متن سخنرانی استاد علی مخدوم در شب نهم محرم (وفاداری و مسئولیت پذیری حسینی) + صوت

فضایل حسینی
مجلس نهم: وفاداری و مسئولیت پذیری حسینی

 

خلاصه سخنرانی:

  • دو ملکه و فضیلت را امشب می خواهم راجع به آن ها صحبت کنم: یکی وفاداری است و دیگری مسئولیت پذیری است. وفاداری از جمله ملکاتی است که وقتی در انسان ایجاد می شود، زمینه ی قدردانی از نعمت های الهی برایش فراهم می گردد و ای بسا برترین ملکه ی نفسانی است که انسان می تواند به واسطه ی آن بسیاری از منازل سیر و سلوک و بسیاری از مراتب انسانی را طی کند.
  • اولین جایی که انسان باید نسبت به آن وفادار باشد، وفاداری نسبت به منعم حقیقی و واقعی ما، خداوند متعال است. مقام رضا، اوج وفاداری نسبت به پروردگار است. مقام رضا، مقام بسیار سنگینی است. در مواردی مانند عاشورا که تجلیگاه خلوص و وفاداری و مقام رضا است، نفس گرم اولیای خدا، دستگیر انسان ها در طی منازل تا این مقام ها شده است، به صورتی که افراد ره صد ساله را یک شبه طی کرده اند.
  • وقتی بنده ای به خدای متعال بی وفا است، به راحتی حاضر است خودش را بفروشد، چون اطمینان از فردایش ندارد، چون به خدایش اطمینان ندارد، چون زندگی سالم را که خدا فرموده است برایش برکاتی هست، باور نکرده است.
  • وفاداری امیرالمومنین(علیه السلام) نسبت به پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و دین خدا را در لیله المبیت می توان مشاهده کرد؛ ایشان در بستر پیامبر می خوابد، با همه خطراتش، با همه ی نگرانی هایش.
  • پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) اسوه وفاداری، بعد از اینکه نسبت به خدا و پیام های الهی وفادار است، نسبت به امتش تا آخرالزمان وفادار است. قرآن کریم در وصف این ویژگی پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده است: عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم حرص دارد نسبت به اینکه این وفاداری به امت را حفظ کند.
  • انسان مسلمان، انسان متعهد است؛ وفادار به آنچه عهد می کند هست. از عهد با خدا بگیرید تا عهد با نبی مکرم اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) تا عهد با اولیا و ائمه(علیهم السلام) و بزرگانمان تا بعد بیایید پایین تر، عهدهایی که میبندیم، قرارهایی که می گذاریم، با خانواده، با فرزندان، با پدر و مادر، با دوست، با همسایه، با جامعه، با کار.
  • وفاداری برای ما مسئولیت ایجاد می کند. در جامعه مسئولیت پذیر می شویم. وقتی مسئولیت پذیر شدیم، مراقب تمامی مسئولیت هایی که متوجه تک تک ما است خواهیم بود. انسان ها در یک جامعه همه مانند اعضای یک پیکر هستند و هیچ کس در قبال مشکلات دیگران نمی تواند بگوید به من مربوط نیست. همه باید سعی کنند درمشکلات باری را به اندازه خود بردارند و فرافکنی نکنند.
  • در مقابل خودمان، نفسمان، جسممان، عملمان، عقلمان مسئولیم. این ها نعمت های خداست که در اختیار ما قرار گرفته است. ما هم باید شکرگزار این نعمت ها باشیم به معنای وفاداری، هم از آن طرف مسئولیت داریم در مقابلشان. سستی و کرختی و تنبلی و بی کاری اصلا با ساز و کارهای دینی ما سازگار نیست.
  • ما همچنین بنا به فرموده امیرالمومنین نسبت به محل ها و حتی حیوانات نیز مسئولیت داریم. آدم ها، جامعه و مسئولیت هایی که در اختیارمان قرار می دهندکه به جای خود.

