متن سخنرانی استاد علی مخدوم در شب هشتم محرم (خلوص حسینی) + صوت

فضایل حسینی
مجلس هشتم: خلوص حسینی

 

خلاصه سخنرانی:

  • اخلاص به معنای پاکیزه کردن عمل برای خداست؛ آدم کارش را طوری انجام بدهد که برای خدا باشد. در مقابل اخلاص، تظاهر و ریا است. می گویند خدا را در هیچ عملی با دیگری شریک نکنید. خدا در شرکتش و در اینکه شریک باشد، همه ی آنچه را در عملتان سهم او گذاشته اید به آن شریک واگذار می کند. اخلاص و اینکه خدا را ببینیم و بیابیم و اینکه توحید در زندگی ما جاری شود کار سخت و خیلی پیچیده ای است.
  • علامه طباطبایی می فرماید: اکسیری می شناسم که به هر عملی بزنید ولو بسیار کوچک می تواند تمام دنیا را تسخیر کند، می تواند پر رنگ شود. آن اکسیر اخلاص است.
  • آیه ی ولایت می فرماید (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُون‏) بر اساس روایات فریقین، این آیه درباره در مورد امیرالمومنین(علیه السلام)نازه شده است، زمانی که در رکوع نماز، انگشتر خود را به سائل بخشید. این انگشتر دادن انقدر مهم بود که آیه برای آن نازل شد و شد افتخار مسلمانان؛ این در حالی است که این بخشش، فقط صدقه بود، آن هم صدقه انگشتری که بیش از یک درهم ارزش نداشت! آنچه عمل امیرالمومنین را بزرگ و جاودانه کرده است، اخلاص در این عمل است.
  • اخلاص امیرالمومنین را در یک جریان دیگر هم میتوان دید. در جنگ خندق، در نبرد با عمرو بن عبدود، وقتی در آخرین مرحله قتال، عمرو بر صورت مبارک حضرت آب دهان انداخت، حضرت از زدن ضربه نهایی در آن لحظه امتناع کرد، تا نکند ضربه ای که وارد می کند، به خاطر تشفی خاطر خود بوده باشد! بعد از آن هم با وجود اینکه رسم عرب بر این بود که فاتح و برنده ی یک جنگ تن به تن، صاحب اموال شخصی آن جنازه می شد، حضرت هیچ چیز برنداشت. بعد نبی مکرم اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایدآن ضربه ای که علی در روز خندق زد از عبادت جن و انس ثوابش بالاتر است. این عظمت نیز به دلیل اخلاصی است که در این ضربه بود.
  • اگر اکسیر اخلاص به عملی نخورد، نه تنها آن عمل باطل است و بی ارزش، انسان را می تواند جهنمی کند. اخلاص به همان میزان که می تواند کار جزئی من و شما را در چنین عبادت هایی مثل عزاداری ها، فوق العاده با ارزش کند، [نبودش] می تواند بهترین و برترین کارها را هم از ارزش ساقط کند. من اگر در منظر شما می خواهم وجاهتی کسب کنم باید از شما هم مطالبه ی ثواب کنم و توقعی از خداوند نباید داشته باشم. توقع از خدا زمانی است که کاری را در محضر خدا انجام داده باشیم.
  • آیه کریمه قرآن می فرماید (قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى) یعنی فقط برای خدا کارتان را انجام دهید. تنهایی یا با کمک دیگران. بی تظاهر بدون اینکه هیچ دخالت وسوسه انگیزی در آن باشد. تمرین می خواهد اما از کارهای کوچک می شود شروع کرد.
  • علاوه بر اعمال عبادی باید در خانواده، اجتماع، کار و … هم اخلاص را رعایت کنیم. اگر نسبت به همسر، فرزندان و پدر ومادرتان محبت دارید، این باید خالصانه باشد و اگر خالصانه بود رنگ و بوی عبادت پیدا می کند. در جامعه، بندگان خدا از آن جهت که بنده ی خدا هستند برای من محبت ایجاد می کنند. من اگر احترام شما را در جامعه رعایت می کنم، اگر شان شما را رعایت می کنم، برای رضای خدا باشد. من اگر جایی قوانین اجتماعی را، قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت می کنم برای رضای خدا باشد.
  • اینکه ما از فردا بگوییم صفر تا صد تمام کارهامان با اخلاص بشود، از ما بر نمی آید. “ما به آن مقصد عالی نتوانیم رسید”؛ اما به لطف بزرگان و این اولیایی که در مجالس آنها شرکت می کنیم، باید تلاش کنیم از یک جاهایی خرده خرده اخلاص را در زندگی خود ظهور و بروز دهیم. بعد آن وقت این می شود که شما یک صدقه بدهید، دو رکعت نماز بخوانید، یک بسم الله الرحمن الرحیم زیبا بنویسید یا به کودکی یاد بدهید، بعد می فهمید آن ” وجب له الجنه” یعنی چه.

