متن سخنرانی استاد مخدوم – شب هشتم محرم ۱۳۹۷

«باسمه تعالی»
سخنرانی استاد علی مخدوم؛ محرم سال ۱۳۹۷
شب هشتم؛ مجلس سوم: ظلم نفسانی

• وقتی انسان خودش به خودش ظلم می کند زمینه این که راحت تر به دیگران هم ظلم کند فراهم می شود. اولین نوع از ظلم نفسانی، ظلم در حوزه ایمان است «إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ» و «وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ‌» اشاره به همین نوع از ظلم دارد. این آیات چنان چه مفسران بیان کرده اند، کافر را به وصف کفر، مشرک رو به وصف شرک ظالم می داند، از این جهات که در حق خودشان بدی کرده اند.
• یک مرتبه از ظلم در ایمان، ظلمی است که ما در مورد خود خدا و در مقام توحید مرتکب می شویم. ظلم در مقام توحید به این معنا است که می دانیم که خدا وجود دارد اما اینکه می دانیم خدا وجود دارد در زندگی ما کمتر بروز پیدا می کند.
• مرتبه دیگر این ظلم، ظلمی است که در توحید افعالی نسبت به خودمان داریم. توحید افعالی یکی از مراتب توحید است، به این معنا که من باور داشته باشم که خدا منشأ حقیقی امور است. من اگر این قدر وابسته به خدا هستم، جای غرور کجاست؟ جای به راحتی همدیگر را له کردن کجاست؟ کسی که توحید افعالی را باور دارد، عالم را محضر خدا می بیند. توحید افعالی یعنی در زندگی مان خدا را حاضر ببینیم. اگر خدا به من داده است، من هم وظیفه دینی ام را به خوبی انجام دهم.
• گاهی اوقات ظلمی که مرتکب می شویم در حوزه عبودیت است، در حوزه بندگی خدا است. ما بنده خدا هستیم، بعد یک جاهایی هوسی، نیازی، هر امری باعث می شود که دست به دامان هر چیزی جز خدا شویم. ظلم در اطاعت ظلم دیگری است که گاهی اوقات ما انجام می دهیم. گناه، ظلم در حق خودمان است.
• ظلم دیگر، ظلم بر فکر، خیالات و گمان های ما است. دوستان ما خیلی عادت داریم بیش از آن چه هست مسائل را گاهی بزرگ و حل نشدنی جلوه دهیم. این یک آسیب است. مواظب افکارمان باشیم در ارزش های اخلاقی مان به ما گفته اند: «وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ»آن هایی که مومن هستند، کسانی هستند که می توانند ناراحتی شان را فرو بنشانند. نه به این معنی که فراموشش کنند و یا آن موضوع را دور بزنند. مسائل برایشان بزرگ نمی شود.
• مشکلات اجتماعی هم به همین شکل هستند، به جای پیدا کردن راه حل، علاقه خاصی داریم به جزع و فزع کردن. به جای این که به همدیگر کمک کنیم و دست گیری کنیم و کنار هم یک مشکل را برداریم و برطرف کنیم، علاقه خاصی داریم به هم بدوبیراه بگوییم، به خودمان بد و بیراه بگوییم و سرزنش کنیم.
• ظلم دیگر ظلمی است که در حوزه محبت است. بدانید چه کسی را، چه چیزی را و برای چه دوست دارید.
• از آثار ظلم ایین است که باعث می شود تا ما از محبت خدا محروم شویم. همچنین در اثر ظلم، آدم ها گرفتار غم و اندوه می شوند، آدم گرفتار کیفر عمل خود در دنیا و آخرت می شود.
• یکی از راه های مقابله با ظلم به نفس استغفار است.
• از جمله ظلم های که ما مرتکب می شویم ظلم به طبیعت است. روایت داریم که ما حتی نسبت به حیوانات و اماکن مسئول هستیم. برای یک جامعه اسلامی اسراف و ظلم به منابع خود خیلی بد است. این همه تولید زباله و آن هم زباله هایی که قابل بازیافت نیست معنا ندارد.