 

متن کامل سخنرانی:

زمانی که به فکر این بودم که کدام فضیلت را در کدام شب بگویم، به این فکر می کردم که شبی که می خواهد به نوعی یادی از قمر بنی هاشم(علیه السلام) بشود، کدام فضیلت باشد؟خیلی مردد بودم، به شکر فکر کردم، به ادب فکر کردم، به دینداری فکر کردم، به فعالیت فکر کردم. “آنچه خوبان همه دارند تو یک جا داری”. بعد از همه ی اینها دو ملکه و فضیلت را امشب می خواهم راجع به آن ها صحبت کنم: یکی وفاداری است و دیگری مسئولیت پذیری است.

* فضیلت وفاداری، انسان را قدردان نعمت های منعم می سازد
وفاداری از جمله ملکاتی است که انسان وقتی این ملکه و فضیلت در او ایجاد می شود و پر رنگ می شود، زمینه ی قدردانی از نعمت های الهی برایش فراهم می شود و نعمت ها را فراموش نمی کند؛ وفادار به منعم می ماند، هر منعمی که باشد.
بین اهل عرفان، وفا از آن فضیلت ها و ملکاتی است که خیلی مورد توجه است. بعضی از بزرگان گفته اند وفا از بزرگترین و ای بسا برترین ملکه ی نفسانی است که انسان می تواند به واسطه ی آن بسیاری از منازل سیر و سلوک و بسیاری از مراتب انسانی را طی کند. در بین عوام ما در زبان فارسی به وفا می گویند نمک شناسی و در مقابل آن به بی وفایی می گویند نمک نشناسی.

* مقام رضا، اوج وفاداری نسبت به پروردگار است
اولین جایی که می خواهم در مورد آن صحبت کنم، وفاداری نسبت به منعم حقیقی و واقعی ما، خداوند متعال است. آیه ی کریمه ی قرآن می فرماید: (ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیز)۱ فکر نکنید قدر خدا را می دانید؛ قدر خدا را نمی دانید.
کسی از اساتید اخلاق یک وقتی یک صحبتی می کرد خیلی دردناک بود برای انسان وقتی به آن فکر می کرد. می فرمود: آدم ها را بروید و رصد کنید، به اصطلاح به صورت میدانی بروید از آنها بپرسید ببینید چند نفر پیدا می کنید از خدا راضی باشد، همه جوره از خدا راضی باشد، به همه ی نعمت های خدا به آن میزان که تحویل گرفته و احیانا مشکلاتی که دارد صدایش در نمی آید.
مقام رضا، مقام بسیار سنگینی است. فرموده اند سال ها باید خون دل خورد تا به این مقام نائل شد. شما در کربلا لحظه به لحظه اش این رضایت را می شنوید (اللهم رضا بقضائک تسلیما لامرک) خدایا ما راضی هستیم. اوج رضایت را دیده اید؟

* نفس الوهی اولیای خدا، دستگیر انسان ها در طی منازل تا مقام رضا و وفاداری
دیشب از اخلاص می گفتم و عرض کردم علامه طباطبایی(ره) می فرماید [اخلاص] اکسیر انسانی است که به هر نفس انسانی بخورد، از او در مسیر انسانیت دُر می ریزد؛ او را قیمتی می کند. شما بروید ملاحظه بفرمایید حتی کسانی را در کربلا که [پیشتر] مسیحی بود [به دست امامم حسین اسلام آورد]، به کربلا آمده بود چه طوری رفتار کرد؟خودش که به جای خود، مادرش چطور رفتار کرد؟! به خاطر اینکه بیشتر دل مادر را بسوزانند، سرش را قطع کردند پرت کردند جلوی مادرش. مادرش چه گفت؟ گفت همانی را که میدانید [برای ما ننگ است چیزی را که در راه خدا داده ایم بازپس ستانیم].
این اکسیر می خواهم بگویم چرا در کربلا این طور تکثیر شد؟ به خاطر حضور اولیای الهی بود. این اولیای الهی با نفس گرم الوهی که داشتند، اخلاصی که داشتند، هر که در کنارشنان می آمد، ره صد ساله را یک شبه می پیمود. مثل شهدای ما، مثل شهدایی که فاصله ی طولانی از حیاتشان نمی گذرد. غیر از این بوده است؟ همین جوانی که تصویرش این جا است، هفده سالش بود که مفقود شد و بعد خبر شهادتش را آوردند. بروید ملاحظه کنید. انفاس قدسی اولیای الهی می تواند این راه طولانی را برای انسان هموار کند و انسان را به مقامی برساند که نسبت به خدای متعال، وفادار باشد، در حد عالی وفادار باشد، در حدی که در مقابل ذات اقدس ربوبی بگوید من تسلیمم. “حکم آنچه تو فرمایی”.