 

متن کامل سخنرانی:

در بحث از فضایل بودیم، از فضایلی که اولا جلوه های مختلف دینی ما است، ثانیا این فضایل به زیبایی در واقعه عاشورا و در کربلا تبلور یافته است و به خصوص در شخص اباعبدالله(علیه السلام) و ثالثا این فضایل متاسفانه در جامعه ی ما اندکی کمرنگ می شود و یا خدای نکرده رو به فراموشی می گذارد.

* اخلاص یعنی پاکیزه کردن عمل برای خدا
امشب می خواهیم از فضیلتی به نام اخلاص صحبت کنیم. اخلاص به معنای پاکیزه کردن عمل برای خداست؛ آدم کارش را طوری انجام بدهد که برای خدا باشد. می گوییم “هر صبح و شام خریدار ما تویی” اما گاهی اوقات آنچه را باید به خریدار واقعی داد، نمی دهیم و احیانا نسبت به عمل خودمان ظلم می کنیم. در مقابل اخلاص، تظاهر و ریا است که در موردش صحبت خواهم کرد.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم (صِبْغَهَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَه) ۱ رنگ خدا و چه چیزی بهتر از رنگ خداست. می گویند خدا را در هیچ عملی با دیگری شریک نکنید. خدا در شرکتش و در اینکه شریک باشد، همه ی آنچه را در عملتان سهم او گذاشته اید به آن شریک واگذار می کند. یعنی اگر خدای ناکرده در عملی درصدی از ریا و تظاهر بود، جزئی از دوری از اخلاص بود، همه ی آن عمل به غیر خدا داده شده است.

اگر خدای ناکرده در عملی درصدی از ریا و تظاهر بود، جزئی از دوری از اخلاص بود، همه ی آن عمل به غیر خدا داده شده است.

* خالص کردن عمل برای خداوند بسیار دشوار است
این بحث اخلاص و اینکه خدا را ببینیم و بیابیم و اینکه توحید در زندگی ما جاری شود کار سختی است، خیلی سخت است، خیلی پیچیده است. از بهترین شواهدش هم اینکه شما ملاحظه بفرمایید برای اعمال مختلف ما به ما گفته اند اگر دو رکعت نماز مقبول داشتید، خیالتان راحت باشد. دو رکعت! یعنی در تمام طول عمر انسان به سختی می تواند خودش را برای خدا رها کند؛ خودش را برای خدا به تنهایی عرضه بدارد. خیلی سخت است.
بزرگان اخلاق بر اساس روایتی فرموده اند اینکه شما کشف کنید خالص بودن کارتان را یا به عبارتی خالصانه کار انجام بشود، شبیه آن است که حرکت مورچه ی سیاهی را روی سنگ سیاهی در شب غیر مهتابی ببینید. خیلی دقت می خواهد! خوب البته رضای خدا هم به این سادگی به دست نمی آید.

