جز خدا ندارد.

مراتب و مصادیق ظلم به دیگران
من می خواهم امشب از مراتب ظلم بگویم. ظلم نسبت به این که آن مظلوم چه کسی باشد، دارای مراتبی است. این که می گویند این مظلوم چه کسی باشد؟ او می تواند در خانواده ما قرار بگیرد، در دوستان ما قرار بگیرد، در بستگان ما قرار بگیرد، در مراجعان ما هر شغلی که مشغول آن هستیم، قرار بگیرد، اگر کسانی مسئولیت دارند در زیر دستان و کارمندانشان قرار بگیرد. در همه مصداقش می تواند باشد. همه مراتب. در نتیجه می خواهم برویم در مورد مصادیق مختلف آن فکر کنیم.

ظلم به توانمندان
مرتبه اولی که از ظلم به دیگران، خیلی هم بد است، مذمت هم شده است، مرتبه ظلم به آدم هایی است که توانا هستند. من به کسی زور بگویم که توانایی آن را دارد از خودش دفاع بکند. من به کسی زور بگویم که به اصطلاح عامیانه اش، گوشه ای او را گیر نیاورده باشم. به کسی زور بگویم، به کسی خدای ناکرده حرفی بزنم که توانایی آن را دارد چهار تا حرف بگذارد روی آن به من تحویل بدهد. به کسی یک مشت بزنم که توانش را دارد دو تا مشت هم به من بزند. یک وقت ما، ظلممان در این حد است. این ظلم بد است؛ اما مرتبه این ظلم یک مرتبه پایینی است، یک مرتبه نازلی است.

ظلم به ناتوان
یک پله بالاتر از این هم هست. روشن است. در مقایسه با این می توانید حدس بزنید که مرتبه بعدی آن جایی است که ما به مردمی، به آدم هایی ظلم کنیم (هر شکلی از ظلم، ظلم زبانی، ظلم مالی، ظلم آبرویی. در مورد آن مصادیقش می خواهم چند دقیقه دیگر صحبت کنم) به کسی ظلم کنیم که توانا نیست. یک ناتوانی دارد؛ یعنی چه یک ناتوانی دارد؟ یعنی به هر سببی من توان بیشتری از او دارم. احتمالا خیلی از دوستانی که در این جمع هستند در جایگاه معلمی قرار می گیرند. حالا یا تدریس در مدارس، یا تدریس در دانشگاه. یک افتخار است. خیلی افتخار بزرگی است. واقعا در مسند مدرسی، در مسند معلمی قرار گرفتن یک موقعیت استثنایی است. رفقا، من و شمایی که در مقام معلم قرار می گیریم، شاگرد ما، در درس ما، حداقل نسبت به من توانایی او کمتر است، حداقل این که پایان سال یا نیم سال نمره و توانش را همه این موارد با اختیار من هست؛ می توانم نسبت به آن درسش از حذف درس تا هر کار دیگری انجام بدهم. این آدم ممکن است در موقعیت های دیگر خیلی هم توانا باشد؛ اما در این زمینه خاص در برابر من ناتوان است و باز از مصادیق آن، پدر و مادرهای بزرگوار نسبت به فرزندانمان، زمینه چنین ظلمی وجود دارد؛ چون یک قسمی از ناتوانی در برابر ما دارد. در این زمینه اجازه بدهید یک روایتی را خدمت شما بخوانم. روایت از امیرالمومنین (ع) هست «لا تبسطنّ یدک على من لا تقدر على دفعها» [۳] دستت را بلند نکن نسبت به کسی که قادر نیست. چه چیزی را قادر نیست؟ «لا تقدر على دفعها» دست خود را بر سر کسی که قادر نیست دست تو را کنار بزند بلند نکن. ما گاهی اوقات متاسفانه اتفاقا آن جای که می توانیم دستمان را بلند کنیم، بلند می کنیم! اگر من خیالم راحت باشد نسبت به این که سخت نیست، دستم را بلند می کنم! حالا چه به صورت فیزیکی با به صورت های دیگری دستمان را روی کسانی که می توانیم بلند می کنیم و یا صدای خود را بلند می کنیم، و یا به قسم دیگری زور می گیریم. خیلی ظلم سختی است. آن جایی که طرف ناتوان است.

