متن سخنرانی استاد مخدوم – شب هفتم محرم ۱۳۹۷

«باسمه تعالی»
سخنرانی استاد علی مخدوم؛ محرم سال ۱۳۹۷
مجلس دوم؛ شب هفتم محرم: ظلم در حق آبروی دیگران

  • مواظبت بر ظلم، وصیت اباعبدالله (ع) است.
  • ظلم سه جور است. یک جور ظلم را خدا می بخشد. یک جور ظلم را خدا نمی بخشد. یک جور ظلم را نه تنها نمی بخشد بلکه از آن نمی گذرد. و این قسم آخر ظلمی است که انسان در حق دیگران مرتکب می شود. سخن امشب در مورد این قسم ظلم است.
  • یک قسم از ظلم به حق الناس، ظلم آبرو است. آن جایی که انسان خواسته یا ناخواسته کاری انجام دهد که تابع آن کار آبرویی از کسی در خطر قرار گیرد، می شود حق الناس آبرویی.
  • از جمله مهم ترین گرفتاری ها این است که متوجه آبروی همدیگر نیستیم. به راحتی دروغ می گوییم، غیبت می کنیم، تهمت می زنیم. وجه بدتر هم دارد! گاهی برای رضای خدا آبروی مومنی را می بریم!
  • رفقا، خیلی از چیزهایی که می بینید ممکن است واقعیت چندانی نداشته باشد، چه رسد به شنیده ها. چرا به بعضی شنیده ها اکتفا می کنید؟
  • از مهمترین موانع استجابت دعا، ظلم در حق دیگران است. خدا دارد می گوید اگر کسی اهانت کند به کسی از دوستانمان یعنی بنده ای از بندگانمان «فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَه» این جلوی من خدا شمشیر کشیده است.
  • دعا کنیم پربرکت باشیم. اگر می خواهیم پر برکت باشیم کل تلاشتان را بکنید برای دیگران مفید باشید. حرف زدن به خصوص از جنس غیبت وتهمت و بدگویی و سخن چینی هیچ نفعی ندارد. خیلی توانمندم، آن دوستی را که فکر می کنم اشتباه می کند، آن فردی را، حتی آن مسئولی را که فکر می کنم اشتباه می کند راهش این است که تلاشی را انجام بدهم برای رفع این اشکال.
  • اگر جایی مواظبت نکردیم نسبت به حریم کسی، راهش این نیست که صرفا برویم و به خودش بگوییم. اگر غیبت کسی را کردید، اگر تهمت به کسی زدید، اگر آبروی کسی را یک جایی خدشه دار کردید تلاش کنید آن آبرو تدارک شود؛ تلاش کنید آن غیبت جبران شود؛ هم با استغفار برای او و هم من وقتی برای کس دیگری گفتم بروم یک جنبه هایی از آن را بگویم، بگویم من آن چیزی که شنیدم و آن چیزی که گفته بودم درست نبود.
  • اصلاح و رفاقت ایجاد کردن بین مومنان یک وظیفه دینی است.