* اخلاص، اکسیری که عمل انسان را جهانگیر و جاودانه می کند
علامه طباطبایی(ره) –صاحب تفسیر المیزان- بیانی دارند خیلی جالب است. می گویند: نمی دانم اکسیری که از آن حرف میزنند وجود دارد یانه (می دانید که اکسیر یا آنچه به آن کیمیا می گویند، ماده ای است که از قدیم، علمای علم تجربی یعنی شیمی دانها در پی آن بودند که آن ماده را کشف کنند که کاربرد آن ماده این است که به مس بزنند طلا شود، نزدیکترین عنصری که شباهت ظاهری به طلا دارد. وقتی می گویند اکسیر منظور این است) علامه طباطبایی می گوید نمی دانم اکسیر وجود دارد یا نه، نه بحث اینکه کشف شده یا نه بلکه وجود داشتنش را مطمئن نیستم؛ اما اکسیری می شناسم که به هر عملی بزنید ولو بسیار کوچک می تواند تمام دنیا را تسخیر کند، می تواند پر رنگ شود. آن اکسیر اخلاص است. نمونه هست؟ بله نمونه هست.
آیه ی ولایت می فرماید (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُون‏) ۲ شیعه و سنی می گویند در مورد امیرالمومنین(علیه السلام) است. خیلی در وصف این آیه گفته شده است. خلیفه دوم جناب عمر در این زمینه می گوید کاش من کاری داشتم که می شد این آیه در مورد من هم صدق بکند.[این را ] از باب عظمت این آیه در منظر همه مسلمانانی [بیان کردم] که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را درک کرده بودند و عصر رسالت را می فهمیدند و می دانستند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) اگر چنین امری را چنین آیه ای را بیان می کنند، دقیقا چه فضایی را مورد نظر دارند. خوب من بحثم آیه ولایت نیست.
آیه کجا نازل شد؟ بین روز بود، عده ای در مسجد نشسته بودند. امیرالمومنین(علیه السلام) در حال نماز مستحبی بود. نیازمندی آمد به آنهایی که نشسته بودند مراجعه کرد کسی به او کمک نکرد. آمد از کنار امیرالمومنین(علیه السلام) رد شد. حضرت در هنگام رکوع انگشترشان را درآوردند و دادند.
یک نکته ای را خدمتتان یادآور شوم: نماز مستحبی نمازی است که از باب استحباب شما به جا می آورید، صورت و ارکانش احیانا می تواند در جایی که شما کار مهم تری دارید، به هم بخورد و لذا به ما توصیه کردند حتی بین یک مسیر دارید می روید، قدم میزنید، سوار دوچرخه اید سوار موتورید، ماشین سوارید، اصلا رو به قبله نیستید، با نیت و قصد نماز مستحبی، نماز بخوانید. میتواند صورت و ارکانش هم به هم بخورد.

امیرالمومنین(علیه السلام) در چنین شرایطی انگشترشان را دادند. این انگشتر دادن انقدر مهم بود که آیه برای آن نازل شد و شد افتخار مسلمانان. نکته ی علامه طباطبایی در مورد این آیه، بسیار ظریف است. معمولا در نگاه اولیه به نظر نمی رسید؛ انگشتر چند می ارزید؟ چون یک انگشتری که انقدر بازتاب پیدا کرده و این گونه توسعه ی عملکرد داشته و با اهدایش آیه کریمه نازل می شود [چه ویژگی ای داشته است مگر؟]. انگشتر اهدا کردن یک صدقه است خوب، چه میکند که خدای متعال در موردش آیه نازل می کند که برای آینده ی بشر باقی بماند؟ حتما شما الان بهتر از من بقیه ی مساله را می دانید: فقط این انگشتر با اخلاص داده شده است. می گویند لباس امیرالمومنین(علیه السلام) فقط یک درهم ارزش داشت (جریان فروش زره و …[خاطرتان بیاید]). علامه(ره) می فرماید نهایتا این انگشتر یک درهم می ارزید؛ در و مرجان نبود هان! این اهدا کردن یک چیز کوچک بود! چیز خاصی نبود!

امیرالمومنین(علیه السلام) در چنین شرایطی انگشترشان را دادند. این انگشتر دادن انقدر مهم بود که آیه برای آن نازل شد و شد افتخار مسلمانان … انگشتر چند می ارزید؟ چون یک انگشتری که انقدر بازتاب پیدا کرده و این گونه توسعه ی عملکرد داشته و با اهدایش آیه کریمه نازل می شود [چه ویژگی ای داشته است مگر؟] … حتما شما الان بهتر از من بقیه ی مساله را می دانید: فقط این انگشتر با اخلاص داده شده است.

