حاجی! تقصیر خود شماست…

یادداشت حاج مهدی تدینی در پی تخریب‌های اخیر رسانه‌های ضدانقلاب به ذاکر ارزشی #حاج_محمود_کریمی

 

karimi-01
هو العزیز
حاج محمود عزیز سلام!
زیارت قبول!
طاعات و عباداتتان قبول باشد.
حال شما خوب است؟

حاجی جان! همه دارند گلایه می‌کنند؛ بگذار من هم با گلایه شروع کنم:
اصلاً تقصیر خود شماست که این اتفاقات برایتان می‌افتد؛ می‎خواستید اینقدر خاص و مؤثر نباشید!
می‌خواستید اینقدر مبدع و جریان‌ساز نباشید!
کمی جلوی خوبی خودتان را می‌گرفتید خب!
شما هم مثل خیلی‌ها یک جوان را کنارتان می‌گذاشتید تا برایتان ذکر بگوید و به تعبیر مقام معظم رهبری جوانان هم بالا و پائین می‌پریدند و هیأت را تمام می‌کردید!

حاجی! تقصیر خود شماست.

اگر سنّت و تجدّد را در کنار هم نمی‌گذاشتید و با این کارتان، باعث نمی‌شدید پیرو جوان نوحه‌هایتان را زمزمه کنند، اصلاً کسی کار به کارتان نداشت.

اگر گوشه‌های مهجور موسیقی ایرانی را در نوحه‌سرایی به کار نمی‌گرفتید تا هم خدمتی به فرهنگ این مرز و بوم کرده باشید و هم نوآوری در دستگاه ارباب، اگر صدای شما تا آن وَرِ دنیا هم نمی‌رفت، اگر بیبشترین طرفدار را در بیرون از ایران نداشتید، اگر مادحین کشورهای عربی هم از آهنگ‌هایتان استفاده نمی‎کردند، اگر ماندگارترین نوحه‌ها و نواها از آنِ شما نبود، اگر این همه جوان را جذب مجلس اباعبدالله الحسین ع نمی‌کردید، اگر در هجمه‌های فرهنگی دهه‌ی هشتاد سینه سپر نمی‌کردید، اگر هر سال داخل و خارج از کشور منتظر نوآوری‎‌های شما در عرصه‌ی ذاکری و مدح اباعبدالله الحسین ع نبود، اگر از این مناسبت تا آن مناسبت همه منتظر سبک‌ها و اجراهای بی‌نظیر شما نبودند، چه کسی به شما حمله می‌کرد؟

اصلاً اگر یک مداح فرهیخته نبودید تا در جلساتتان به نوجوانان و جوانان کتاب معرفی کنید، به شما هجمه می‌شد؟
من که می‌گویم تقصیر خود شماست.

بله من هم با عرض معذرت از محضرتان به داستانی که تعریف کردید، ایراد دارم و معتقدم جایش در رسانه ملّی نبود. خود شما هم دو دل بودید که آن را تعریف کنید یا نه؟! امّا می‌دانم در آن دل شب پیش خودتان گفته‌اید شاید یک جوان گنه‌کار آن موقع شب صدای شما را بشوند یا بعداً در فضای مجازی این داستان پخش شود و ببیند و به آغوش ارباب برگردد.

حاج محمود عزیز! مگر چند نفر داریم که در مناجات با خدا آنگاه که برای مردم هم می‌خوانند، حالشان مثل شما خوش باشد؟ مگر چند نفر داریم که پای سفره‌ی مناجات اول خودشان اشک بریزند؟ آخر چرا از این کارها می‌کنید؟ چرا مناجاتتان هم مثل روضه‌هایتان، مثل نوحه‌هایتان بی‌نظیر است؟ آخر چرا؟! خب شما هم کمی معمولی باشید!

دیدید وزیر هم به زیرکی با توئیتش به شما تکّه انداخت؟ راستی خروجی هیأت شما شهید حدادیان است و خروجی وزارت آن وزیر چیست؟ دقت کرده‌اید کتابها، آلبوم‌های مویسقی و فیلم‌هایی که مجوز می‌دهند چه بر سر فرهنگ و ایمان مردم می‌آورند؟

اصلاً همین روزها یکی از کسانی که در فوتبال برای خودش اسطوره ای شده، دیده‌اید چه سوتی بزرگی داده است؟ دیده‌اید که به خاطر این ویروس منحوس کرونا، به دین طعنه زده و آن محتاج علم دیده است؟ چرا کسی به او گیر نداد؟ چرا او را زیر سوال نبردند؟ بیچاره نمی‌داند آنچه امروزِ غرب را رقم زده، بیشترش به خاطر بهره‌مندی از سفره‌ی علم مسلمانانی است که بعد از اسلام به آن قله‌های دانشی رسیدند. بیچاره ربّ المشرقین و ربّ المغربین به گوشش نخورده تا بداند ۱۴۰۰ سال پیش، خدای متعال به مسلمانان فرموده زمین کروی است. بیچاره نباید هم بداند؛ چون کل عمرش را یا دنبال توپ دویده یا به دنبال باد کردن غرورش.

اصلاً چرا از دیگران می‌گویم؟ بگذار از دل‌شوره های خودم برایتان بگویم…

حاج محمود! از آن شبی که گفتید دائی جانبازتان به خاطر کرونا پر کشید، مدام دارم روزها را می‌شمارم تا ۱۴ روز بشود و خیالم راحت بشود که زبانم لال شما کرونا نگرفته‌اید. همه‌اش دلشوره دارم که نکند در بیمارستان به ملاقات دایی‌تان رفته باشید یا در تشییع شرکت کرده باشید –و خدای نکرده به شما منتقل شده باشد.

حاجی جان! از این مراسم تا مراسم بعد، موهای سفیدتان را می‌شمارم و حواسم هست که چقدر بیشتر شده‌اند. درست است که هر چه نوکر ارباب پیرتر شود، خواستنی‌تر می‌شود ولی آرزوی طول عمر شما مثل آرزوی طول عمر حضرت آقا، مثل طول عمر سید حسن نصر الله، مثل طول عمر حاج منصور برایم مهم است.

حاجی جان می‌دانستی اینقدر عاشق دیوانه داری؟
حاج محمود؛ خواهشی دارم!
نکند امسال صدا و سیما را تنبیه کنید و اجازه ندهید مجالستان را پخش کنند. به فکر آن کسانی باشید که در روستاهای دورافتاده‌ زندگی می‌کنند؛ روستاهایی که فضای مجازی راهی به آنجا ندارد و فقط از قاب تلویزیون به دیدن شما عادت کرده‌اند. حاجیِ عزیزم فقط به خاطر آنها… بیا و از صدا و سیما بگذر.

حاج محمود! ببخش که شما را با اسم کوچک صدا زدم. خاصیت همنشینی زیر پرچم ارباب این است که انسان احساس صمیمیت می‌کند. ما با صدای شما عقد اخوّت بسته‌ایم.

راستی! از شما آموخته‌ام در گرفتاری‌ها این را بخوانم؛ سالهاست این را می‌خوانم و گریه می‌کنم: هر کی گرفتاری داره ذکر اباالفضل می‌گیره… نداره هیچ راه چاره ذکر اباالفضل می‌گیره

کوچکترین و حقیرترین نوکر ارباب #مهدی_تدینی
سحرگاه ۱۶ اردیبهشت

 

پاسخ دهید