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله رحمن الرحیم

مواظبت بر ظلم، وصیت اباعبدالله (ع)
بحث شب گذشته ما، بر اساس آخرین وصیت امام حسین (ع) بود که به امام سجاد (ع) در روز عاشورا وصیتی می فرمایند و این وصیتِ یک جمله ای می تواند درس آموزِ مهمی برای ما باشد. وصیت این که یا «أَیْ بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ» [۱] فرزندم مواظب ظلم باش. مواظب ظلم کردن باش.
محضر شما دیشب عرض کردم که بزرگان اخلاق فرموده اند که اگر رذایل اخلاقی را بدی های اخلاقی را کنار هم گِرد بیاوریم، آن رذیله ای، آن بدی که می تواند به نوعی منشا و زمینه ساز برای بسیاری از رذایل باشد، ظلم است. اگر فرصت بود در شب های آینده این را بیشتر اشاره خواهم کرد، دروغ چگونه ظلم است، فریب چگونه ظلم است، همین طور رذایل دیگر اخلاقی.
عرض شد محضر شما که ما ظلم را در مراتبی می توانیم ببینیم، پیرو بیان نورانی که از نبی بزرگوار اسلام و همین طور امیرالمومنین و امام محمد باقر صلوات الله علیهم اجمعین، عرض کردم. مشترک از این سه عزیز، از این سه بزرگ ما نقل شده است که فرموده اند: ظلم سه جور است. یک جور ظلم را خدا می بخشد. یک جور ظلم را خدا نمی بخشد. یک جور ظلم را نه تنها نمی بخشد بلکه از آن نمی گذرد. واین قسم آخر ظلمی است که انسان در حق دیگران مرتکب می شود. ظلم در حق دیگران قابل گذشتِ نسبت به او نیست. عرض کردم در روایت نبوی، بعد از این بیان حضرت فرموده اند که خدا تقاص می گیرد نسبت به ظالم. مواظب حق ها باشیم.
من می خواهم امشب در مورد این قسم ظلم سخن بگویم. امشب در مورد یک بخشی از این ظلم صحبت خواهم کرد، فردا شب به فضل الهی می خواهم از ظلمی بگویم که گاهی اوقات ما به خودمان داریم. ظلم هایی که ما به خودمان روا می داریم که به لحاظ روانی و در نگاه روان شناختی چه آسیب هایی به شخصیت خودمان به روحیات خودمان وارد می کنیم. و یک شب هم می خواهم در مورد ظلم هایی بگویم که گاهی اوقات ما به لحاظ مالی در رتبه های مختلف اجتماعی مرتکب می شویم.
اما ظلمی که من امشب می خواهم در مورد آن صحبت کنم، در مقابل ضایع شدن حقی است که آن حق را در بیان روایات ما به عنوان حق الناس می شناسند. حق الناس.

ارزش و جایگاه حق الناس در سنت نبوی
پیامبر بزرگوار اسلام (ص) خیلی اخلاق خوبی داشت. خیلی برخورد خوبی داشت. در متون اخلاقی ما به خصوص متون اخلاقی که ناظر بر اخلاق پیامبر (ص) است، هم در مکارم اخلاق، این ذکر شده است، هم در سنن النبی، چه ذکر شده است؟ ذکر شده است پیامبر(ص) جزء عادات رایجشان این بود که به طور معمول وقتی سخن می گفتند، لبخند می زدند «إِذَا حَدَّثَ بِحَدِیثٍ تَبَسَّمَ فِی حَدِیثِه» [۲] ‏وقتی سخن می گفتند، با لبخند سخن می گفتند. اصلا پیامبر ما، پیامبر مهربانی است. رحمه للعالمین است. خوب این ها را گفتم به خاطر چه؟ نسبت به صحابه نزدیکشان خوب طبیعیست مهربان تر بودند. یک شب بعد از نماز، ابوذر به عنوان یکی از خصیصین صحابه آمد خدمت پیامبر (ص). می خواست صحبت کند با پیامبر (ص). دید پیامبر خیلی به اصطلاح ما به اصطلاح امروزش، خیلی خوب تحویل نمی گیرد. انگار خلق اوتنگ است. خیلی تعجب کرد. چون چنین شرایطی نسبت به روحیات پیغمبر (ص) عجیب بود. خیلی تعجب کرد. سوالی داشت، حرفی داشت. پیامبر(ص) از او سوال کرد اگر کاری داری کارت را بگو. ایشان گفت که: بله یک سوالی دارم که مهم نیست. اهمیت فوق العاده ای ندارد الان بپرسم؛ اما آمده بودم حالی از شما بپرسم و شما را ببینم. بعد رفت. وقتی رفت، فردا پیامبر(ص) بعد از نماز صبح، ابوذر را صدا زد، گفت: من عذرخواهی می کنم. (این تعبیر من است) من عذرخواهی می کنم، دیشب گرفته بودم. نتوانستم با تو خوب برخورد کنم. همین بحث را در این جا داشته باشید. دوستان، رفقا اگر یک وقتی ناخواسته دلی رنجید، حتما دلجویی کنید. این از حق الناس است. نگویید بچه من است، نگویید خانواده من است، نگویید رفیق من است. سریع ابوذر به او گفت که خواهش می کنم ولی من نگران شدم نسبت به ناراحتی شما.
این داستان را گفتم به خاطر این نکته، پیامبر فرمود: گرفته بودم به خاطر این که شب شد، موقع نماز شد و من به خاطرم آمد یک مبلغی را که ظاهرا ناچیز هم بوده، در حد دو سه درهم به کسی بدهکار هستم، و این بدهکاری شب، من پیامبر خدا را آزار می داد که نکند حقی گردن من بماند من چه طور بتوانم امشب راحت بخوابم. [۳]