 

یک انگشتر دیگر را هم بگویم آن هم همین طور با اخلاص است. بعد دوباره بقیه فرمایش علامه طباطبایی را عرض می کنم. در جنگ خندق جنگ شروع یک پهلوانی از پهلوانان سپاه مقابل آمد، کسی که سابقه ی قتل مسلمانان را هم داشت. بعد در مقابل امیرالمومنین(علیه السلام) قرار گرفت. امیرالمومنین(علیه السلام) هم یک فرد جوان با هم جنگ کردند و عمرو به زمین زده شد. وقتی عمرو به زمین زده شد بر اساس رسم آن روز نمی گذاشتند طرف جان بکند؛ باید خلاصش می کردند. ضربه ی نهایی را که حضرت آمد به او بزند، آن فرد آب دهانش را به صورت امیرالمومنین(علیه السلام) انداخت.
آن خدو زد بر رخی که روی ماه     /     سجده آرد پیش او در سجده‌گاه
چنین بی احترامی کرد. حضرت آخرین مرحله ی این مساله را رها کرد و یک دفعه رفت و در میدان چرخید. پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هم در حال نظاره ی این صحنه بودند. بعد حضرت [امیرالمومنین] برگشت و کار را تمام کرد. می دانید چرا حضرت برخاست؟ علت برخاستنش این بود که ذره ای در اخلاصش شبهه نشود. حضرت در شرایطی بود که احتمال داشت یک ذره ضربه ی آخر را نسبت به تشفی خاطر خودشان هم باشد. عمرو بی احترامی کرده بود. شاید در آن ضربه ی آخر (تازه شاید هان!).
خوب چه شد اولا اینکه عمرو آدم ثروتمندی بود و لباس فاخر داشت. انگشتر بسیار گران قیمتی به دست داشت. رسم عرب بر این بود که فاتح و برنده ی یک جنگ تن به تن، صاحب اموال شخصی آن جنازه می شود. می گویند خواهر عمرو وقتی بالای جسد برادرش آمد و دید گفت برادر برایت گریه نمی کنم چون مشخص است یک جوانمرد واقعی در عرب پیدا شده و اگر این گونه باشد دیگر او می تواند از تو بالاتر باشد که تو را زمین بزند و این گریه ندارد. حضرت هیچ چیز برنداشت. بعد نبی مکرم اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: (ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین)۳. آن ضربه ای که علی در روز خندق زد از عبادت جن و انس ثوابش بالاتر است. همان لحظه پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) این جمله را گفت. کی؟ چه دوره ای؟ فضلای بزرگوار مجلس اطلاق دارد به معنای اطلاق زمانی هم هست؛ یعنی از [عبادت] انسان های ابتدایی تا قیامت، این ضربه می تواند ارزش بالاتری داشته باشد. مستحضرید وقتی خدا چیزی را با چیز دیگر مقایسه می کند و می گوید این ثوابش به آن مقدار است، از آن چیزی نمی کاهد. اینکه شما بزرگواران اینجا هستید و ثوابش را مثلا به شهدا و از دست رفتگانتان تقدیم کنی، چیزی از ثواب حضور شما کم نمی شود. از ویژگی های عمل در مقابل خداوند همین است. غرض: قرار نیست بگوییم چون پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) این را فرمود پس اعمال ثقلین اعمال کم ارزشی است، نه. صحبت در این است که یک ضربه اما با نهایت اخلاص به تمام اعمال عالمیان می ارزد؛ ملائک چقدر عبادت می کند، پیامبران چقدر عبادت کردند؟ رسول صادق مصدق(صلّی الله علیه و آله و سلّم) چنین صحبتی می کند.