 

M97_N8-makhdoom

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
در مبحثی که در شب های گذشته پیرامون ظلم تقدیم می شد، عرض شد عنوان بحث تابع آن وصیت امام حسین (ع) در روز عاشورا به امام سجاد است(ع) که فرمود «أَیْ بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ» [۱] فرزندم مواظب ظلم باش

ظلم نفسانی، زمینه ساز ظلم به دیگران
امشب بر اساس آن چه پیش از این هم عرض کرده بودم می خواهم درمورد ظلم نفسانی صحبت کنم. می خواهم در مورد ظلمی که ما گاهی اوقات به خودمان روا می داریم صحبت کنم. بعضی از بزرگان اخلاق ما گفته اند که وقتی انسان خودش به خودش ظلم می کند زمینه این که راحت تر به دیگران هم ظلم کند فراهم می شود؛ یعنی انسانی که به خود ظلم می کند معمولا پس از آن دیگر به دیگران هم رحم نمی کند. آیه کریمه۷۰ سوره توبه می فرماید: «فَما کانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ» خدا نیست که به آن ها ظلم می کند بلکه آن ها خودشان به خودشان ظلم می ورزند.

انواع ظلم نفسانی
چه ظلم هایی را انسان می تواند به خود داشته باشد؟ اقسامی دارد که ان شاءالله امشب به فضل الهی بخش عمده عرضم پیرامون این ظلم ها است.

ظلم در حوزه ایمان
اولین ظلمی که برای انسان برشمرده اند و انسان می تواند در این زمینه به خودش ظلم کند ظلم در حوزه ایمان است؛ یعنی این که انسان در مراتب توحید (که حالا صحبت خواهم کرد) و یا در مراتب دیگر ایمان، در حوزه عمل، نسبت به خودش ظلم کند. این که چه ظلمی و چگونه؟ خواهم گفت.
آیات کریمه متعددی به ظلم نفسانی اشاره کرده اند مثل «إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ» [۲] که همین نوع از ظلم را بیان می کند. مثل «وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ‌» [۳] کافران ظالمانند. روشن است وقتی آیه می فرماید کسی که کافر است ظالم است، نباید این اشتباه شود و فکر کنیم هر کافری حتما در حق دیگران ظلم می کند. ظلم در حق دیگران کافر و مسلمان ندارد گاهی اوقات کافر در حق دیگران ظلم می کند و گاهی اوقات مسلمان در حق مسلمان ظلم می کند. ظلمی که نسبت به دیگران انجام می دهیم یک بخشی از آن را در شب گذشته بیان کردم و بخشی دیگر را در شب های آینده بیان می کنم. منظورم این است که وصف کافر بودن دخالتی در ظلم به دیگران ندارد آیه کریمه چنان چه مفسران بیان کرده اند، کافر را به وصف کفر، مشرک رو به وصف شرک ظالم می داند، از این جهات که در حق خودشان بدی کرده اند، خودشان در حق خودشان بدی کرده اند به اصطلاح خودزنی کرده اند. لزوما به این معنا نیست که کافران حتما ستمکار نسبت به دیگران باشند؛ نه همین الان هم در دنیا کافرانی را می شود سراغ داشت که اتفاقا نسبت به دیگران رفتار های انسانی دارند. حیفم می آید این جمله را نگوییم. پناه بر خدا واقعا در دنیا کافرانی هستند که در حق دیگران ظلم نمی کنند اما مسلمانانی و مومنانی را داریم که به راحتی در حق دیگران ظلم می کنند. آن وصیت امیرالمومنین یادتان هست که فرمود: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْقُرْآنِ» شما و قران. چرا؟ «لَا یَسْبِقُکُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ» [۴] فرمود نکند دیگران نسبت به شما در عمل به این دستورات سبقت بگیرند. اصلا فکر نکنیم همه چیز برای ما چون در این مسیر هستیم تضمین شده است و بقیه آن حل است، اصلا بقیه آن حل نیست رفقا!… اصلا بقیه اش حل نیست.
عرض من این بود که آیه کریمه که می فرماید کافران ظالمند، منظور ظلم در حق خودشان است. آن مرتبه ای که یک کافر در حق انسان دیگری ظلم می کند (که این هم در دنیا کم نیست) آن مرحله دیگر است و ظلم دیگری است و با این یکی فرق می کند.