اهمیت حق الناس نزد یاران اهل بیت (ع)
سلمان فارسی که چه شاگردی او نسبت به پیامبر(ص)، چه شاگردی او نسبت به امیرالمومنین(ع) خیلی شهرت دارد و خیلی خیلی خودش را نزدیک کرد به این ذوات نورانی، آن قدر که سلمان از اهل بیت شمرده شده، [۴] خوب در این مقام و مرتبه است اما درباره او می گویند: سلمان آن وقتی که حاکم مدائن بود. خیلی گریه می کرد. می گفت: خوف این را دارم نکند نسبت به وظایفی که نسبت به دیگران دارم، کوتاهی می کنم و از این باب ظلمی ناخواسته به کسی دارم روا می کنم. پناه بر خدا. [۵]

ظلم در حق آبروی دیگران
حق الناس دو قسمت است. حداقل دو قسمت است. می گویند: یک حق الناس مادی داریم. به اصطلاح یک ظلم مادی می توانیم داشته باشیم که به فضل الهی من یک شب جداگانه در مورد ظلم مادی در جامعه صبحت خواهم کرد. یک ظلم هم ظلم آبرو است. فرمود: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالا» [۶] آیه کریمه نازل شد. فرمود که به شما بگویم درباره آدم هایی که بدترین شرایط عملی را دارند؟ و در ذیل آیه کسانی را یاد می کند که به نحوی ظلمی را، ظلم آبروی را نسبت به کسی مرتکب می شوند. ظلم آبرو چیست؟ دیشب عرض کردم چنان که در متون اخلاقی ما نوشته شده وقتی شهوت انسان از غلبه عقل او خارج شود، یعنی انسان عقل نورزد، یعنی انسان عاقلانه نتواند چیزی را بفهمد، تحلیل کند و یا واکنش عاقلانه ای داشته باشد، در چنین شرایطی انسان مرتکب ظلم می شود. و ظلم یعنی آن که حقی آن جای که باید قرار بگیرد، نگیرد.

ظلم به آبروی دیگران، عمدی یا سهوی بودنش تفاوتی ندارد.
خوب ظلم آبرویی چیست؟ حق الناس آبرویی چیست؟ آن جایی که ما خواسته یا ناخواسته، [آبرویی از کسی ببریم]. یادتان باشد ظلم همیشه نمی خواهد عمدی باشد، حق الناس هم نمی خواهد همیشه عمدی باشد؛ شما ناخواسته ممکن است یک وسیله ای از کسی، شما از یک جایی دارید رد می شوید، یک وسیله ای موتوری، ماشینی کنار است، ناخواسته از کنار او عبور می کنید، آن موتور یا ماشین آسیب می بیند مثلا موتور می افتد. مقصر نبودید از باب این که عمدا کاری انجام بدهید؛ اما خب مسئول هستید با وجود اینکه ناخواسته زدید به آن، مسئول هستید، ضامن هستید. خوب عمد و سهو ندارد. در آبرو هم فرقی ندارد. اگر انسان کاری انجام دهد که تابع آن کار آبرویی از کسی برود، آبرویی از کسی در خطر قرار بگیرد، می شود حق الناس آبرویی. چه بسا می شود گفت که حق الناس آبرویی گاهی شدیدتر بازخواست می شود و عذابی دردناک تر برای او فراهم خواهد شد.