* نبود اخلاص در عمل، می تواند انسان را جهنمی کند
عرض می کردم علامه طباطبایی(ره) می فرماید اکسیری را سراغ دارم که این اکسیر به هر عملی بخورد آن عمل فوق العاده با ارزش می شود و در مقابل می فرمایند و اگر این اکسیر به عملی نخورد، نه تنها آن عمل باطل است و بی ارزش، انسان را می تواند جهنمی کند.
آیه ی کریمه قرآن می فرماید (لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏) نکند چیزی را که انجام می دهید (اینجا صدقه فقط انفاق مالی نیست) اعم از اعمال و اموال، با منت گذاشتن و ریاکاری [نکند] بی ارزش و باطلش کنید. ادامه ی آیه خیلی تکان دهنده تر است. چه طور؟ می فرماید (کَالَّذی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ) این باطل کردن صدقه کجا است؟ مثل زمانی است که انسان صدقه می دهد، کمک می کند به دیگران اما برای دیدن دیگران و ریاکارانه. خوب این آدم چطور می شود اگر ریاکار باشد؟ آیه می فرماید؛ بیان من نیست: (وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِر) ۴ کسی که چنین می کند نه خدا را باور دارد و نه روز قیامت را (به همین سادگی!)
اخلاص به همان میزان که می تواند کار جزئی من و شما را در چنین عبادت هایی مثل عزاداری ها، فوق العاده با ارزش کند، [نبودش] می تواند بهترین و برترین کارها را هم از ارزش ساقط کند. ببینید خیلی از کارها دست به دست هم می دهند تا چنین هیات و عزاداری ای شکل بگیرد، خیلی ها زحمات زیادی می کشند. در این زحمات، طبقه به طبقه و مرحله به مرحله، کارها می تواند تقسیم و توزین (وزن دهی) شود. یک جایگاه جزیی هم می تواند سهم امثال بنده باشد. اندازه ی یک کفش جفت کردن شاید باشد. این چیدن کفش در مقابل یک آدم متدینی که در این جمع حاضر شده، این چیدن کفش، باور کنید اگر بی توقع و فارغ از ریا باشد، همان هایی که شنیده اید ثواب عزاداری اباعبدالله(علیه السلام) چنین است و چنان است، درست است، همان است. اما پناه بر خدا نستجیر بالله اگر رفتار ما به گونه ای باشد که ذره ای از آن برای تظاهر باشد، برای غیر خدا باشد، دیگر معلوم نیست هیچ ارزشی داشته باشد.
من اگر در منظر شما می خواهم وجاهتی کسب کنم باید از شما هم مطالبه ی ثواب کنم و توقعی از خداوند نباید داشته باشم. توقع از خدا زمانی است که کاری را در محضر خدا انجام داده باشیم. اگر کاری در محضر خدا انجام نداده باشیم، چه توقعی می توانیم داشته باشیم؟

و لذا می خواهم عرض کنم، اینکه گفته اند اشکی که برای اباعبدالله(علیه السلام) ریخته شود، چه ثوابی دارد، دارد. قدمی که در طلب علم برداشته می شود چه ثوابی دارد، گامی که در خدمت به مردم برداشته می شود چه ثوابی دارد، حتما این گونه هستند. چه روایاتی ما داریم در مورد اینکه شما اگر گرهی از کار مسلمانی باز کنید، چه ثواب هایی را معادلش نوشته اند، شک نکنید؛ اما ممکن است خدایی نکرده بر اساس وسوسه شیطان و یا نفسانیات، آدم یک جایی گره از کار کسی باز کند فقط به خاطر اینکه خودش را مطرح کند؛ من مشکل شما را حل می کنم که فقط بگویم من هم هستم. پناه بر خدا! چیزی از آن باقی نمی ماند.

ممکن است خدایی نکرده بر اساس وسوسه شیطان و یا نفسانیات، آدم یک جایی گره از کار کسی باز کند فقط به خاطر اینکه خودش را مطرح کند؛ من مشکل شما را حل می کنم که فقط بگویم من هم هستم. پناه بر خدا! چیزی از آن باقی نمی ماند…تظاهر چیزی از عمل باقی نمی گذارد!

 

و لذا از این موقعیت می خواهم استفاده کنم، عزیزان بزرگوار اولا خودم و بعد شما بزرگواران تلاش کنیم از هرگونه تظاهر دوری کنیم. تظاهر چیزی از عمل باقی نمی گذارد.
آیه کریمه قرآن می فرماید (قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏)۵ خیلی جالب است. فقط ببینید اوامر قرآنی قابل توجه است اما این امر را ببینید می فرماید رسول ما به مردم بگو فقط (انما ادات حصر است یعنی این است و جز این نیست؛ یعنی فقط) فقط چی؟ اینکه فقط برای خدا کارتان را انجام دهید. تنهایی یا با کمک دیگران؛ اینجا می گوید دو نفری یا تنهایی.

