متن سخنرانی استاد علی مخدوم در شب دوم محرم (صدق حسینی) + صوت

فضایل حسینی
مجلس دوم: صدق حسینی (۱)

 

خلاصه سخنرانی:

  • “صدق الحدیث و اداء الامانه” از جمله علامت های اهل تقوی است که بارها با همین لفظ یا مضمون در روایات مختلف تکرار شده است، در حدی که می توان درباره این روایات ادعای تواتر کرد. از جمله ویژگی های فطری انسان، صداقت است و انسان فطرتا از از رذیلت مقابل صدق که همان دروغ و کذب است، تنفر دارد.
  • معصومان (علیهم السلام) و از جمله ایشان پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و امیرالمومنین (علیه السلام)، به گونه ای زیسته اند که همه از جمله دشمنان ایشان، بر صداقت آنها اذعان داشته اند.
  • صداقت مراتبی دارد و از انواع آن، صداقت در برابر خدا و در مقابل پیامبر و ائمه است؛ برای مثال صادقانه بودن عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) این است که در اخلاق، باورها و رفتار دیندارانه، نسبتی با ایشان داشته باشیم.
  • نقطه آغاز ترویج فضایل اخلاقی ای مانند صدق، باید از خودمان و پس از آن خانواده و نزدیکانمان باشد و در این زمینه نبایدگرفتار فرافکنی شویم. بنیان خانواده بر صدق است و رفتار صحیح خانواده بر مبنای میزان صداقت آن سنجیده می شود. فرزندان صداقت را از والدین خویش می آموزند و بهترین میراث برای فرزندان، همین صدق در تمامی ارکان زندگی است.
  • صدق گاه در زبان تجلی نمی یابد؛ بلکه در رفتار است. پیامبر بزرگوار ما حتی از تظاهر به دروغ برای وعده دادن به حیوانات نیز منع می کردند؛ در حالی که تمام زندگی ما به فخرفروشی بر همدیگر حتی به دروغ، می گذرد و توجه نداریم که فراگیر شدن دروغ نه تنها به عنوان یک رذیله اخلاقی بلکه به عنوان یک بیماری روانی، تمام ارکان یک جامعه را می تواند درگیر کند.

متن کامل سخنرانی:

بحثی را که شب گذشته آغاز کردیم و بنا بود پیرامون فضایل حضرت اباعبدالله (علیه السلام) نکاتی را ذکر کنیم به لطف الهی پی میگیریم.
امشب فضیلتی از فضایل امام حسین (علیه السلام) میخواهم عرض کنم. قبلش دوباره محضرتان یادآوری میکنم که بنابر این بود که ما فضایلی را که ذکر میکنیم این نکته را توجه داشته باشیم که این ویژگی های دین ما است و ائمه ما از جمله امام حسین (علیه السلام) تجلی و تبلور تمام عیار دستورات الهی هستند؛ فضایل آنها فضایل دینی است؛ ویژگی های خواسته شده دین نسبت به هر انسان مومنی است که البته در این ساحت های نورانی به اکمل وجه و به بهترین نحو تجلی پیدا کرده است.
موضوعی را که امشب آغاز میکنم اما تصور میکنم دامنه بحث به گونه ای باشد که احتمالا نیاز باشد در جلسه دیگری ادامه بدهم آن را، پیرامون صدق است،راستی، راستگویی.

* صدق، علامت شناخت انسان با تقوی
روایتی خدمتتان قرائت میکنم امام باقر ع روایتی را نقل میکنند که (کان امیر المونین ع یقول) در حقیقت روایت، بیان نورانی امیررالمومنین است که می فرماید: (ان لاهل التقوی علامات یعرفون بها) برای تقوی پیشگان علامت هایی است که با آن علامت ها شناخته می شوند. بعد شروع می کنند به گفتن علامت ها. دو علامت اول محور بحث ما باشد: (صدق الحدیث و اداء الامانه … ) .۱
این عبارت، به طور قطع در صد حدیث ما عین لفظش تکرار شده است: (صدق الحدیث و اداء الامانه)

عبارت “صدق الحدیث و اداء الامانه” [در بیان علامت اهل تقوی] انقدر در روایات معصومان تکرار شده است که این تکرار گویای تواتر است، گویای این است که این یک نگاه استوار است، یک راهبرد است از نظر این بزرگواران.