* بنده ای که نسبت به خدا بی وفا است، به خداوند اطمینان قلبی ندارد
قبول کنید نسبت به خدا بی وفاییم، بی وفاییم. باز یکی از بزرگان اخلاق، نکته ای را می گفت. می گفت اگر یک انسان سرمایه داری، یک شخصی که مطمئنید وضعش خوب است، بیاید به شما بگوید از امروز تا پایان عمرتان نگران هزینه هایتان نباشید، من تقبل می کنم، خیالمان راحت می شود یا نه؟ خیالمان راحت می شود! با قول بنده ی ضعیف خدا که از فردایش خبر ندارد! خدا نفرمود رزقتان با من؟ نمی دانیم که خدا هیچ مار و عقربی را در بیابان گرسنه نمی گذارد؟ اما باز هم نگران می شویم، بازهم قدرشناسی که باید نداریم. باز هم در کمترین گرفتاری اگر مجالی به غیر خدا پیدا کنیم، می رویم سراغش! فکر می کنید چرا در جامعه، اموری مثل رشوه رشد میکند و جا می افتد؟ بعد ما همواره انتظارمان این است که چرا از ناحیه ی حاکمیت اسلامی جلوی این چیزها گرفته نمی شود. او یک وظیفه ای دارد اما تربیت عمومی، تربیت اجتماعی هم باید یک سطحی یک حداقلی از دینداری داشته باشد. وقتی بنده ی به خدای متعال بی وفا است، به راحتی حاضر است خودش را بفروشد به چهار ریال؛ چون اطمینان از فردایش ندارد، چون به خدایش اطمینان ندارد، چون زندگی سالم را که خدا فرموده است برایش برکاتی هست، باور نکرده.

فکر می کنید چرا در جامعه، اموری مثل رشوه رشد میکند و جا می افتد؟ بعد ما همواره انتظارمان این است که چرا از ناحیه ی حاکمیت اسلامی جلوی این چیزها گرفته نمی شود. او یک وظیفه ای دارد اما تربیت عمومی، تربیت اجتماعی هم باید یک سطحی یک حداقلی از دینداری داشته باشد.

* پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه(علیهم السلام)، وفاداران و مهرورزان نسبت به بشریت