ظلم نفسانی در توحید و باور به حضور خدا
یک مرتبه از این ظلم [ظلم در ایمان] ظلمی است که ما در مورد خود خدا و در مقام توحید مرتکب می شویم. ظلم در مقام توحید به این معنا است که می دانیم که خدا وجود دارد اما اینکه می دانیم خدا وجود دارد در زندگی ما کمتر بروز پیدا می کند. خیلی دردناک است. می دانیم خدا هست و به قول شاعر:
بلی در طبع هر داننده ای هست که با گردنده گرداننده ای هست [۵]
این را می دانیم اما به تعبیر نورانی پیامبر بزرگوارمان که فرمود: من نگران آن موارد که نمی دانید نیستم بلکه نگران آن مواردی هستم که می دانید ولی به آن عمل نمی کنید [۶] گاهی هم در رابطه با خیلی از مسائل، خیلی از امور جرأت مندانه هم عمل نمی کنیم! آگاهی به وجود خدا، آگاهی به حضور خدا می تواند زندگی ما را متحول کند؛ اما گاهی اوقات، من می دانم خدایی هست اما در کنار این دانستن، به خودم ظلم می کنم و به گونه دیگری رفتار می کنم.

ظلم نفسانی در توحید افعالی
مرتبه دیگر این ظلم، ظلمی است که در توحید افعالی نسبت به خودمان داریم. توحید افعالی به چه معنا است؟ توحید افعالی یکی از مراتب توحید است، به این معنا که من باور داشته باشم که خدا منشأ حقیقی امور است. این را باور کنم که خدا توانای مطلق است. توحید افعالی به معنای این نیست که این خدا، راه برای اختیار ما نگذاشته است. چرا، همه چیز را فراهم کرده است که ما بتوانیم بر اساس اختیار خودمان هر کاری می خواستیم انجام دهیم؛ اما همه سرمایه از اوست، آخر ما از خودمان چه داریم؟ و اگر نداریم و اگر می دانیم همه این ها را خدا در اختیار من قرار داده است، فکر کنید پس چرا با همدیگر چنین برخورد می کنیم؟ بالای محل کارمان می نویسیم: «هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی» [۷] آفرین به این سخن، خیلی هم خوب است، اما در عمل هم «هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی» رفتار می کنیم؟ یا آن جا دیگر احساس می کنیم مال من است؟!
توحید افعالی یعنی من بدانم نفس کشیدنم هم به قول سعدی دو نعمت الهی در آن نهفته است، نه تنها شکر این دو نعمت بر من واجب است، دوستان بزرگوار، غیر از این شکر، قدردانی این نعمت هم لازم است؛ که این هم مرتبه ای از شکر است. نه بالاتر از این، من اگر این قدر وابسته به خدا هستم، جای غرور کجاست؟ جای به راحتی همدیگر را له کردن کجاست؟ جای این که باید حقوق الهی مان را پرداخت کنیم و نمی کنیم، کجاست؟
کسی که توحید افعالی را باور دارد، به تعبیر امام راحل عظیم الشأن، عالم را محضر خدا می بیند. اگر عالم محضر خداست، اگر من باور دارم خدایی که جانم در دست اوست، خدایی که لحظه لحظه بودنم و خدایی که تک تک نعمت های زندگی ام مدیون او است، همان حاضر ناظر است، رفتار، کارکرد و عملکرد من متفاوت می شود.
و لذا گفته اند اعمال را برای رضای خدا انجام دهید؛ یعنی مهم نیست این رفیق بگوید آفرین یا نگوید، اصلا ببیند یا نبیند، وظیفه ما چیز دیگری است. لذا در تعابیر روایی ما داریم وقتی شما حتی به یک نیازمند کمک می کنید، این کمک به زندگی او هست، اما شما باید هم از خدا و هم از او تشکر کنید به خاطر این که من فرصت پیدا کردم بگویم من آدم هستم. اشتباه [برداشت] نشود صدقه در نظام فکری اسلام، در نظام فکری اهل بیت به عنوان این نیست که نستجیر بالله این باور غلط گاهی اوقات در جامعه ما فراهم می شود که فکر می کنند صدقه را بدهند، کأنه یک بلایی منتقل بشود و به سراغ آن آدم نیازمند برود! اصلا این طور نیست گفته اند. آن سلامتی که در روایات بیان شده است در پی صدقه خواهد آمد، ناشی از ابراز انسانیت انسان است، ناشی از خداپرستی انسان است که در ظهور و بروزش خودش را نشان داده است. رفقا من و شما اگر بیاییم یک جایی کمکی به یک نیازمند بکنیم، مهمترین فرصت های زندگی خودمان است که برای خودمان باقی می ماند. قدر بدانید.