مصادیق ظلم در حق آبروی دیگران
مواظب حرف هایی که می زنیم باشیم. خیلی گرفتاری ها در جامعه است، از جمله مهم ترین گرفتاری ها این است که متوجه آبروی همدیگر نیستیم. به راحتی دروغ می گوییم. به راحتی گرفتار فریب می شویم. به راحتی غیبت می کنیم. به راحتی تهمت می زنیم. تهمت از دوجنبه ظلم است! تهمت آن غیبتی است که تاره به دروغ بسته می شود.
وجه بدتر هم دارد! گاهی درگیر آبروی هم می شویم. آن وقت، آن درگیری با ابروی یکدیگر شدن را فکر می کنیم برای رضای خدا است. برای رضای خدا آبروی مومنی را می بریم! یادتان بیاورم این کجا است؟ (من دیشب خدمت شما عرض کردم ما به هر حال زمینه های حسینی و زمینه های یزیدی در روحیه و شخصیمان وجود دارد. مصیبت است اگر زیر پرچم اباعبدالله (ع) سینه بزنیم اما رفتارهای ما، رفتارهایی باشد که رنگ و بوی مقابله با حسین بن علی(ع) داشته باشد). یادآوری کنم؟ یادآوری کنم که کسانی که از کربلا برگشتند، فاتحانه میدانید چند مسجد به نذر اینکه در کربلا موفق بودند ساختند؟ مسجد ساختند به شکرانه اینکه اباعبدالله (ع) را به خاک و خون کشیدند. ما گاهی اوقات در جلسات مذهبیمان قصد قربت می کنیم غیبت همدیگر را بکنیم، آبروی همدیگر را بریزیم. خدا را نمی پرستیم؟!

به شنیده ها در حق دیگران اکتفا نکنیم.
من چند سال پیش خدمت شما عرض کردم این داستان را دلم می خواهد دوباره نقل کنم. خیلی سال قبل، یکی از بزرگان علمای شیعه، مرحوم علامه عسکری، یکی از مردان اول حدیثی شیعه، به خاطر دوره نقاهتشان در ایام عید بود، پزشک گفته بود یه جایی باید بروند که بتوانند در یک آب و هوای معتدلی قرار بگیرند و به هر حال مراجعه چندانی نداشته باشند. خب ایشان را چند روزی آورده بودند دزفول، به خاطر اینکه مراجعه نداشتند، رفت و آمد چندانی خدمتشان نبود. یکی از دوستان بزرگوار ما که ملازم ایشان بود، روزی به من گفت که این سید بزرگوار را گفتند رفت و آمد پیش ایشان کمتر باشد منتها از بس کم رفت و آمد هست، ایشان خیلی احساس دلتنگی میکنه. ما هر چند روز یک بار یک نفر را می بریم چند دقیقه با ایشان صحبت کند. خب من رفتم خدمت ایشان. چند دقیقه ای خدمتشان صحبت کردم. ایشان هم بیاناتی داشتند. یادم نمیرود این پیرمرد الهی گفت نصیحتی می کنم در گوشت برود. بعد اصل روایت را نخواند در واقع نشان داد. دستشان را گذاشت کنار چشمانش، بین گوش و چشم، گفت ببین هیچ وقت در زندگیت یادت نرود فاصله حق و باطل چهار انگشت است به تعبیرامیرالمؤمنین (ع).
دوستان، رفقا، خیلی از چیزهایی که می بینید ممکن است واقعیت چندانی نداشته باشد، چه رسد به شنیده ها. چرا به بعضی شنیده ها اکتفا می کنید؟ من خدایی نکرده نسبت به آبروی شما، تعدی کنم، حرفی بزنم، چیزی بگویم، این برای خودم، برای آخرت خودم، برای روحیه خودم، [نتایج بدی دارد] چه بلایی داریم بر سر زندگی هایمان می آوریم؟

ظلم به دیگران از مهمترین موانع استجابت دعا
گفته اند از مهمترین موانع استجابت دعا، ظلم در حق دیگران است. یک وقت هایی اگر دعا می کنیم می بینیم دعاهایمان گاهی انگار شنیده نمی شود، برویم بگردیم ببینیم چه خبر است؟ فاصله بین حق و باطل را رعایت کنیم. ما پیروان این خاندانیم. ببینید در چند روایت سراغ داریم که می آمدند خبری را برای حضرت امیر علیه السلام اقرار می کردند حضرت می گفتند ولش کن. نه اینکه ولش کن که مهم نیست، بله؛ یک سری از گناهان در مرتبه خودشان مهم هستند اما باید سنجید این در مقابل چیست؟