به پیامبر و امامانمان به خصوص امام حاضر و ناظرمان، به حد کافی وفادار نیستیم. من نمی خواهم در این مسئله وارد شوم چون موضوع بحثم نیست؛ اما خاطر شریفتان باشد، ما باور داریم همین که امام حضور دارد، برای ما لطف است. [خواجه نصیر الدین طوسی] فرمود (وجوده لطف و تصرفه لطف آخر)۲ همین که حضور دارند، لطف است و اینکه در حق من و شما بسیاری اوقات گره گشایی می کنند، لطف دیگری است. آن نامه ای را که به محضر امام(عج) درخواستی که از محضر ایشان شد و جوابی که عالم بزرگوار شیعه از امام گرفت، از حضرت صاحب الامر گرفت چه می گوید؟ امام زمان(عج) در حق من و شما هم همین را گفته که “ما شما را فراموش نمی کنیم”. ۳
شما تصور نکنید به صورت یک وظیفه ی عمومی، یک وظیفه ی عادیِ جاری است اینکه روایت شده است: پرونده اعمال شیعیان در منظر امام معصوم حاضر می شود، ۴ بحث در این است که آن وجود عظیم، نگران این افراد است.
خود پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) چگونه رفتار می کرد؟ وفادارترین انسان، بعد از اینکه نسبت به خدا و پیام های الهی وفادار است، نسبت به مردمش و امتش تا آخرالزمان وفادار است. بروید ملاحظه کنید، پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) وقتی به معراج می رود درخواست هایش چیست، هر وقت از او می خواهند که درخواستی بفرماید چه می گوید، در پایان عمر وقتی از او می پرسند چه می خواهی، چه می گوید.
حیفم می آید این آیه کریمه را خدمتتان قرائت نکنم. این آیه به گمان من اگر درک شود، محبت ما نسبت به پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، محبت ما نسبت به وجود قدسی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) باید صد چندان شود. (لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ) ما پیامبری را فرستادیم از خودتان، از جنس خودتان. اما چه ویژگی ای دارد؟ (عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم‏)۵ چطور آدمی فرستادیم؟ آدمی فرستادیم که دغدغه اش، نگرانیش همواره شمایید، امتشید. (حَریصٌ عَلَیْکُمْ) حرص دارد نسبت به اینکه این وفاداری به امت را حفظ کند.
آیه کریمه نازل شد (طه. ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏)۶ پیامبر، ما قرآن را نازل نکردیم که تو به مشقت بیفتی! خداوند دارد می فرماید “تا به مشقت بیفتی” هان! کدام بنده وظیفه ی بندگیش را مقابل خداوند به جا آورده است؟ اما درباره رسول خدا، قرآن این چنین می گوید (فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ أَسَفا)۷ تو داری خودت را فدا می کنی برای دینداری مردم. این وفاداری است.

* معصومین(علیهم السلام) اسوه های وفاداری به دین خدا
این متقابلا درس برای ما است. ما چقدر وفادار به این خاندان هستیم؟ ما چقدر وفادار به دینمان به پیام های دینیمان، به رسول رحمت، به پیامبر مهربانی(صلّی الله علیه و آله و سلّم) چقدر وفاداریم؟
وفاداری امیرالمومنین(علیه السلام) را ملاحظه بفرمایید. وفاداری امیرالمومنین(علیه السلام) را می خواهید ببینید، لیله المبیت یادتان بیاید. حضرت [رسول خدا] را عهد کرده بودند که شبانه به قتل میرسانند. شکی در این نبود که هر کسی را در آن بستر می دیدند، [به جای پیامبر به قتل می رسانند] در تاریکی شب بود، چشم چشم را نمی دید به اصطلاح. امیرالمومنین(علیه السلام) وفاداری خود را این گونه نشان می دهد، هم نسبت به پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و هم نسبت به دین خدا. می آید در آن بستر می خوابد، با همه خطراتش، با همه ی نگرانی هایش.

* انسان مسلمان، انسان متعهد است
همان امیرالمومنین(علیه السلام) می فرماید (وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِذَا عَاهَدْتُم‏)۸ وفادار باشید به هر عهد و پیمانی که می بندید؛ از عهد با خدا بگیرید تا عهد با نبی مکرم اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) تا عهد با اولیا و ائمه(علیهم السلام) و بزرگانمان تا بعد بیایید پایین تر، عهدهایی که میبندیم، قرارهایی که می گذاریم، با خانواده، با فرزندان، با پدر و مادر، با دوست، با همسایه، با جامعه، با کار. انسان مسلمان، انسان متعهد است؛ وفادار به آنچه عهد می کند هست.
باز امیرالمومنین(علیه السلام) می فرماید وفا را اگر می خواهید برای شما تعریف کنم، دیواری است، حصنی است، قلعه ای است که آقایی شما را حفظ می کند۹. خیلی حرف دقیقی است. امیرالمومنین(علیه السلام) آن چنان که گفته اند، شخصیتی است که علاوه بر اینکه معصوم است و سخنی که می گوید، سخن دین خدا است، سخنانش چنان حکیمانه است که برای هر کدامشان جای دارد اندیشمندان بنشینند، فکر کنند، رویشان کارهای محققانه بشود. [ایشان] می فرماید وفا قلعه ای است که در آن آقایی شما محفوظ می ماند.