بماند استاد بزرگوار اخلاق، مرجع عالی قدرحضرت آیه الله العظمی مظاهری می فرمودند انقدر مضامین این مطلب تکرار شده است که با جرات بیان میکنم که بیش از هزار روایت با این مضمون سراغ دارم. به تعبیر حدیثیش به تواتر لفظی هم رسیده است؛ یعنی اگر شما در سند حدیث تردید داشته باشید، انقدر از بیان ائمه بزرگوار ما (علیهم السلام) و نبی مکرم اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) –بالاتر از ائمه- تکرار شده است که این تکرار گویای تواتر است، گویای این است که این یک نگاه استوار است، یک راهبرد است از نظر این بزرگواران.
صداقت. عجیب است صدق، عجیب است راستی.
* پیوند صداقت با فطرت انسان
دیشب هم خدمت شما عرض کردم فضایل در مقابلشان رذایل است به هر مقداری که یک فضیلت در جامعه ای رنگ ببازد، به همان میزان رذیلتِ مقابل آن رشد کرده، جلو آمده و جامعه را آلوده کرده است. در مقابل صدق و صفا دروغ است، فریب است، نیرنگ است، خدعه است. صدق معنای بسیار روشنی دارد. من فکر میکنم که انقدر می شود در این زمینه نکته داشت و صحبت کرد که بیان لفظی واقعا زمان اضافه ای را صرف میکند از انسان.
از ویژگی های فطری انسان ذکر کرده اند همین صداقت است، در مقابل، از ویژگی های فطری انسان ذکر کرده اند مخالفت با رذیلت مقابل آن یعنی دروغ است.
یکی از بهترین شواهد اینکه در فطرت انسانی صدق جا دارد و نه دروغ، و نه کذب، این است که شما اگر آدم دروغگویی را سراغ داشتید، آدم دروغگو هم حاضر نیست بگوید دروغ گو است، آدم دروغگو هم سعی میکند خودش را صادق نشان دهد، سعی می کند خودش را به گونه ای نشان ندهد که فطرت خودش و دیگران نمی پسندد.
اما متاسفانه گرفتاریم به از دست دادن این فضیلت. اقدر گرفتاریم که ادم جرات میکند بگوید این فضیلت در جامعه گاهی رو به فراموشی سپرده می شود و کم کم رنگ خودش را از دست می دهد. ظاهرا کم کم داریم به جایی میرسیم که برای روشن شدن اینکه صدق خوب است باید قسم و آیه اظهار کرد.
* معصومان (علیهم السلام) الگوی صداقت
خود امیرالمونین (علیه السلام) که این بیان را [در روایتی که ذکر شد] دارند، ملاحظه کنید زندگیش را، خیلی صادق بودند خیلی با صفا بودند. دشمنان علی ع هر چه میتوانستند به ایشان نسبت بدهند، نسبت های ناروا، [دادند] اما کسی نسبت عدم صداقت به این وجود مقدس نمی توانست بدهد.
بالاتر از امیرالمونین (علیه السلام) و معلم امیرالمونین (علیه السلام) نبی مکرم اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) عین صداقت بود وقتی به پیامبری مبعوث شد – من داستان های قبل از رسالت را که همه میدانیم، خدمتتان یادآوری نمی کنم- داستانی را یادآوری میکنم محضرتان که جا داشت مخالفان، یک مخالفتی بکنند. بعد از اینکه پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به پیامبری مبعوث شدند، اعلام رسالت فرمودند. از اقوام خود شروع کردند و بعد به مردم سرایت دادند. در دعوت هایی که می کردند چند بار پیش آمد که ذکر میکردند به مناسبت های مختلف از جمله وقتی که بین خانواده و بین بت پرستان ذکر کردند که شما من رو قبول دارید یا نه همه گفتند بله حتی پیامبر مثال زد که اگر بگویم فلان، قبول دارید یا نه؟ گفتند قبول می کنیم. یعنی در صداقت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) تردید نداشتند حتی دشمنان ایشان. ۲
* پیروی صادقانه از معصومان(علیهم السلام)، یعنی دینداری به مانند ایشان
صدق مراتب و زوایا و جنبه های مختلفی دارد از جمله جنبه های صدق، صدق در مقابل خدا است. از جمله جنبه های صدق، صدق در مقابل پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه (علیه السلام) است.