ظلم به کسی که تسلیم ما است
در ظلم مرتبه دیگری هم داریم بدتر از این؟ بله! بزرگان اخلاق ما گفته اند، هنوز یک مرتبه از این بدتر هم داریم. کجا است؟ آن مرتبه ای که ما ظلم می کنیم به کسی که نسبت به ما تسلیم است. این دیگر خیلی مصداق دارد. پدر و مادرهای بزرگوار، فرزندان ما نوعا نسبت به ما تسلیم هستند. اگر ظلمی در این زمینه روا بداریم، خیلی سخت بتوانیم از آن خارج شویم. روایتی را باز از امیرالمومنین (ع) بگویم که تصریح به این دارد. «ظُلْمُ الْمُسْتَسْلِمِ أَعْظَمُ الْجُرْم‏» [۴] ظلم کردن در حق کسی که تسلیم شما است، به هر نحوی ممکن است شما رئیسی هستید نسبت به کارمند خود، یا شما برای خانه کارگر آورده اید کارگری که برای شما دارد کار می کند، تسلیم شما است. ظلم کردن در حق کسی که تسلیم شما است، امیرالمومنین (ع) می فرماید: از بزرگ ترین جرم ها است. از بزرگ ترین گناهان است. پس یک قسم از ظلم آن جای است که فرد تسلیم ما است. کجاها تسلیم ما است. خیلی جاها. یک بنده خدایی مراجعه می کند به کارمند یک اداره می خواهد از او یک نامه بگیرد، کار او راه بیفتد حالا این کارمند حس ندارد جواب بدهد. یا آن کارمند الان دارد یک کار دیگری را انجام می دهد، با دوستی صحبت می کند، نه پرونده دیگری را در دست دارد؛ و این مراجع، ایستاده منتظر. متاسفانه معمولا هم ادب برخورد با هم دیگر را به حد کافی نمی دانیم. نمی دانیم که اگر طرف را می خواهیم منتظر بگذاریم به او بگوییم عذر می خواهم من الان دارم یک کار دیگری را انجام می دهم. اجازه بدهید من کارم تمام شود بعد می آیم خدمت شما. به مطب دکتر مراجعه می کنیم به شما گفته اند ساعت ۸ بیاید بعد مراجعه می کنید نمی دانید چرا ولی ساعتی و ساعت ها معطل می مانید و چون تسلیم هستید زورتان به جایی نمی رسد. البته من در مقابل آن فراوان دیده ام پزشکانی که دم در اتاق خود یک کاغذ زده اند و می نویسند با عرض معذرت که شمل معطل می شوید، این معطل شدن شما به علت این است که برای یک بیمار دیگری ما داریم وقت می گذاریم، برای این که برای شما هم وقت بگذاریم باید معطل شوید. ببینید چه قدر ادب خوب است. حیفم می آید یاد آوری نکنن که شیوه اسوه ادب، حضرت ابالفضل(ع) کجای زندگی ما جاری است؟
هر جایی که فرد تسلیم ما بود و خدای نکرده حق او را ضایع کردیم، حق اورا ندادیم ضامن هستیم و باید از او رضایت بطلبیم. به تعبیر امیرالمومنین(ع) «الْمَوْتُ یَأْتِی بَغْتَه» مرگ یک دفعه می آید. مرگ به ستارگان آسمان عزت و عظمت یعنی اولیاء و ائمه (ع) هم رحم نکرد و در زمان خودش باید تسلیم بشوند.
«الْمَوْتُ یَأْتِی بَغْتَهً وَ الْقَبْرُ صُنْدُوقُ الْعَمَل‏» [۵]
آن جا دیگر هر چه انجام دادی بسم الله «اقْرَأْ کِتابَک» [۶] ‏ خودت ببین چه کردی. می دانید در آیه کریمه قرآن هست که در قیامت می گویند: خودت بگو «اقْرَأْ کِتابَک» خودت کافی هستی برای این که بگویی چه کرده ای.
فتوای اکثر مراجع ما بر ابن است که اگر هنگام نماز کارمند اداره کار فرد را رها کند، یعنی امر دائر باشد بین این که کار او را انجام دهد یا برود نماز، اکثر مراجع ما به این سوال چنین جواب داده اند که کار فرد را انجام دادن اولویت دارد. بعد من کارمند به همین راحتی [کار مراجع را رها می کنم] مقدماتی هم دارد تازه! مثل هواپیما که می خواهد تیک آف کند، اول باید آماده بشود، موتور آن گرم بشود، بعد آرام آرام برود روی باند، بعد کم کم برود. خلاصه آماده بشود برای وضو گرفتن و کارهای دیگر. برای این پول می گیریم؟! البته قبول دارم به حد متعارف در قانون ما هست، هم استراحت کارمند تعریف شده است هم چنین اعمالی تعریف شده است؛ اما کجا؟ آیا من می تونم این استراحت را زمانی داشته باشم که فردی مستاصل، (شما معنا کنید تسلیم که نسبت به این قسم هم خیلی مطابق در بیاید) منتظر من ایستاده است؟

ظلم به انسان محترم و عزیز
قسم دیگر ظلم، ظلمی است که انسان به اشخاص محترم روا می دهد. گاهی اوقات ما به یک آدمی می دانیم محترم است، می دانیم عزیز است، نوعی از تسلیم را دارد، زورش را هم دارد، ولی آدم محترمی است. از فرصت استفاده می کنیم [به او ظلم می کنیم!]