* وفاداری، انسان را مسئولیت پذیر می کند
وفادار باشیم. این وفاداری برای ما مسئولیت ایجاد می کند. در جامعه مسئولیت پذیر می شویم. وقتی مسئولیت پذیر شدیم، مراقب تمامی مسئولیت هایی که متوجه تک تک ما است خواهیم بود. متاسفانه یک سری از رفتارها که در جامعه ی ما عادت می شود (عرض کرده ام شب های گذشته) آن رذایلی که جای آن فضایل را می گیرد، یکیشان در اینجا است که مسئولیت گریز می شویم. گاهی گمان می کنیم با فرافکنی، با انداختن گردن دیگران، مسئله حل می شود.
دوستان بزرگوار، هرگاه مسئله ای داشتیم، یادتان باشد، با گردن دیگران انداختن مشکل ما حل نمی شود، زمانی مشکل ما حل می شود که همه ما، تک تک آحاد جامعه، به معنای واقعی درک کند که مسئولیتی می تواند متوجهش باشد و در قبال این مسئولیت، باری باید بردارد. این یک درس عاشورایی است. این [مسئولیت گریزی] مربوط به فرهنگ ما نیست، این مربوط به جامعه ی ما نیست. نه در فرهنگ دینی ما نه در فرهنگ ملی ما نه در تاریخ اسلام و نه در تاریخ ایران، شما میتوانید بیابید کسی بیاید بگوید این جمله را که گاهی ما استفاده می کنیم و می گوییم: این مشکل من نیست. این را بگذارید کنار روایت نبوی که جناب سعدی آمد بر اساسش آن شعر معروف را سرود که:
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند    /     چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار

هرگاه مسئله ای داشتیم، یادتان باشد، با گردن دیگران انداختن مشکل ما حل نمی شود، زمانی مشکل ما حل می شود که همه ما، تک تک آحاد جامعه، به معنای واقعی درک کند که مسئولیتی می تواند متوجهش باشد و در قبال این مسئولیت، باری باید بردارد. این یک درس عاشورایی است.

* مسئولیت در قبال جامعه و دیگر انسان ها

“به من ربطی ندارد”، “به عهده ی دیگران است”، یا همین جمله ی مشهوری که عرض کردم خدمتتان، “مشکل من نیست”، معنا ندارد! جامعه یک پیکر است! در همین آموزه های دینی به من و شما توصیه می کند که اگر همسایه شما گرسنه بخوابد و شما بدانید، از مرز اسلام از حوزه اسلام بیرون رفته اید.۱۰ این یعنی چه؟ یعنی مسئولیت پذیری. یعنی وفاداری به همسایگان، دوستان و اطرافیان.
چرا نباید مشکلات همدیگر برایمان مهم باشد؟! چرا یادمان برود عضو یک پیکریم؟ عرض کردم این یک مسئله و آموزه ی عاشورایی است. شما بروید در عاشورا ملاحظه بفرمایید، یک جا نمی توانید پیدا کنید که کسی مسئولیتش را واگذار کرده باشد. اصلا رقابت بر سر این است که چه کسی می تواند وفاداری بیشتری نشان بدهد، مسئولیت پذیری بیشتری نشان بدهد. نمونه اش حضرت اباالفضل(علیه السلام) است. اوج مسئولیت پذیری است.
در مقابل دینمان مسئولیم. دین که عرض می کنم یعنی خدا، پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، آموزه های دینی و … . وقتم خیلی ازش باقی نمانده خیلی وارد این موضوع نمی شوم.