در مقابل خدا باید صادق باشیم در اذکار و دعاهایمان. من در این زمینه چون در شب های آینده موضوعاتی دیگر دارم که به این مساله اشاره کنم، خیلی به تفصیل به این دو قسم نمی پردازم. صدق نسبت به پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه (علیه السلام) یک نمونه اش امام حسین (علیه السلام) است من و شما اینجا برای عزاداری حسین بن علی (علیه السلام) جمع شده ایم. حتما از لوازم صادقانه بودن این عزاداری این هست که نسبتی ولو کوچک با حسین بن علی (علیه السلام) داشته باشیم و گرنه اگر هیچ ارتباطی نداشته باشم آمده ایم چه کار؟
گفت:
بی معرفت مباش که در من یزید عشق اهل نظر معامله با آشنا کنند
در آن بازاری که عشق را به تجارت می گذارند، “اهل نظر معامله با آشنا کنند”.
چقدر آشناییم؟ [برای] این آشنایی، آشنایی ظاهری کفایت نمی کند هان. من امام حسین(علیه السلام) را می شناسم برایش خیلی عزاداری می کنم اما نسبتی در اخلاق و رفتار و دینداری و باورهایم نسبت به این ولی خدا هست یا نیست؟ یا خدای نکرده در زمره ظالمان [در حق] محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و آل محمد (علیهم السلام) به حساب می آیم؟
* در ترویج صداقت، فرافکنی نکنیم
بر همین پایه می خواهم قسم سوم از صدق را محضر شما امشب یادآوری کنم، آن هم صدق با اطرافیان. صدق و همه ی خصائل نیکو و همه ویژگی ها و محسنات اخلاقی باید اولا از خود ما و اطرافیان ما نقطه ی آغاز بگیرد وگرنه ارائه ی به دیگران صرفا کاری انجام نمی دهد. ضبط صوت هم همین کارکرد [سخنرانی من] را می تواند داشته باشد که صرفا به شما بگوید فلان چیز خوب است. صدق را باید از خودمان و خانواده خودمان شروع کنیم. این عرایضم را به نحوی خدمتتان تقدیم می کنم که اولا من دارم به خودم عرض می کنم و و خواهشم این است که شما عزیزان هم هر کدام اول درباره خودتان در نظر بگیرید و فرافکنی نکنیم.
* بنیان خانواده بر صدق است
در خانواده چه اتفاقی باید بیفتد؟ خانواده اگر بنیانش بر صدق نباشد دچار مشکلات زیادی می شود. حضرت آیت الله العظمی مظاهری که امشب از ایشان یاد کردم، یک ویژگی دارند که هر موقع برای یک خانم و آقا صیغه ازدواج می خوانند این آیه را تلاوت می کنند: وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم‏. ۳
آیه جایی نازل شد که قرار بود عده ای از صحابه هجرت کنند و خانواده هایشان راضی نبودند به دستور پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) [با دستور] هجرت؛ یعنی مخالفتی با بازتاب های خیلی بد. آیه پیش از این، تصریح می کند که [خانواده شما] دشمنی می کنندبا شما. ۴ پس صحبت از یک اختلاف ساده نیست. آیه ذکر می کند که (تعفوا) ببخشید، عفو کنید. عفو کردن کجا می آید؟ جایی که شما یک چیزی برایتان پیش آمده [از کسی] ناراحت شده اید و سپس او را می بخشید؛ یعنی اولا شما گلایه مند شده اید اما می بخشید. آیه می فرماید در این حد کافی نیست (و تصفحوا) نه بالاتر [از عفو] بگذرید. گذشت امری بالاتر از بخشش است. اصلا شما آن کدورت را نباید به حساب بیاورید. (و تغفروا) غفران می دانید یعنی چه؟ غفران را برای خداوند استفاده می کنند. ما انتظارمان چیست از خدای غفار؟ انتظار این است که من گنهکار روز قیامت نه تنها موردد بخشش خدا قرار بگیرم که مورد غفران الهی قرار بگیرم. غفران الهی الهی یعنی اینکه خداوند این لطف را بکند که من از دوزخ بیرون بیایم و بتوانم وارد بهشت بشوم. این غفران است. می فرماید (تغفروا) یعنی نه تنها اینکه کدورت نداشته باشید بلکه باید چنان جبران کنید و خوبی کنید در مقابل.