امام حسین علیه السلام روایتی دارند این روایت خیلی به نظر من درس آموز است. کاش عزاداران ما، پیروان اباعبدالله(ع) این طور روایات را درس آموز زندگیمان کنیم. امام حسین علیه السلام می فرماید: وقتی مردم به تو نیاز داشتند، نیاز مردم به شما، نعمت های الهی به طرف شما هستند تا شما چقدر قدرشان را بدانید. [۸] آن وقت فکر کنید اصلا کار به این جا نباید برسد که من تازه بفهمم رفیقم نیاز دارد، من باید جویای این نعمت های الهی باشم.
توحید افعالی یعنی در زندگی مان خدا را جاری وحاضر ببینیم. اگر خدا به من داده است، من هم وظیفه دینی ام را به خوبی انجام دهم.

ظلم در عبودیت
گاهی اوقات ظلمی که مرتکب می شویم در حوزه عبودیت است، در حوزه بندگی خدا است. ما بنده خدا هستیم، بعد یک جاهایی هوسی، نیازی، هر امری باعث می شود که دست به دامان هر چیزی جز خدا شویم. یک آقای بزرگواری، جایگاهی داشت، به اصطلاح یک موقعیتی داشت، حالا هر موقعیتی شما می خواهید تصور کنید یا مسئولیتی داشت یا عالم یک شهر بود، یک آقایی که به بزرگواری اش در آن شهر شناخته می شد و روزانه آدم ها [بسیاری] به او مراجعه می کردند و نیازهایشان را از این آقا درخواست می کردند. یک پسری داشت که پسرش از روی ندانستن و ندانم کاری هر وقت مهمانی می آمد و او به جلوی درب ورودی می رفت تا مهمان را راهنمایی کند در این فاصله از او پول می گرفت. بچگی می کرد و به او می گفت: می شود به من پول دهید؟ این [داستان] مدت ها ادامه داشت و مردم به احترام آن آقا که نیازهایشان را برطرف می کرد حرفی نمی زدند و بچه [نیز به شیطنت خود ادامه می داد] آقا هم که اصلا از این مسئله اطلاع نداشت. یک مدت گذشت به هر طریقی این آقا متوجه شد که بچه اش چنین کاری را انجام می داده است. وقتی متوجه شد دیگر شروع به گریه کرد و تا مدتها دیگر کاری به کسی نداشت و فقط گریه می کرد و آه و ناله می کرد. مردم نگرانش شدند. همان طور که احتمالا من هم اولین بار داستان را شنیدم مثل بعضی دوستان حاضر به نظرم رسید خب آبرو مهم است، چرا آدم آبرویش خدشه دار شود؟ بالاتر از این [مگر مسئله ای هم هست]. یک نفر خدمت این آقا رفت و گفت: آقا جان اصلا مهم نیست همه می دانیم که این بچه بچگی کرده است اصلا بحث آبروی شما نیست. آقا گفت که مسئله من هم مسئله آبروی خودم نیست اشتباه نکنید؛ ناراحتی من از این حسی است که به من دست داد. این افرادی که به من مراجعه می کنند و من تلاش می کنم به آن ها کمک کنم بعد بچه من از آن ها کمک می گیرد؛ حال به اسم گدایی و یا هر اسم دیگری که می خواهید بر کار او بگذارید. حسی که به من دست داد این بود که ما این همه در درگاه خدا زندگی می کنیم؛ مردم نیازشان را از خدا می گیرند. بندگان خدا! نکند یک روزی پیش آید ما که بنده خدا هستیم نیازمان را به پیش بنده دیگری ببریم نیازمان را از غیر خدا در خواست کنیم و بعد سر افکنده شویم. آن آقا گفت تازه فهمیدم چه ظلمی به خودم کرده ام و نسبت به خدای متعال چه رفتار بدی داشته ام.
باور کنید: هر صبح و شام خریدار ما تویی. بابا خریدار به این خوبی داریم. کجا و به چه قیمت خودمان را بفروشیم؟