اهمیت آبروی مردم نزد امام خمینی
امام راحل عظیم الشأن زمانی سر درسشان، طلبه ای چیزی را که واقعا شنیده بود نقل کرد خدمت ایشان، و گفت که من دیدم فلانی، کس دیگری از علما، در مورد شما فلان حرف را زده است. امام بعد از آن سه روز درس نمی آمدند. امامی که به ندرت تعطیل می کردند، امامی که برای شهادت آ سید مصطفی درسشان را چندان تعطیل نکردند، یعنی نمی شود به آن گفت تعطیلی درس، [در این ماجرا] سه روز نیامدند. نه که فکر کنید به خاطر اینکه شنیدند که فلانی این حرف را زده است. برعکس، گفتند من کجا درس بگویم، در چه فضایی درس بگویم! شما به این راحتی دارید غیبت می کنید.
از ظلم در حق دیگران پرهیز کنیم. رفقا به شنیده هایمان اکتفا نکنیم. رفقا دنیای امروز به خصوص با استفاده از فضای مجازی دروغ را بین ما عادی کرده است. ساده نباشیم.
اهانت به بندگان خدا، محاربه با خداوند است.
باز یک حدیث قدسی را به مناسبت دیگری در سال های گدشته عرض کردم ولی حیفم می آید نقل نکنم. حدیث قدسی اون کلماتی است از ذات باری تعالی آمده اما وحی به معنای آیات کریمه قرآن نیست بلکه الهاماتی است و یا پیام هایی است که آن پیام، پیام الهی است اما از زبان معصوم جاری می شود به اینها اصطلاحا حدیث قدسی می گوییم. این حدیث قدسی در مقام جنگ و در مقام تهدید است که چه؟ می فرماید «مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَه» [۷] خدا دارد می گوید اگر کسی اهانت کند به کسی از دوستانمان یعنی بنده ای از بندگانمان «فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَه» این جلوی من خدا شمشیر کشیده است.

عذاب دردناک اخروی، نتیجه سخن چینی
رفقا از سخن چینی پرهیز کنید. چه کار کنیم؟ این گرفتاری را چه کار کنیم؟ اسرار مردم امانت اند. دوستان اگر چیزی را دانستیم من اگر مسئله ای را در مورد شما اطلاع پیدا کردم، راهش این نیست که آبروی شما را لکه دار کنم.
«إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ» [۸] آیه کریمه قرآن می فرماید: کسانی که دوست دارند چیزی را که شنیده اند، خبری را که اطلاع پیدا کرده اند ولو در مورد بدی رفیقشان بدی برادر مؤمنشان این را پراکنده کنند برای اینها عذاب دردناکی است در روز قیامت.

برخورد آیت الله حائری با شخص سخن چین
می گویند مرحوم آیت الله حائری بزرگ، موسس حوزه علمیه قم، استاد امام راحل عظیم الشان و استاد بسیاری از بزرگان حوزه، یک فرد اتفاقا متدین و ظاهرالصلاح آمد خدمت ایشان وگفت آقا شنیدم فلانی چنین حرفی را در مورد شما زد. آقا خیلی ناراحت شدند فرمودند در جوابش آیت الله حائری، گفتند که او یا این حرف را زده یا این حرف را نزده، نتیجه اش این که من در مورد فلانی نمی توانم موضعی داشته باشم چون اطمینان ندارم این حرف را گفته یا نگفته؛ اما تو قطعا فاسق هستی، فاسق یعنی انسانی که گناه بیّن انجام می دهد، فرمود تو قطعا فاسق هستی.