ما معمولا تربیت هایمان به گونه ای است که تصور می کنیم برای تجارت به این دنیا آمده ایم؛ همه اش معامله است. اگر من این را گفتم طرف پر رو می شود. چه در زندگی اجتماعی و چه خانوادگی همه اش در حال معامله هستیم که یک امتیاز به طرف مقابل نباید داد.

ما معمولا تربیت هایمان به گونه ای است که تصور می کنیم برای تجارت به این دنیا آمده ایم؛ همه اش معامله است. اگر من این را گفتم طرف پر رو می شود. چه در زندگی اجتماعی و چه خانوادگی همه اش در حال معامله هستیم که یک امتیاز به طرف مقابل نباید داد.

ببخشید، گذشت کنید و نه، [بیشتر از آن] آمرزش داشته باشید؛ یعنی رفتار خوب در مقابلش. برای چه؟ که این برای چی اش را خدمتتان عرض می کنم. (فان الله غفور رحیم) یادتان باشد قرار است شما در مقابل خدایی قرار بگیرید که از او انتظار غفران و رحمت دارید .
حضرت آیت الله مظاهری معمولاهنگام خواندن خطبه [ازدواج] این آیه را می خوانند و توضیح هم می دهند به آن زوج جوان که توجه داشته باشید زندگی یعنی این. چنین رفتاری یعنی استوار کردن زندگی بر صدق، بر صفا.
* صدق، بهترین میراث والدین صادق برای فرزندان
و از آن طرف، فرزندانی که می خواهند در این خانواده زندگی بکنند اگر هیچ گاه بچه ندیده باشد که پدر دروغ گفته باشد به خانواده به خانمش به بچه هایش، اگر هیچ گاه ندیده باشد مادر به بچه ها به پدر دروغ بگوید، از کجا می خواهد یاد بگیرد دروغ گفتن را؟
این ضرب المثل که می گوید حرف راست را از بچه بشنوید، یعنی چه؟ یعنی بچه حتی اگر شما آمدید به او یاد دادید که دروغ بگوید، میشود فهمید[که دروغ می گوید] از حرکات چهره اش می شود فهمید. بچه اصلا خیلی سخت دروغ می گوید.
آن روایت نبوی یادتان بیاید که فرمود فرزندان شما مسلمان زاده می شوند و شمایید که (یهودانه أو ینصرانه‏) ۵ شمایید که اینها را از مسیر ممکن است به در بکنید. شمایید که ممکن است زمینه هایی را فراهم کنید که اینها دین شما را هم رها کنند. یکی از بهترین ارث هایی که پدر و مادری می توانند برای فرزند خود بگذارند این است که بچه عادت به صدق بکند. یاد بگیرد راست گویی را.
صدق همیشه در زبان نیست؛ گاهی اوقات صدق در عمل است. خیلی اوقات ما رفتارمان رفتاری است که صادقانه نیست.
خواهشم این است که این روایت را بهتر از آنچه من بیان می کنم شما تحویل بگیرید. نبی مکرم اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از جایی عبور می کردند ملاحظه کردند یکی از صحابه لباس عربیش را به گونه ای بلند کرده است که حیوانش احساس کند در آن لباس مقدار غذایی است و آرام شود تا مرد کاری بکند. پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در حال عبور بودند این صحنه را دیدند، تشریف آوردند نزدیک. زدند بر شانه آن صحابی و فرمودند: به حیوان هم دروغ نگو!