ظلم به کسی که یاوری جز خدا ندارد
و بدترین مرتبه ظلم گفته اند ظلم به کسی است که حقیقتا یاوری ندارد. شبیه همین داستان امام مظلوم ما. «مَا مِنْ مَظْلِمَهٍ أَشَدَّ مِنْ مَظْلِمَهٍ لَا یَجِدُ صَاحِبُهَا عَلَیْهَا عَوْناً إِلَّا اللَّهَ عَزَّ وَ جَل‏» [۷] هیچ ظلمی بدتر از آن ظلم نیست که کسی که مظلوم واقع می شود، هیچ یاوری جز خدا نداشته باشد.

بترسیم از دعای مظلوم!
در روایات بسیار متعددی، نه یکی نه دوتا، در روایات بسیار متعددی از پیامبر داریم، از امیرالمؤمنین (ع) داریم، از ائمه داریم که جمله اینگونه آغاز می شود «إِیَّاکُمْ وَ دَعْوَهَ الْمَظْلُومِ» [۸] مردم بترسید از دعای مظلوم؛ کدام مظلوم؟ به خصوص در این روایات تأکید شده مظلومانی که صدایشان به جایی نمی رسد، ناتوان اند و بدتر از همه، بی یاوراند. دیدید پدران ما، مادران ما، چقدر می گفتند از آه مظلوم بترسید. من می خواهم از این هم سوزناک تر بگویم؛ پیامبر بزرگوار ما (ص) دو روایت دارند؛ در آن دو روایت تأکید می کنند از دعای مظلوم بترسید حتی اگر کافر است «اتَّقُوا دَعْوَهَ الْمَظْلُومِ وَإِنْ کَانَ کَافِرًا فَإِنَّهُ لَیْسَ دُونَهَا حِجَابٌ». [۹] در جای دیگر هم دارد حتی اگر فاجر باشد «دعوه المظلوم مستجابه و ان کان فاجرا ففجوره على نفسه‏» [۱۰] از دعایش بترسید. از خدا بترسیم.
من شب اول این مجلس خدمتتان روایتی را از امیرالمؤمنین (ع) قرائت کردم، حضرت علی (ع) می فرمایند که ظلمی که در حق دیگران مرتکب می شویم، از جمله گناهانی است که در سریع ترین وضعیت ممکن، به آن ظالم برمی گردد. [۱۱]
می فرماید «دعوه المظلوم مستجابه» پیامبر (ص) می فرمایند دعای مظلوم مستجاب است، ولو بچه من و شما باشد و یک جایی به حرف درستی هان! با این حرف که نمازت را بخوان، مشقت را بنویس هان! به نحوی من به او ظلم کرده باشم، [مصداق این روایت است] از اینجا بگیرید تا نوع فعالیت هایمان در زندگی، نوع کارها و وظایفی که داریم.