* مسئولیت در برابر نعمت های الهی
در مقابل خودمان، نفسمان، جسممان، عملمان، عقلمان مسئولیم. این ها نعمت های خداست که در اختیار ما قرار گرفته است. ما هم باید شکرگزار این نعمت ها باشیم به معنای وفاداری، منعم را شاکر باشیم و قدر اینها را بدانیم، هم از آن طرف مسئولیت داریم در مقابلشان. سستی و کرختی و تنبلی و بی کاری اصلا با ساز و کارهای دینی ما سازگار نیست. من همین یکی دو شب قبل، خدمت شما عرض کردم یکی از بزرگان می فرمود نمی دانم، نمی توانم و نمی شود در قاموس انسانی نباید یافت شود؛ چون خدا موجودی خلق کرده که همه اینها را می تواند پوشش بدهد. بعد هم ماشاءالله جوان باشی و بگویی نمی توانم؟ بگویی کار نیست؟ بگویی من را باید هل بدهند تا روشن بشوم؟ممکن است جمله طنز به نظر بیاید ولی بعضی انتظار دارند بقیه هلشان بدهند تا روشن شوند! من را بی زحمت سر کار بگذارید!

* وفاداری و مسئولیت پذیری، اضطراب های انسان را از بین می برد و روح را به آرامش می رساند
در مورد جسم و جان خود آدم گفته ام، اجازه بدهید یک نکته را خدمتتان عرض کنم. امروز یک بلایی که برای بشر امروز در دنیای مدرن پیش آمده، همین است که بشر امروز همواره گرفتار ترس و حزن و گرفتاری است. گرفتار اضطراب های روزمره است. گرفتار ترس های بی جا است. باید به فکر جسم و جان خودمان باشیم. چرا خودمان را به این مسئله بیندازیم؟ آیه ی کریمه ی قرآن را نشنیده اید؟ (أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون‏)۱۱ متوجه باشید که اولیای خدا (لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون) اگر بخواهم امروزی ترجمه اش کنم، اضطراب های بی جا ندارند و دارای آرامشی مثال زدنی هستند. این آرامش از کجا به دست می آید؟ به گمانم از مسیر اصلی وفاداری به همین آموزه ها است؛ وفاداری به دین خدا، وفاداری به خودمان، وفاداری به خانواده مان، وفاداری به اطرافیاننمان، مسئولیت پذیری نسبت به دین خدا، مسئولیت پذیری نسبت به خودمان، مسئولیت پذیری نسبت به اطرافیانمان.

* محدوده ی مسئولیت انسان در کلام امیرالمومنین(علیه السلام)
امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود (ْاتَّقُوا اللَّهَ فِی عِبَادِهِ وَ بِلَادِهِ فَإِنَّکُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِم‏)۱۲ ببینید تقوا را کجا معنا می کند آقا (اتَّقُوا اللَّهَ فِی عِبَادِهِ) تقوا پیشه کنید در مورد بندگان خدا. (کجا ، چطور؟) (فَإِنَّکُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِم) شما مسئولیت دارید حتی درباره محیط هایی که درشان حاضر می شوید. نسبت به محل ها و حتی حیوانات شما مسئولیت دارید. آدم ها و جامعه که هیچ، مسئولیت هایی که در اختیارمان قرار می دهندکه به جای خود! مگر لازم است انسان حتما مسئولیت نهادی داشته باشد، پستی داشته باشد؟ مگر حتما لازم است انسان دارای پست عالی باشد که بعد آنجا مسئولیت پذیر باشد یا نباشد؟ بگوید من بر اساس ماموریت های واگذار شده ام و بر اساس شرح وظایفم به درستی کارم را انجام داده ام یا نه، بیاید کارسنجی و مطالعه کند بعد بگوید؟ نه لازم نیست، هرکس به اندازه خودش مدیر است، مسئول است. هر کسی به اندازه ی خودش می تواند حسین بن علی(علیه السلام) و اباالفضل(علیه السلام) باشد و در عین حال می تواند رگه هایی از اموی بودن را هم داشته باشد.
مسئولیم. بترسیم از مسئولیت هایی که گاهی جدی گرفته نمی شود. گاهی انقدر سبک شمرده می شود که فکر میکنیم حسابی نیست، سوالی نیست.