چه می شود؟ همه اش فکر می کنیم که زندگی باید در فخرفروشی به همدیگر و لو کان بالدروغ بگذرد! همه اش ناچاریم خودمان را به گونه ای جلوه بدهیم که برای مخاطبان چیزی غیر از آنچه هستیم جلوه کند! چرا خودمان نباشیم؟ باور بفرمایید این غیر از اینکه یک رذیله اخلاقی است، یک بیماری روانی است که میتواند یک جامعه را با خودش درگیر کند. جامعه ای که به دروغ درگیر می شود، به راحتی نمی تواند خودش را از این منجلاب متعفن، بیرون بکشد.

چه می شود؟ همه اش فکر می کنیم که زندگی باید در فخرفروشی به همدیگر و لو کان بالدروغ بگذرد! همه اش ناچاریم خودمان را به گونه ای جلوه بدهیم که برای مخاطبان چیزی غیر از آنچه هستیم جلوه کند! چرا خودمان نباشیم؟ باور بفرمایید این غیر از اینکه یک رذیله اخلاقی است، یک بیماری روانی است که میتواند یک جامعه را با خودش درگیر کند. جامعه ای که به دروغ درگیر می شود، به راحتی نمی تواند خودش را از این منجلاب متعفن، بیرون بکشد.
داشتم عرض می کردم، صد روایت ذکر شده است که ایمان را چگونه معرفی می کند؟ تقوی را چگونه معرفی می کند؟ به (صدق الحدیث و اداء الامانه) عین عبارتش. و عرض کردم که فرموده اند که بیش از هزار روایت با این مضمون وجود دارد.
یک روایت دیگر از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بخوانم خدمتتان. (لَا تَنْظُرُوا إِلَى کَثْرَهِ صَلَوَاتِهِمْ‏ وَ صِیَامِهِمْ‏ ) نگاه نکنید به آدم ها به زیادی نمازهایی که می خوانند و زیادی روزه هایی که می گیرند (وَ کَثْرَهِ الْحَجِّ وَ الزَّکَاهِ) حتی اگر اهل حج رفتن های مکررند، باز هم به این نگاه نکنید. حتی اگر زکات فراوان می دهند، باز هم این جلب توجه نکند برای شما. یعنی چه؟ یعنی اینها نشانه های فوق العاده ای نیست؛ دارد وظایفش را به صورت عادی انجام می دهد. (وَ کَثْرَهِ الْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّیْلِ) حتی اگر شب زنده داری میکنند به آن هم نگاه نکنید (انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَهِ). ۶
یک آیه بخوانم خدمت شما: (قُلْ إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَلا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبین‏) ۷
خطابش به پیامبر است میفرماید پیامبر، بگو (إِنَّ الْخاسِرینَ) آنهایی که بیچاره اند آنهایی که بدبختند (خسران یعنی بدبختی) چه کسانی اند؟ (الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ) کسانی هستند که یک رفتار را خود دارند و این را در خانواده ی خود نهادینه می کنند. در روز قیامت بیچارگانند. دچار خسرانند.
ما تحمل عدم صداقت دیگران را نداریم. پس چرا گاهی اوقات جرات می کنیم و در مقابل خدا می ایستیم. می گویند دروغ کلید گناهان است.
اجازه بدهید از این مساله یک نکته درس آموز دیگر خدمتتان عرض کنم و کم کم عرضم را تمام کنم. عرض کردم که صدق به عنوان یک فضیلت، اگر در خانه ما آغاز نشود، ما نمی توانیم این را از دیگران انتظار داشته باشیم اولا، و ثانیا از مهمترین وظایفی است که باید در برابر آن پاسخگو باشیم.

یا نباید انسان بود و انسانی زندگی کرد، یا اگر می خواهیم انسان باشیم، مستلزم این است که خیلی از عوارضش را بپذیریم. بله سختی دارد. انسان مومن لازمه اش موازینی است که این موازین را یک ذره از آنها عقب بنشیند باید جوابگو باشد. حتی به قدر مثقال ذره ای از انسان خواهند پرسید.