* اخلاص در عمل تمرین می خواهد؛ اما باید تلاش کنیم در زندگی خود آن را ایجاد کنیم

می دانم خیلی سخت است؛ اما بزرگواران بیایید با خودمان عهد ببندیم یک جاهایی در زندگی مان تلاش کنیم مثل اولیاء مان باشیم؛ مثل اباعبدالله(علیه السلام) با تمام وجود مخلصانه زندگی کنیم. اخلاص یعنی اینکه:
چنان پر شد فضای سینه از دوست    /     که یاد خویش گم شد از ضمیرم
اخلاص یعنی اینکه:
ما هیچ نیستیم جز سایه ای ز خویش    /     آیین آینه، خود را ندیدن است
قرار نیست که آدم همیشه از زاویه ی خودش همه چیز را ببیند.
این را عرض می کردم: نمی توانیم مثل مولا و موالیمان تمام زندگیمان مخلصانه باشد؛ اما بیایید تلاش کنیم دست کم در زندگی، عمل هایی را برای عرضه داشته باشیم که از آن عمل ها فقط خودمان و خدایمان خبر داریم؛ با اخلاص انجام داده باشیم؛ بی تظاهر بدون اینکه هیچ دخالت وسوسه انگیزی در آن باشد. تمرین می خواهد اما از کارهای کوچک می شود شروع کرد.