راه جبران ظلم در حق آبروی دیگران
آیه کریمه قرآن داریم می فرماید: «وَ جَعَلَنی‏ مُبارَکاً أَیْنَ ما کُنْت‏» [۹] می خواهم یک مقداری این تلطیف شود می خواهم بگویم چه کار کنیم این حل شود؛ آیه کریمه قرآن یک جور دعاست از خدا می خواهیم خدایا ما را با برکت قرار بده هر جایی که هستیم. امام صادق (ع) در تفسیر این آیه کریمه فرمودند: معناش این است «قال نفاعا» [۱۰] یعنی چه؟ یعنی اگر می خواهیم پر برکت باشیم کل تلاشتان را بکنید برای دیگران مفید باشید. دوستان، رفقا حرف زدن به خصوص از جنس غیبت وتهمت و بدگویی و سخن چینی هیچ نفعی ندارد. خیلی زرنگیم خیلی توانمندیم، من آن دوستی را که فکر می کنم اشتباه می کند، آن فردی را، حتی آن مسئولی را که فکر می کنم اشتباه می کند راهش این است که تلاشی را انجام بدهم برای رفع این اشکال. بله یک جاهایی به ندرت، جای فریاد زدن است، یک جایی نهی از منکر فریاد می خواهد، اما این مراحل دارد، مراتب دارد و به خصوص آن جایی که بین مومنان است، بین دوستان است. رفقا نکند فکر کنید بین دوستان، بین احباء، من و یک دوستم، من و یک مومن دیگر، یک اشکالی از او سراغ دارم باید بروم یک جایی آبرویش را ببرم؛ من می گویم مواظب این ها باشیم.
چه کار کنیم؟ برای رفع این چه کار کنیم؟ برای توبه از این ظلم چه کار کنیم؟ اگر جایی آبروی کسی را در خطر قرار دادیم، اگر جایی مواظبت نکردیم نسبت به حریم کسی، دوستان، رفقا راهش این نیست که صرفا برویم و به خودش بگوییم. به طور معمول آدم ها از این که به خودشان گفته شود که من این حرف بد را در مورد شما زدم خوشحال می شوند یا ناراحت می شوند؟ ناراحت می شوند. من و شما یک نفر در مورد ما حرف بدی بزند، من خودم را می گویم، این قدر ساخته شده نیستم که شما بیایی و به من بگویی در مورد شما بدگویی کردم بعد من بگویم خب خوب شد گفتی! خب به من بر می خورد و این فاصله ها را بیشتر می کند. پیامبر بزرگوار ما فرمودند: اگر غیبت کسی را کردید، اگر تهمت به کسی زدید، اگر آبروی کسی را یک جایی خدشه دار کردید تلاش کنید آن آبرو تدارک شود؛ تلاش کنید آن غیبت جبران شود؛ هم با استغفار برای او و هم من وقتی برای کس دیگری گفتم بروم یک جنبه هایی از آن را بگویم، بگویم من آن چیزی که شنیدم و آن چیزی که گفته بودم درست نبود، این راهش است نه این که برگردم به خود فرد بگویم که این فاصله بین ما بیشتر می شود. دوستان تلاشمان را بکنیم، سعیمان را بکنیم.
از نبی اکرم (ص) اسلام یک روایتی است، این روایت کجا نقل شده است؟ در نقل امیرالمومنین (ع) است آن وقت که ضربت خورده بود و خانه بستری بود برای امام حسن (ع) و امام حسین (ع) وصیت کرد. در آن وصیت امام امیرالمومنین علی (ع) به فرزندان بزرگوارشان چند توصیه می کنند بعد خیلی جالب است، بین وصیت یک دفعه حضرت لحنشان تغییر می کند و می گوید به شما فرزندانم و فرزندان دیگرم این توصیه را می کنم (یادتان هست که پدران معنوی ما این بزرگان هستند. پیامبر فرمود: «انا و علی ابوا هذه الامه» [۱۱]) به فرزندانش این توصیه را می کند که فرزندان من: «صلاح ذات بینکم» [۱۲] اصلاح و رفاقت ایجاد کردن بین مومنان یک وظیفه دینی است. آن وقت این را به نقل از پیامبر (ص) می فرماید، می فرماید: من خودم از پیامبر (ص) شنیدم که این را فرمود. فرمود اصلاح بین دوستانی، خانواده هایی، افرادی که با هم مسکل پیدا می کنند، از هر نماز و روزه ای بالاتر است «أفضل من عامه الصلاه و الصیام‏» نه یعنی از هر چه نماز و روزه است، بالاتر است! یعنی وقتی امر دائر بین این است که بروی نماز بخوانی یا بروی بین رفقایت را اصلاح کنی، آن وقت آن نماز هر نمازی که باشد با هر درجه ثوابی، این اصلاح ثواب بالاتری دارد.
دوستان متدین بشویم به دین اولیایمان نه آن چیزی که خودمان می پسندیم.