* ارتباط خانوادگی امیرالمومنین(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها)، مصداق زندگی صادقانه
خانواده ای را میخواهم محضرتان مثال بزنم. عرض کردم امیرالمونین(علیه السلام) خیلی صادق و با صفا بود. حضرت زهرا(سلام الله علیها) هم همین طور بود. او هم فوق العاده صادق بود. به خصوص و اولا با همسر بزرگوارش. با همه این اوصاف [و با وجود این میزان از ] صداقت می دانید در لحظات آخر به امیرالمومنین(علیه السلام) چه گفت؟ گفت یا علی! اگر کمبودی، مشکلی، کاستی ای دیدی، اگر کاری انجام داده ام که تو راضی نباشی، یک جوری در این لحظات از من درگذر. امیرالمومنین(علیه السلام) خودش در آن لحظه شرمنده ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) است که او خودش نگهبانی آستان ولایت می کرد که لطمه دید؛ شهیده ی این پاسداری است. امیرالمومنین(علیه السلام) خودش احساس شرم داشت وقتی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به قبر می سپرد نسبت به پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) که امانتم را خوب تحویل دادم یا نه؟ بعد حضرت زهرا (سلام الله علیها) می گوید مرا حلال کن. خیلی دردناک است. حضرت زهرا به علی (علیه السلام) می گوید که من از پدرم خودم شنیدم که اگر زنی به گونه ای رفتار کند که شوهرش از او راضی نباشد، هر چه هم عمل حسنه داشته باشد به صورت به آتش جهنم انداخته می شود.
آقایون بزرگوار خیالتون راحت نباشد، این برای خانم ها به تنهایی نیست
یا مکن با پیل بانان دوستی یا طلب کن خانه ای در خورد پیل
یا نباید انسان بود و انسانی زندگی کرد، یا اگر می خواهیم انسان باشیم، مستلزم این است که خیلی از عوارضش را بپذیریم. بله سختی دارد. انسان مومن لازمه اش موازینی است که این موازین را یک ذره از آنها عقب بنشیند باید جوابگو باشد. حتی به قدر مثقال ذره ای از انسان خواهند پرسید.

فایل صوتی سخنرانی:

سخنرانی (حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی مخدوم)
13.4 MiB
124 Downloads
اطلاعات بیشتر

———————————–

۱. الخصال، ج‏۲، ص: ۴۸۳
۲. در آغاز تبلیغ علنی دین اسلام، پیامبر(ص) روزی در کوه صفا ، با صدای بلندی فریاد برآورد : « یا صباحاه » عرب خبرهای وحشت انگیز را با این کلمه آغاز می کند . وقتی که تعدادی به حضور پیامبر جمع شدند ، فرمود : ای مردم هرگاه من به شما گزارش دهم که پشت این کوه دشمنان شما موضع گرفته اند و قصد جان و مال شما را دارند آیا مرا تصدیق می کنید ؟ همگی گفتند : ما در طول زندگی از تو دروغی نشنیده ایم. سپس فرمود : ای گروه قریش خود را از آتش نجات دهید من برای شما در پیشگاه خدا نمی توانم کاری انجام دهم من شما را از عذاب دردناک می ترسانم . سپس افزود : موقعیت من همان موقعیت دیده بانی است که دشمن را از نقطه دوری می بیند و سریع برای نجات قوم خود به سوی آنان شتافته و با شعار مخصوص یا صباحاه آن ها را از پیشامد با خبر می سازد. فروغ ابدیت ، ج ۱،ص ۴-۲۶۳
۳. التغابن : ۱۴ ‏
۴. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم
۵. تصحیح اعتقادات الإمامیه، ص: ۶۱؛ و قد روی عن النبی ص روایه تلقاها العامه و الخاصه بالقبول قال کل مولود یولد فهو على الفطره و إنما أبواه یهودانه أو ینصرانه‏.
۶. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏۱۴، ص: ۶
۷. زمر:۱۵

پاسخ دهید