* اخلاص، در اعمال عبادی، زندگی خانوادگی و اجتماعی و تمام عرصه های زندگی انسان باید جریان یابد
مثال بزنم و یک دسته بندی کوچک از آن ارائه بدهم. ما در عبادات خلوص را می توانیم متوجه شویم. ما نماز که میخوانیم، متوجه باشیم نمازمان تا جایی که می شود برای رضای خدا باشد؛ اما قرار نیست کارهای دیگرمان بی خلوص باشد. در امور خانوادگی ما وظیفه داریم خالص باشیم. شما اگر نسبت به همسر، فرزندان و پدر ومادرتان محبت دارید، این باید خالصانه باشد و اگر خالصانه بود رنگ و بوی عبادت پیدا می کند؛ صبغه الله می شود. بعد اگر این گونه بود، ما در اجتماع هم یک خلوص اجتماعی پیدا می کنیم ؛ در جامعه، بندگان خدا از آن جهت که بنده ی خدا هستند برای من محبت ایجاد می کنند.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از او است    /     عاشقم بر همه عالم که همه عالم از او است
خلوص اجتماعی هم ایجاد می شود؛ یعنی برای دیگران [خدمت کردن] خدمت به جامعه نه تنها برای ما ارزش می شود، بلکه اگر خدمتی به جامعه می کنیم دنبال یافتن رضای خدا هستیم. این نمی شود من سنگی را از جلوی پای دیگری بردارم که کسی بگوید خسته نباشید. بگوید یا نگوید مهم نیست؛ من رضای خدا برایم مهم است. بعد ببینید زندگی چه زندگی ای می شود؟
و در جایی که این نباشد چه؟ ما متاسفانه بعضی از عادت های خوب را گاهی کمی افراطی داریم؛ مثلا فرض کنید از یک در که می خواهیم خارج شویم به قدر خسته کننده ای به هم تعارف می کنیم ولی همان دو نفر اگر سوار دو خودرو باشند، بعید می دانم انقدر به هم تعارف کنند برای راه دادن در مسیر ترافیک. غیر از این است؟ زندگی متدینانه این نمی شود هان! بندگی کردن یک آدابی دارد.
در کارهایمان خالص می شویم؛ هر کاری: کارهای سیاسی، اجتماعی، فردی، اداری، شغلمان. شما دارید کار می کنید، ما داریم کار می کنیم، حقوقی در ازای آن دریافت می کنیم، چرا این کار با اخلاص نباشد؟ چرا کاری نکنیم که کاری که انجام می دهیم یک کار بی عیب و نقص و مورد رضایت خدا بشود؟ اگر این کار را بکنیم، این رنگ را به آن بزنیم، به تعبیر علامه(ره) این اکسیر را وارد اعمال و کارهای روزمره مان کنیم یک شکل دیگری پیدا می کند زندگی ما.
و خیلی مایه تاسف است که جامعه ی ما حتی انسان های متدین در همه چیز، در مسائل ساده ی زندگیشان تا مسائل اجتماعی تا مسائل کاری همواره به نحوی معامله می کنند (چند شب پیش هم عرض کردم): با من سلام نکرده من هم سلام نمی کنم، جلویم بلند نشده من هم بلند نمی شوم. از آن طرف (در طرف مثبت) حساب می کنیم در فلان وقت یک هدیه ی چه مقداری به من داده که من یادم باشد برای جبرانش همان مقدار بدهم. این چه کاری است؟ باور کنید این سنت ها بدعت است، سنت های الهی نیست!هدیه اولا باید مورد رضایت انسان از صمیم قلب باشد، ثانیا هرچه مخلصانه تر زیباتر.
جوانان مجلس همه تان می دانید یک روزگاری در این کشور وقتی جنگ بود، زیباترین هدایایی که می گفتند به جبهه داده شده است، کوچکترین هدایا بود. مثلا می گفتند یک خانم مسنی دوتا تخم مرغ داده است. خیلی فرق داشت خیلی تفاوت قیمت داشت با کسی که چند کامیون هدیه کرده بود؛ اما آن چندکامیون را کسی نمی دید، چرا؟ چون آدم وقتی عملش سبک است، و وقتی فکر می کند خبری نیست، خالصانه تر است. خدا نکند ما در شرایطی قرار بگیریم که احساس کنیم خبری شده است. نکند کاری کنیم که خودمان از زیر پای خودمان صندلی برداریم، زمین بخوریم!
تکرار می کنم: نه تنها در امور عبادی، نه تنها در وظایف دینی که در شرایط خانوادگی هم باید اخلاص داشت، در شرایط اجتماعی هم بسیار مهم است باید اخلاص داشته باشیم. اخلاص داشته باشیم (تکرار می کنم مواردش را) یعنی من اگر احترام شما را در جامعه رعایت می کنم، اگر شان شما را رعایت می کنم، برای رضای خدا باشد. من اگر جایی قوانین اجتماعی را، قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت می کنم برای رضای خدا باشد. متدینان ما هم برایشان فرق می کند مساله اگر دوربین باشد یا نباشد! پناه بر خدا!
تاکید و تکرار می کنم: اینکه ما از فردا بگوییم صفر تا صد تمام کارهامان با اخلاص بشود، از ما بر نمی آید. “ما به آن مقصد عالی نتوانیم رسید”؛ اما به لطف بزرگان و این اولیایی که در مجالس آنها شرکت می کنیم، باید تلاش کنیم از یک جاهایی خرده خرده اخلاص را در زندگی خود ظهور و بروز دهیم. بعد آن وقت این می شود که شما یک صدقه بدهید، دو رکعت نماز بخوانید، یک بسم الله الرحمن الرحیم زیبا بنویسید یا به کودکی یاد بدهید، بعد می فهمید آن ” وجب له الجنه” یعنی چه.
خدایا شیرینی اخلاص را به مذاق ما بچشان. خدایا هرچه از عمر ما باقی است، قرین اخلاص و رضایت خودت قرار بده.

 

فایل صوتی:

سخنرانی [حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی مخدوم]
14.5 MiB
145 Downloads
اطلاعات بیشتر

—————————–

۱. البقره : ۱۳۸
۲. المائده : ۵۵
۳. ضربه علی لعمرو یوم الخندق تعدل عباده الثقلین . (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱، ص۶). این روایت در برخی منابع به این شکل هم نقل شده است: ضربه علیّ یوم الخندق أفضل من أفعال أمّتی إلى یوم القیامه (المسترشد فی إمامه علی بن أبی طالب علیه السلام، ص: ۷۱۸)
۴. بقره: ۲۶۴
۵. سبأ : ۴۶

پاسخ دهید