با انصاف باشیم.
دوستان جامعه ما، جامعه ای است که اگر همه با هم همت کنیم، همه با هم هر کداممان از خودمان شروع کنیم و جلوی ظلممان را بگیریم، خیلی گلستان می شود، از من و شمای مردم گرفته تا رتبه های مختلف مسئولین ما در کشور. وقتی هم عدالت و انصاف در جامعه فاصله می گیرد، دیگر انتظار نداشته باشیم که خیلی با برکت باشیم.
استاد بزرگوار حضرت آیت الله مظاهری می فرمودند که اگر خواستید معیار ایمان کسی را بسنجید، درجه انصافش را بسنجید. درجه انصاف یعنی چه؟ بحث بی انصافی نیست ها؛ بی انصافی یعنی ظلم. بحث در این است که آن انصاف را چگونه مراعات می کند؟ آن اصل طلایی مباحث اخلاقی است که در روایات مکرر ما وجود دارد: هرچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند. این یعنی انصاف. در همه چیز.
ذکر کردند که مرحوم آیت الله میلانی، استاد بسیاری از بزرگان ما در دوره های قبل یک وقتی مجاور امام رضا (ع) بودند. یکی از بازاریان خیلی متدین مشهد آمد خدمت ایشان. عرض کرد آقا یه مسئله ای دارم. من مغازه ام یک جایی است که مشتریم خوب است. ظاهرا در نزدیکی های حرم بودند. مشتریم خوب است و کالایی را که من می فروشم به دلایلی الآن در بازار، کمیاب شده و قیمتش بالا رفته است؛ (بعد حالا می دانید که به هرحال بر اساس اینکه شما کالایی را بخرید ملکتان می شود می توانید ملک خودتان را ادعا کنید که من این را می خواهم به این قیمت بفروشم.) سوای موازین قانونی، خدمت ایشان عرض کرد حالا در این گرانی من کالایم را به قیمت روز می فروشم گرچه برای من این قیمت قیمت نیافتاده. حالا از جهت شرعی، آیا این اضافه قیمت برای من حرام است، یا نه؟ آیت الله میلانی یک نگاهی به او کرد گفت حرام و حلالش را فعلا بگذار کنار؛ این بی انصافی است، آقا این بنده خدای مومن هنوز نفهمیده بود که چه کار کرده و چه گفته و چه شنیده گفت خیلی ممنونم، تشکر می کنم، خدارا شکر مال من حلال است. بلند شد که برود، ایشان دید این وضعیت را گفت: بیا یک لحظه، بیا می خواهم در گوش تو یک چیزی بگویم. در گوش او گفت که تو اسم عمر سعد را شنیده ای؟ یکم ماند گفت: آقا این چه حرفیه؟ ما با لعن عمر سعد بزرگ شده ایم، ما زیر این پرده ها بزرگ شده ایم (همه ما این را می گوییم نه؟) آیت الله میلانی در گوش او گفت: ببین عمر سعد، کار ندارم حلال و حرام، اما در حق امام حسین(ع) بی انصافی کرد.

رمز اجابت دعا این است که حق دیگران در زندگیمان نباشد.
به نظر شما این ظلم نیست که من حتی روی جان دیگران، روی غذای دیگران، روی داروی دیگران [بی انصافی به خرج می دهم؟] به این راحتی بازاریان ما، کاسبان ما فکر می کنند که مال خودم است! به کجا چنین شتابان؟ «فَأَیْنَ تَذْهَبُون‏» [۱۲] ؟ دوباره آن بیان امیرالمومنین (ع) را عرض می کنم فرمود: «أَیُّهَا الْغَافِلُونَ غَیْرُ الْمَغْفُولِ عَنْهُم» [۱۳] ای کسانی که غفلت می ورزید، بدانید که از شما غافل نیستند، هوای شما را دارند، مواظبند. بعد آن وقت خدا شاهد است این قدر این سوال از من شده که یک راهی هست فلان دعای ما مستجاب شود؟ من گردن نمی گیرم، نمی توانم ضامن دیگران باشم، ولی رفقا، دوستان، بزرگواران آن ذکر و ورد و رمزی که شما می خواهید برای استجابت دعا می دانید چیست؟ این که حق دیگران در زندگی ما نباشد. این که من نروم یک کارهای خوبی انجام دهم بعد ولو یک نفر ولو دو نفر ولو جمعی ولو به یک سببی یک آهی بکشند پشت سر من. ممکن است بفرمایید آن آهشان ممکن است به حق نباشد به ناحق باشد، اگر به ناحق بود که ولش کنید می گذرد. خیلی از ما ممکن است یک چیزی پشت سرمان بگویند، بگذارید گفته شود، می گذرد اصلا مهم نیست، آن جا مهم است که واقعیت داشته باشد، آن جا بگویید پناه بر خدا! آن جایی مهم است که من خجالت نکشم از ظلمی که ورزیده ام و آن وقت کسی که مظلوم واقع شده آهی بکشد. گرچه گاهی کارمان برعکس است. اگر شنیدیم حرفی به نا به جا به ناحق درباره ما زده شده، اصلا نمی توانیم آرام بایستیم! نمی گویم از خودمان دفاع نکنیم، چرا، آزادیم می توانیم دفاع کنیم؛ تازه یک جاهایی هم خوب است به خصوص اگر ظالم در این زمینه پر رو هم می شود برای دیگر مردم [باید از خودمان دفاع کنیم] اما فعلا من عرضم چیز دیگریست.
بترسیم از [ظلم در حق] کسانی که به خصوص صدایشان به جایی نمی رسد. دیدید مدل برخورد ما را؟ فرض کنید از ظلم های ناچیزی که گاهی ما مرتکب می شویم؛ من از این جا مثلا می روم بیرون پا روی کفش کس دیگری می گذارم و می روم، اگر این کفش مال یک کودکی بود، مال یک نوجوانی بود که هیچ، اما اگر متوجه شدم این کفش مال یکی از شماست که آدم های بالاخره محترم و با شخصیتی هستید، به هر حال بزرگ تر از آن کودک و نوجوان هستید که زورش به جایی نمی رسد آن وقت است که می گویم آقا ببخشید ها! از مصادیق کوچک اینطوری بگیرید که ما ممکن است در حق دیگران ظلم کنیم تا مصادق بزرگ تر از آن.
دوستان، رفقا، دور از مقام این جمع ولی مطمئن باشید خدایی هست، قیامتی هست، مگر می شود با اموال مسلمین چنین رفتار کرد و گذشت؟ روایت پیامبر(ص) را چند شب پیش خدمتتان خواندم پیامبر (ص) فرمود: معیار شما این هست که ظلم نکنید، معیار شما این است که بتوانید خود را از این رفتارها نجات دهید؛ حتی در مقابل آن اگر خاطرتان باشد فرمود آن جایی که می توانید یک اصلاحی بکنید یک کار مثبتی بکنید بشتابید پیامبر (ص) فرمود که اصلاح بین افرادی که باهم اختلاف دارند از هر نماز و روزه ای بالاتر است نزد من، افضل است. [۱۴]
بعضی از ظلم هایی که در جامعه ما رواج دارد و بین متدینان هم متاسفانه رواج دارد آن جاهایی است که متدینان فکر می کنند به خاطر شرایط اجتماعی خود به خاطر مواضع سیاسی خود، به خاطر این طرف، آن طرف، به راحتی می توانند نسبت به دیگران حرف بزنند، موضع بگیرند. این ها ظلم است، اگر مستند نباشد، تازه دروغ است؛ اگر مستند باشد، باید ببینیم آیا شما چه وظیفه ای دارید؟
کم فروشی نکنید دوستان. عرض پایانی امشب من آن آیات کریمه سوره مطففین هست: «اعوذبالله من الشیطان رجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفین‏، الَّذینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُون‏» [۱۵] وای بر کم فروشان، وقتی دارند یک چیزی را بخرند دوست دارند سود بیشتری ببرند. «وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُون‏» [۱۶] وقتی دارند برعکس چیزی را می دهند، چیزی را می فروشند، کم فروشی می کنند این در معاملات عادی ما هم هست، من علاقه دارم چیزی را که می خواهم بفروشم، گران تر از آنی که هست بفروشم «أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُون» [۱۷] این ها نمی دانند یک روزی با من طرف هستند؟
در هر مقام و مرتبه ای که هستیم از خدا بترسیم. عمل به وظیفه کنیم، وظایفمان را درست انجام دهیم وگرنه باید جواب گو باشیم، عرض کردم در هر موقعیتی که هستیم.