ظلم نفسانی در اطاعت
ظلم در اطاعت ظلم دیگری است که گاهی اوقات ما انجام می دهیم. گناه، ظلم در حق خودمان است. شب های گذشته عرض کردم که تعبیر کلام نورانی امیر المومنین علیه السلام در دعای کمیل می فرمایید: «ظَلمتُ نفسی» ناظر به این قسم از ظلم است؛ و بعد سایر ظلم های نفسانی است که من وقتی گناه می کنم.
گناه مصداق ظلم است. ما برای خودمان جهنم می سازیم؛ البته به خودمان ظلم می‌کنیم به واسطه اعمالی که انجام می دهیم. «کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَهٌ» [۹] ما در گرو اعمال خومان هستیم. عمر می گذرد، موقعیت، جایگاه، کم و زیاد؛ این جا زبان، پول و موقعیت دارید. فردای [قیامت چه دارید]؟
«وَمَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ» [۱۰] اگر کسی از حدود اللهی تعدی کند، پایش را از مرزهای خداوند بیرون بگذارد، او اول به خود ظلم کرده است.

ظلم نفسانی در ساحت افکار و خیالات
بعد از ظلم در ایمان ما یک ظلم دیگری داریم که گاهی وقت ها به آن توجه کمتری داریم؛ آن ظلم، ظلم بر فکر، خیالات و گمان های ما است. این به چه معنی است؟ امشب من به اختصار این نکته را می گویم اما خیلی دلم می خواهد مفصل در این باره صحبت کنم و نکات عملی اش را عرض کنم و هم ناظر به آیات و روایات بگویم. دوستان بزرگوار خیلی از درد ها خیلی ناراحتی ها که ما متحمل می شویم و اضطراب هایی که داریم، خیلی از بیماری ها، پزشکان معمولا می فرمایند که بخشی از بیماری های امروزی ناشی از جنبه های فکری، ذهنی و احساسی ما است به اصطلاح می گویند از اعصاب است. نه؟ آسیب های دستگاه گوارش، قلبی، تنفسی، درد های مزمن و سندروم های عجیب و غریب می گویند عامل تمام این بیماریها به همین مسئله برمی گردد؛ که چه؟ دوستان ما خیلی عادت داریم بیش از آن چه هست مسائل را گاهی بزرگ و حل نشدنی جلوه دهیم؛ در مشکلات مادی، معنوی، جسمی و روحی. این یک آسیب است. مواظب افکارمان باشیم؛ یعنی چه ما خودمان را ناراحت می کنیم؟ من از این جا بیرون می روم یک دوستی یک حرفی می زند؛ مایه ناراحتی بنده می شود آن حرف ممکن است یک دقیقه هم طول نکشد. من می توانم از این یک کوه ناراحتی درست کنم و چند روز دردسر بکشم، می توانم از کنارش بگذرم. یادتان می آید در ارزش های اخلاقی مان به ما گفته اند: «وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ» [۱۱] آن هایی که مومن هستند، کسانی هستند که می توانند ناراحتی شان را فرو بنشانند. نه به این معنی که فراموشش کنند و یا آن موضوع را دور بزنند. مسائل برایشان بزرگ نمی شود.