 

فایل صوتی:

حجة الاسلام و المسلمین مخدوم - سخنرانی
13.8 MiB
74 Downloads
اطلاعات بیشتر

 
۱. تحف العقول، النص، ص۲۴۶.
۲. مکارم الأخلاق، ص۲۱.
۳. لَمَّا أَمَرَ عُثْمَانُ بِنَفْیِ أَبِی ذَرٍّ إِلَى الرَّبَذَهِ دَخَلَ عَلَیْهِ أَبُو ذَرٍّ وَ کَانَ عَلِیلًا مُتَوَکِّئاً عَلَى عَصَاهُ- وَ بَیْنَ یَدَیْ عُثْمَانَ مِائَهُ أَلْفِ دِرْهَمٍ- قَدْ حُمِلَتْ إِلَیْهِ مِنْ بَعْضِ النَّوَاحِی- وَ أَصْحَابُهُ حَوْلَهُ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ وَ یَطْمَعُونَ أَنْ یَقْسِمَهَا فِیهِمْ- فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ لِعُثْمَانَ مَا هَذَا الْمَالُ- فَقَالَ عُثْمَانُ مِائَهُ أَلْفِ دِرْهَمٍ حُمِلَتْ إِلَیَّ مِنْ بَعْضِ النَّوَاحِی- أُرِیدُ أَضُمُّ إِلَیْهَا مِثْلَهَا ثُمَّ أَرَى فِیهَا رَأْیِی- فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ «یَا عُثْمَانُ أَیُّمَا أَکْثَرُ مِائَهُ أَلْفِ دِرْهَمٍ أَوْ أَرْبَعَهُ دَنَانِیرَ» فَقَالَ عُثْمَانُ بَلْ «مِائَهُ أَلْفِ دِرْهَمٍ» قَالَ أَ مَا تَذْکُرُ أَنَا وَ أَنْتَ وَ قَدْ دَخَلْنَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص عَشِیّاً- فَرَأَیْنَاهُ کَئِیباً حَزِیناً فَسَلَّمْنَا عَلَیْهِ فَلَمْ «۲» یَرُدَّ عَلَیْنَا السَّلَامَ- فَلَمَّا أَصْبَحْنَا أَتَیْنَاهُ فَرَأَیْنَاهُ ضَاحِکاً مُسْتَبْشِراً- فَقُلْنَا لَهُ‏ بِآبَائِنَا وَ أُمَّهَاتِنَا دَخَلْنَا إِلَیْکَ الْبَارِحَهَ- فَرَأَیْنَاکَ کَئِیباً حَزِیناً ثُمَّ عُدْنَا إِلَیْکَ الْیَوْمَ- فَرَأَیْنَاکَ فَرِحاً مُسْتَبْشِراً- فَقَالَ نَعَمْ کَانَ قَدْ بَقِیَ عِنْدِی مِنْ فَیْ‏ءِ الْمُسْلِمِینَ أَرْبَعَهُ دَنَانِیرَ- لَمْ أَکُنْ قَسَمْتُهَا وَ خِفْتُ أَنْ یُدْرِکَنِی الْمَوْتُ وَ هِیَ عِنْدِی- وَ قَدْ قَسَمْتُهَا الْیَوْمَ وَ اسْتَرَحْت‏. (تفسیر القمی، ج‏۱، ص: ۵۱-۵۲)
۴. . قَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَأَخْبِرْنِی عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ قَالَ بَخْ بَخْ سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏۱، ص: ۲۶۰) این سخن در حدیث شریف نبوی نیز آمده است (تفسیر فرات الکوفی، ص۱۷۱)
۵. مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج ۲، ص: ۳۰۶ و ۳۰۷.
۶. کهف:۱۰۳.
۷. الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص۱۴۴.
۸. نور:۱۹.
۹. مریم:۳۱.
۱۰. تفسیر القمی، ج‏۲، ص۵۰.
۱۱. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۲، ص۸۵.
۱۲. شما، و همه فرزندان، و خاندانم و هر که این وصیتم به او مى‏رسد را به تقواى الهى، و نظم در زندگى، و اصلاح بین مردم سفارش مى‏کنم، چرا که از جد شما (صلى الله علیه و آله) شنیدم مى‏فرمود: «اصلاح ذات البین از عموم نماز و روزه بهتر است. (نهج البلاغه نامه ۴۷)

 

 

پاسخ دهید