صوت سخنرانی:

حجة الاسلام و المسلمین مخدوم - سخنرانی
0.0 B
70 Downloads
اطلاعات بیشتر

 


 
۱. یونس:۲۳.
۲. تحف العقول، النص، ص۲۴۶.
۳. غرر الحکم و درر الکلم، ص۷۵۰.
۴. عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، ص۳۲۴.
۵. دیوان أمیر المؤمنین علیه السلام، ص۳۱۲.
۶. الإسراء : ۱۴.
۷. الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص۳۳۱.
۸. برای مثال: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِیَّاکُمْ وَ دَعْوَهَ الْمَظْلُومِ فَإِنَّهَا تُرْفَعُ فَوْقَ السَّحَابِ حَتَّى یَنْظُرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهَا فَیَقُولَ ارْفَعُوهَا حَتَّى أَسْتَجِیبَ لَهُ وَ إِیَّاکُمْ وَ دَعْوَهَ الْوَالِدِ فَإِنَّهَا أَحَدُّ مِنَ السَّیْفِ. (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص۵۰۹)
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ أَبِی یَقُولُ اتَّقُوا الظُّلْمَ فَإِنَّ دَعْوَهَ الْمَظْلُومِ تَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ. (همان)
۹. نهج الفصاحه، ح ۴۸.
۱۰. الدر المنثور فى التفسیر بالماثور، ج‏۱، ص: ۳۵۲ به نقل از مستند احمد بن حنبل.
۱۱. «إنّ أسرع الشّرّ عقابا الظّلم‏» (غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۱۹).
۱۲. تکویر:۲۶.
۱۳. خطبه ۱۷۴ نهج البلاغه.
۱۴. «صلاح ذات بینکم أفضل من عامه الصلاه و الصیام». (نهج البلاغه نامه ۴۷)
۱۵. المطففین : ۱-۲.
۱۶. المطففین : ۳.
۱۷. المطففین :۴.

پاسخ دهید