دوستان آدم های این زمانه با نگرانی زندگی می کنند. و این نگرانی عواملش باید برطرف شود نه با ناراحتی کشیدن و جزع و فزع و به سر کوفتن. یک داستانی سعدی دارد می گویید یک بنده خدایی یک مریضی داشت. مریض او تب بد و سختی داشت. شب بود و نگران مریض بود و دسترسی به پزشک هم نداشت. مریض در تب داشت می سوخت. چون مریض برای او عزیز بود بر بالین مریض نشسته بود وکاری هم از دستش بر نمی آمد و بر سر خودش می کوبید. در آن داستان سعدی می گوید وقتی فردا شد آن مریض تبش برطرف شد و بهبود یافت ولی او از بس که بر سر خود کوبیده بود مرد.
دوستان تحقیقات علمی امروزه نشان داده بخش عظیمی از نگرانی های ما مربوط به اموری است که هنوز پیش نیامده اند و فقط فکر می کنیم اگر این اتفاق افتاد چه کار کنیم. بخشی از نگرانی های ما مربوط به اموری است که گذشته اند و ما به جای [پیدا کردن] راه حل برای آنها فقط ناراحتی کشیده ایم و فقط به سرمان کوبیده ایم. مشکلات اجتماعی هم به همین شکل هستند، به جای پیدا کردن راه حل، علاقه خاصی داریم به جزع و فزع کردن. علاقه خاصی داریم به جای این که به همدیگر کمک کنیم و دست گیری کنیم و کنار هم یک مشکل را برداریم و برطرف کنیم، این آمادگی را داریم به هم بدوبیراه بگوییم، به خودمان بد و بیراه بگوییم و سرزنش کنیم. نمی دانم این را برای کجا یاد گرفته ایم که «لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ» [۱۲] این قدر به گذشته تاسف نخوریم، این هم یکی از ظلم هایی است که ما با افکارمان با قضاوت هایمان و با مسائلی که داریم خیلی درد می کشیم.
تازه می دانید یک بخش هایی هم مربوط به ما نیست و این خیلی جالب است. من از جایی رد می شوم و هیچ ربطی هم به من ندارد ولی حرص خوردن را دوست دارم به اصطلاح امروزی ها می گویند مسئله ما نیست ولی ما تبدیل به مسئله اش می کنیم و بعد هم به جای حل مسئله به افزایش و گسترش و تبدیل کردن آن به یک گره کور لاینحل [کمک می کنیم]. این یکی از آن ظلم ها است.

ظلم نفسانی در ساحت محبت
ظلم دیگری که من می خواهم عرض کنم که ما به خودمان روا می داریم ظلمی است که در حوزه محبت است. بزرگواران، رفقا بدانید چه کسی را، چه چیزی را و برای چه دوست دارید. در روایات آمده اگر انسان یک سنگ را دوست داشته باشد با آن محشور می شود. آیه کریمه قرآن می فرماید هر کسی را به دوستی انتخاب نکنید. توجه داشته باشیم علاقه هایمان را داریم کجا خرج می کنیم و در چه مصرف می کنیم؛ گاهی علاقه هایمان آنقدر کوچک و ناچیز می شود که علاقه ما در حد یک بازی پایین می آید؛ این بازی که می گویم همیشه به معنای بازی روزمره نیست؛ به قول بعضی از فیلسوفان امروز هر چیزی که ما را بتواند به خودش مشغول کند می تواند نوعی بازی باشد. محبت خود را پیدا کنیم به چه چیزی، به چه کسی، به کجا مصرف می کنیم … .