* باید در وفاداری و مسئولیت پذیری، به اولیای خود شبیه شویم
همه ی اینها را می گوییم و بعد می رسیم به اسطوره هایی که این اسطوره ها را واقعا دوست داریم. اما این فقط مرحله ی اولش است. باور کنید دوست داشتن این اسطوره ها، دوست داشتن حضرت اباالفضل(علیه السلام)، دوست داشتن اباعبدالله(علیه السلام) مرحله ی اول است و باید به آنها نزدیک شد. باید رگه هایی از آشنایی بین ما و آنها شکل بگیرد. گفت:
بی معرفت مباش که در من یزید عشق       /        اهل نظر معامله با آشنا کنند
من یزید یعنی بازاری که مزایده می کنند، هر کس پول بیشتر داد خرید می کند، می گوید “بی معرفت نباش که در من یزید عشق” تا اینجایش معلوم است. می گوید اگر قرار باشد سرمایه معرفت باشد و در آن بازار مزایده ی عشق، من سرمایه ای نداشته باشم، ” اهل نظر” اولیای الهی “معامله با آشنا کنند”. رگه های آشنایی خود را بیشتر کنید.

دوست داشتن حضرت اباالفضل(علیه السلام)، دوست داشتن اباعبدالله(علیه السلام) مرحله ی اول است و باید به آنها نزدیک شد. باید رگه هایی از آشنایی بین ما و آنها شکل بگیرد.

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد. خدایا توفیق طاعت به همه عنایت بفرما.

 

فایل صوتی:

سخنرانی [حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی مخدوم]
14.7 MiB
103 Downloads
اطلاعات بیشتر

————————————

۱. الحج : ۷۴
۲. خواجه نصیرالدین طوسی، تجرید الاعتقاد، ص: ۲۲۱
۳. اشاره به بخشی از نامه امام عصر(عج) به شیخ مفید(ره) که می فرماید: “… از عهدشکنی‎ها و پشت‌ سر گذاشتن عهد و پیمان‎ها با اطلاعیم(که همین عوامل موجب بدبختی و دوری شما از حریم ولایت شده است). گویی اینها از لغزش‎های خود خبر ندارند، با همه گناهان، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند. پس، از خداوند بترسید و تقوا پیشه کنید و به خاندان رسالت مدد رسانید…”. (احتجاج ج ۲، ص ۴۹۵، بحار الأنوار (ط – بیروت) ؛ ج‏۵۳ ؛ ص ۱۷۴).
۴. شواهد قرآنی و روایات در این زمینه فراوان است. برای نمونه برخی از روایات می خوانیم که در روزهای دوشنبه و پنج شنبه نامه ی اعمال بندگان به حضرت عرضه می شود «ان الاعمال تعرض علی النبی (صلی الله علیه وآله وسلم) فی کل اثنین و خمیس فیعلمها وکذلک تعرض علی الائمه (علیه السلام) فیعرفونها». (بحارالانوار، ج ۵، ص ۳۲۹)
۵. التوبه : ۱۲۸
۶. طه: ۱-۲
۷. الکهف : ۶
۸. الخصال، ج‏۲، ص: ۶۲۴
۹. ألوفاء حصن السّؤدد. (غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۵۶)
۱۰. پیامبر صلى الله علیه وآله فرمودند: ما آمن باللّه والیوم الاخر من بات شبعاناً و جاره جائع. (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۴، ص: ۱۹۱)
۱۱. یونس : ۶۲
۱۲. نهج البلاغه، خطبه ۱۶۷

پاسخ دهید