آثار ظلم انسان به خود
ظلم به خودمان چه آثاری دارد؟ آثار خیلی بدی دارد. باعث می شود تا ما از محبت خدا محروم شویم. نه فقط ظلم در محبت بلکه هر ظلمی که به خودمان روا می داریم این آثار را دارد، این آثار را هم من بر گرفته از آیات دارم و فقط به دلیل این که زمان را طولانی نکنم آیاتش را عرض نمی کنم می فرمایند از آثار ظلم به نفس، ظلم به خود، آنجایی است که ما از محبت خدا محروم می شویم «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ». [۱۳] از جمله آثارش این است که آدم ها گرفتار غم و اندوه می شوند؛ گرفتار ناراحتی های مختلف روزمره می شوند. از آثار ظلم به خود این است که آدم گرفتار کیفر عمل خود در دنیا و آخرت می شود از این امراض بگیرید تا مسائل، انسان مبتلای به بلاها و سختی ها می شود. این ها همه از آثارظلم و آثار ظلم بر نفس است.

راه های مقابله با ظلم بر نفس
چه کاری انجام دهیم؟ چه راه حلی تدبر می کنید؟ یکی از راه های مقابله با ظلم به نفس استغفار است. فرموده اند استغفار برکت را در زندگی شما زیاد می کند. فرمودند استغفار باعث می شودکه شما روحیه بهتری پیدا کنید و اندوهتان کم شود. [بله درست است] می شود. اجازه دهید یادآوری کنم حضرت یونس (ع) گرفتار آن بلا در شکم ماهی شد، گرفتاری ای بود که راه به هیچ کجا نداشت همه شما داستان را می دانید که حضرت را به دریا انداختند و بعد یک نهنگ حضرت یونس (ع) را بلعید و او از آن شکم نمی توانست خارج شود. دعایی را برای رفع این گرفتاری می خواند که آیه کریمه قرآن می فرماید: «لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» [۱۴] این آیه را با باور قلبی زیاد بخوانیم. باور کنیم که خدایی جز خدای یگانه نیست؛ من اگر ظلم کردم خدایا من تو را دارم. می خواهم ادامه آیه را خدمتتان یادآوری کنم که «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّینَاهُ مِنَ الْغَمِّ» ما هم دعای او را پذیرفتیم و او را از غم و اندوه نجات دادیم. نجات مان را از خدا بخواهیم. استغفار بازگشت به سوی خدا است اگر جایی به خودمان آسیب زدیم برگردیم و تا فرصت ها باقی است جبران کنیم.

ظلم به طبیعت
من خیلی کوتاه می خواهم به یک ظلم دیگر اشاره کنم چون مورد نیاز ما در این روز ها و شب ها است. دوستان از جمله ظلم های که ما مرتکب می شویم ظلم به طبیعت است. روایت داریم که ما حتی نسبت به حیوانات و اماکن مسئول هستیم. این که مسئول هستیم به این معنی که اگر خلاف این مسئولیت رفتار کردیم باید جواب گو باشیم. سروران عزیز برای یک جامعه اسلامی اسراف و ظلم به منابع خود خیلی بد است. من کاری به محیط ها ی دیگر دنیا ندارم گفته می شود و آمار نشان می دهد در کشور ما هر چیزی که از اسراف و دورریز غذاها، خوراکی ها فراهم می شود تقریباً می تواند تمام گرسنگان کشور را سیر کند. ما داریم ظلم می کنیم، منابع را مصرف می کنیم این ظلم به طبیعت است. ظاهر این حرف لطیفه است ولی واقعاً دردناک است: گفت یک بنده خدایی به یک مسافرت، به طور مثال مسافرت دریایی می رود و بعد گم می شود و این فرد در جزیره ای که جزیره آدم خوار ها بود می افتد. این شخص متوجه می شود این ها آدم خوارند و مهم تر از آن که دنبال خوراکشان هستند این است که از پوست آدم قایق می سازند یعنی پوست آدم را روکش قایقشان می کنند. بعد به نظرش یک راه حل رسید همان موقع جلوی آن ها یک چاقو گرفت و گفت که اگر به من نزدیک شوید من هم قایق شما را سوراخ می کنم. دوستان ما همه در یک کشتی هستیم. ظلم به طبیعت معنا ندارد.
این همه تولید زباله و آن هم زباله هایی که قابل بازیافت نیست معنا ندارد. ما مسئول هستیم مواظب باشید؛ یک بحث، بحث تولید زباله است و یک بحث بحث جمع آوری زباله است خود و خدا در شأن جامعه ما نیست و خود و خدا در شأن عزاداری های ما هم نیست، همه دیده اید عزاداران ما رد می شوند ببینید چه حجم از زباله تولید می شود. از انصاف نگذرم دیده اید چند سال است مؤمنانی پیدا می شوند پلاستیک زباله دستشان می گیرند و بین هیئت ها راه می افتند و زباله ها را جمع می کنند خدا خیرشان بدهد.
نکند ما یک همچین کارهایی را انجام دهیم [مواظبت نکردن از منابع و طبیعت] و بعد دیگرانی که معلوم نیست یک ذره از مفاهیم معارفی را که ما در اختیار داریم، در اختیار داشته باشند به ما بخندند و ما را سرزنش کنند. در صحرا و یا یک جایی برای تفریح می رویم خیلی راحت مزرعه کسی را آتش می زنیم و نمی دانم درختی را آتش می زنیم این ها از یک طرف حق الناس است که در موردش صحبت خواهم کرد و از یک طرف طبیعت را از بین می بریم. فرزندان ما در آینده نیاز به آن دارند ان شاءلله که خداوند به همه ما این توفیق را بدهد که از این همه ظلم ها دور بمانیم.
من ان شاءلله فقرات دیگر بحث را که پیرامون ظلم مالی و ظلم هایی که در جامعه می تواند صورت بگیرد در مراتب مختلف در جامعه از مراتب حاکمان تا مردم، می خواهم در شب های آینده ان شاءلله در موردآن صحبت کنم.

 

صوت سخنرانی:

حجة الاسلام و المسلمین مخدوم - سخنرانی
43.3 MiB
71 Downloads
اطلاعات بیشتر

 


 
۱. تحف العقول، النص، ص۲۴۶.
۲. لقمان: ۱۳.
۳. بقره: ۲۵۴.
۴. نهج البلاغه، نامه ۴۷. از وصیت‏هاى آن حضرت است به حسن و حسین علیهما السّلام وقتى که ابن ملجم لعنه اللّه علیه به او ضربت زد
۵. خمسه نظامی، خسرو و شیرین، بخش ۳ – در استدلال نظر و توفیق شناخت.
۶. «أیتها الأمه إنی لا أخاف علیکم فیما لا تعلمون ولکن انظروا کیف تعملون فیما تعلمون» کنز العمال ، ج ۱۰، ص ۱۹۱، ح ۲۹۰۰۳.
۷. نمل:۴۰.
۸. «إنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللّه ِ عَلَیکُم فَلاتَمَلُّوا النِّعَمَ». ([بحار الأنوار ، ج ۷۴ ، ص ۲۰۵).
۹. مدثر:۳۸.
۱۰. طلاق:۱.
۱۱. آل عمران:۱۳۴.
۱۲. حدید:۲۳.
۱۳. بقره:۱۹۰.
۱۴. انبیا: ۸۷.

 

 

پاسخ دهید